<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	
	>
<channel>
	<title>
	دیدگاه‌ها برای: سرایت کرونا به پایگاه مجاهدین و تأیید مرگ یک عضو این فرقه	</title>
	<atom:link href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/38951/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/38951</link>
	<description>تلاش برای رهایی از فرقه رجوی</description>
	<lastBuildDate>Sun, 05 Apr 2020 19:50:56 +0000</lastBuildDate>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=6.9.4</generator>
	<item>
		<title>
		توسط: ناشناس		</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/38951#comment-1163</link>

		<dc:creator><![CDATA[ناشناس]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 06 Apr 2020 00:20:56 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=38951#comment-1163</guid>

					<description><![CDATA[حکایت منافقین، حکایت داستان زیر است:
معروف است که وقتی ارتش فرانسه زمان ناپلئون بناپارت به دروازه های قاهره رسیده حدود سه ماه متوقف شد و هر کار می کرد نمی توانست وارد شهر شود، در آن زمان یک مصری آمد و گفت اگر صد هزار سکه طلا به من بدهید راه ورود به شهر را به شما نشان می دهم، بناپارت قبول کرد و با کمک آن مصری خیانتکار توانست قاهره را فتح کند، پس از فتح قاهره آن مصری نزد ناپلئون رفت و تقاضای جایزه اش را کرد، ناپلئون دستور داد جایزه اش را به بود بدهند و بعد او را اعدام کنند، همه شوکه شدند وبرخی سوال کردند که وی به تو کمک کرد قاهره را فتح کنی چرا می خواهی اعدام اش کنی ؟
می گویند ناپلئو گفت: &quot;هر کس وطن و ملت خود را بفروشد، هر چه قدر هم گران بفروشد، پست تر و ارزان تر از آن است که به من وفادار باشد، روزی به من هم خیانت خواهد کرد پس سزایش آن است که جلوی سگ ها بیاندازین اش. سپس گفت بایستید او را جلوی سگ ها نیاندازید مبادا از گوشت اش بخورند و آلوده شوند، این سگ ها از او وفادارتر هستند، اعدامش کنید و بعد بسوزانید که وجودش به حیوانات هم سرایت نکند وآنها راه خیانت را یاد نگیرند &quot;.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>حکایت منافقین، حکایت داستان زیر است:<br />
معروف است که وقتی ارتش فرانسه زمان ناپلئون بناپارت به دروازه های قاهره رسیده حدود سه ماه متوقف شد و هر کار می کرد نمی توانست وارد شهر شود، در آن زمان یک مصری آمد و گفت اگر صد هزار سکه طلا به من بدهید راه ورود به شهر را به شما نشان می دهم، بناپارت قبول کرد و با کمک آن مصری خیانتکار توانست قاهره را فتح کند، پس از فتح قاهره آن مصری نزد ناپلئون رفت و تقاضای جایزه اش را کرد، ناپلئون دستور داد جایزه اش را به بود بدهند و بعد او را اعدام کنند، همه شوکه شدند وبرخی سوال کردند که وی به تو کمک کرد قاهره را فتح کنی چرا می خواهی اعدام اش کنی ؟<br />
می گویند ناپلئو گفت: &#8220;هر کس وطن و ملت خود را بفروشد، هر چه قدر هم گران بفروشد، پست تر و ارزان تر از آن است که به من وفادار باشد، روزی به من هم خیانت خواهد کرد پس سزایش آن است که جلوی سگ ها بیاندازین اش. سپس گفت بایستید او را جلوی سگ ها نیاندازید مبادا از گوشت اش بخورند و آلوده شوند، این سگ ها از او وفادارتر هستند، اعدامش کنید و بعد بسوزانید که وجودش به حیوانات هم سرایت نکند وآنها راه خیانت را یاد نگیرند &#8220;.</p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
	</channel>
</rss>
