قلعه ی مانز رجوی به تفرجگاه مقامات بی اختیار آلبانی تبدیل شده

طبق اعلام رسانه های مجاهدین خلق، خانم کروئه مازی رئیس جنبش سوسیالیست آلبانی که درعین حال همسر رئیس جمهور آلبانی هم هست ( رئیس جمهوری که دلیلی برای دشمنی با ایران ندارد ولی عملا میکند) از اسارتگاه مانز که رجوی ها دوستتر دارند که اشرف 3 بنامندش ، بازدید کرده است.
جریان این خبر بصورت زیر دراین رسانه ها منعکس شده است :
” مریم رجوی ضمن خیرمقدم به خانم کروئه مازی و هیات همراه ایشان و با قدردانی از میهمان‌نوازی مردم آلبانی گفت: برای مجاهدین و مقاومت ایران مایه خوشوقتی است که از حمایت فراحزبی در آلبانی برخوردارند. مردم ایران به‌ویژه جوانان و کانون‌های شورشی مصمم هستند به دیکتاتوری دینی با همه جناح‌های آن پایان دهند. آن‌ها برای دست‌یابی به آزادی حاضر به پرداخت هر بهایی هستند و تردیدی نیست که ایران آزاد خواهد شد “.
این شیوه نه مهمان نوازی، بلکه کمک تمام به زندانی و تداوم ایزوله شدن اعضای مفلوک مجاهدین خلق است واگر مهمان نوازی درکار است، برای مریم وتعدادی انگشت شمار از زیردستان اوست که بطور آزادانه تردد داشته وهر بلایی را که خواستند برسر این اعضاء بیآورند والبته این مسئله ربطی به ملت آلبانی ندارد واگر حرف اخیر را قبول ندارید ، مناظره هایی با جدا شدگان ورهبران سازمان بگذارید تا نظر مردم آلبانی را بعد از آگاهی از تمام زوایای قضیه ، بدانید.
دولت آلبانی بما- بعنوان اعضای خانواده های این مجاهدین بیچاره ویا جدا شده ازاین مناسبات غیر انسانی- اجازه دهد تا مسائل ومشکلات خود را در رسانه های آلبانی مطرح نموده و آنگاه میزان صحت وسقم ادعاهای مریم روشن شود!
ضمنا بازهم مجبور به توضیح هستم که فرق بنیادین بین مردم وکانون های شورشی مریم که عمدتا درفضای مجازی شعر وغزل میخوانند ، وجود دارد ودرکنار هم قرار گذاشتن این دو عنصر ناسازگار، تحقیر مردم است وخیانت به آنها!
دیگر اینکه آزادی مورد نظر مریم که عین اسارت و بردگی است ونمود عینی اش را درتشکیلات فرقه ی رجوی دیده ویا شنیده ایم ، مورد قبول مردم ایران نیست!
همچنین :
“وی گفت: اخراج سفیر و سه به‌ اصطلاح دیپلمات دیگر رژیم آخوندی از آلبانی، بیانگر هوشیاری و قاطعیت آلبانی و تعهد شما به ارزش‌های انسانی است .رفتار آلبانی باید سرمشقی برای همه کشورها به‌ویژه در اروپا باشد. اکنون زمان اتخاذ یک سیاست قاطع در قبال پدرخوانده تروریسم و بنیادگرایی است “.
دولت آلبانی درکنار داد وستدهایی که میتواند با رهبران باند رجوی داشته باشد ، دشمنی شخصی با سفیر ایران نداشته واخراج او با این داد وستد ومخصوصا ” بفرموده ” بوده است!
شکل منطقی قضیه عبارت ازاین است که این تصور وجود دارد که ممکن است سفارت ایران کمک هایی به جدا شدگان ازمجاهدین بکند واین امر سبب تشویق دیگرانی که هنوز تردیدها وترس هایی ازجدا شدن دارند گردد که مسلما مریم خانم ، اربابان آمریکائی واسرائیلی او ازفروپاشی تشکیلاتی که هنوز بصورت نباتی وجود دارد، هراسان است و میترسد که با ازدست دادن این سیاهی لشکر خود، کمک های مالی وسیع عربستان و … را از دست بدهد!
تمامی این اقدامات دراین زمینه انجام میگیرد وهمه چیز درراستای درهم کوبیدن معترضین تشکیلاتی است و مسئله ی سفیر ودیپلمات ها و …، بهانه ای بیش نیست!
ما اطلاع موثقی داریم که سازمان برای جمع آوری بیشتر نیرو درتظاهرات بی فروغش که برعلیه منافع ملی ایران ودر راستای ایران هراسی درخارج کشور انجام میگیرد ، فرزندان مجاهدین خلقی که دراروپا سرگردانند و کاری به سازمان و حکومت ایران ندارند ، بشدت زیر تهدید وتطمیع واقع میشوند تا درتظاهرات آنها شرکت کنند.
نمونه هایی از تبانی با پلیس بعضی ازکشورهای اروپائی وجود دارد که طبق آن، پلیس این افراد بیطرف را برای ساعاتی وبدون اینکه علت آنرا توضیح دهد برای زهر چشم گرفتن به سلول های انفرادی هدایت میکند تا مجبور به همکاری با مجاهدین شوند!!!
بازهم :
” خانم کروئه مازی با ابراز شادمانی از دیدار با مریم رجوی و رزم‌آوران آزادی گفت: آلبانی و مردم آلبانی به‌خاطر مهمان‌نوازی‌شان برای مردمی که از خانه‌هایشان رانده شده‌اند شناخته می‌شوند.همان نیرویی که مردم آلبانی را قادر کرد آزادی و دمکراسی را به‌دست بیاورند… من اکنون درک می کنم چرا رژیم ایران تا این حد از شما وحشت دارد زیرا شما دارای تفکر و نظرگاهی هستید که می‌توانید دمکراسی را به کشورتان بیاورید، چیزی که در برنامه ده ماده‌یی متبلور است “.
سوای اینکه این قضیه ربطی به مردم آلبانی ندارد، این نوع مهمان پذیری دراصل مهیا کردن وسائل مرگ تدریجی آنهاست ونشانگر خیانت دولت آلبانی به تعهداتش و سبب شرمساری تاریخی ملت بی گناه آلبانی خواهد شد!
رژیم ایران آنگونه که وانمود میشود ، ترسی ازاین تشکیلات نباتی ندارد و البته طبیعی است که گاه وگداری برای آرام کردن خانواده های معترض، اقدامات کوچکی بکند و حرفی بزند.
بزرگترین خسران دیده ی این مسئله، اعضای اسیر و بی اراده شده ی سازمان از یک طرف و خانواده های دچار محنت ومصیبت شده ی آنها ازطرف دیگر است.
این خانم سوسیالیست؟! بدون توجه به چند خط نوشته ی روی کاغذ که توسط مریم ومشاورین اش تهیه شده ومطلقا با روش واعتقادات او سازگاری ندارد و صرفا برای عوامفریبی نوشته، راسا به خواندن شرح حال همین چند هزارنفر مراجعه کرده واگر وجدانی دارد، آنگاه به قضاوت بنشیند!
نوید

خروج از نسخه موبایل