تهدید علنی رسانه ها به چند و چی و چگونه …!

سخنگوی کذاب و دجال مجاهدین ، این بار علنا رسانه ها را مورد تهدید قرار داده و همه را به چشم پوشی از جنایات رجوی ها و سکوت در برابر افشاگری ها ، دعوت کرده است !
این سخنگو با ادبیات خاص خودش همه ی اصحاب رسانه در جهان را اینچنین تهدید کرده است :
” حکم دادگاه در مورد فرانکفورترآلگماینه ،هشداری است دوباره به کلیه رسانه‌ها و کسانی که به طرح ادعاها و افترائات آخوندپسند علیه مجاهدین مبادرت می‌کنند. کسانی که سفارشات رژیم و دستگاههای اطلاعاتی آن را منعکس یا رله می‌کنند. روزی فاش خواهد شد که «چند» و «چی» و «چگونه» گرفته‌اند! ”
سه موردی که در روزنامه ی فرانکفورتر آلگمانیه، درج شده است و سازمان مدعی کذب بودن آنهاست عبارتند از:
1. صحبت از شکنجه و آزار در سازمان توسط جداشدگان
2. ممنوعیت ارتباط با خویشاوندان و ممنوعیت داشتن تلفن دستی
3. انتقال مجاهدین به آلبانی با کمک های عربستان سعودی
رهبران سازمان مجاهدین ، با عنایت به ضرب المثل ” کافر همه را به کیش خود پندارد” ، فکر می کند که همه جهانیان مثل خود آنها برای هر کاری مزدوری کرده و نوکری شخص یا دولتی را انجام می دهند : نوکری صدام حسین و اینک آمریکائی ها . این نوکری سران این فرقه را به گونه ای ابلهانه ، عادت داده است که گویا ، همه ی اصحاب رسانه ها چونان خودشان ، نوکر یا مزدور کسی هستند!
جا دارد که رسانه های جهان ضمن توجه به ماهیت پلید رهبران این فرقه ، اکنون با عزمی جزم تر و اراده ای پولادین تر، به افشاگری های مستند در مورد این فرقه دست زده و این غلط های اضافی سخنگوی کذاب مجاهدین را بر سرشان خراب کنند!
هر سه مورد یاد شده در این رسانه ، مستند، مستدل و اتفاق افتاده شده است .
شکنجه و آزار و زندان انفرادی ، از غیرقابل انکارترین وقایع اتفاق افتاده در درون این سازمان جهنمی است ، نگارنده و صدها جداشده ی دیگر می توانیم در هر دادگاهی بر اثبات این مدعی و ارائه ی مستندات قانونی وشهادت در آن دادگاه ، اقدام کنیم! بقدری این شکنجه ها و زندان های انفرادی و آزار و اذیت ها ، اظهر من الشمس است که هر دادگاهی را اقناع خواهد کرد. کتاب های بسیار و افشاگری های مستدل و مستند فراوان ، اثبات کننده ی این مدعی خواهد بود. خوشبختانه همه ی جداشده ها زنده و حی و حاضر بوده و همگی آماده ی شهادت در هر دادگاهی می باشند. مطالب نوشته شده در این رسانه ، نوک کوه یخی است که اظهار شده و مسئولین این روزنامه می توانند اقدام به نوشتن سلسله مصاحباتی با تک تک جداشدگان نموده و در رسانه های خود درج کنند ، تا ببینیم کدام دادگاه می خواهد ما جداشدگان را محکوم کند که چرا دست به افشاگری در مورد جنایات اتفاق افتاده در فرقه ی قرون وسطائی رجوی زدیم، البته واضح است که این بار دادگاه رهبران مستبد سازمان را مجبور به پرداخت غرامت بابت تک تک روزهائی خواهد نمود که اعضاء در زندان های انفرادی به جرم نداشته، زندانی شده اند!
” ممنوعیت ارتباط با خویشاوندان و ممنوعیت داشتن تلفن دستی ” ، این مورد هم که اصلا نیاز به توضیح ندارد ، کارنامه و عملکرد مجاهدین در عراق و اشرف لعنت شده ، بسیار گویاست ، اما برای اطلاع خوانندگان احتمالی که از نزدیک شاهد جنایات در اطراف اشرف نبودند باید عرض کنم که : این از خدابی خبران، اجازه نمی دادند پدران و مادران پیر نزدیک حصارهای اشرف شوند و آنها را با سنگ و تراشه ی آهن وهر چیز ممکن دیگر می زدند.
اشاره کوتاهی به گزارش یک خانواده، گویای همه چیز است :

” امروز، روز دومیست که در گرمای سوزان بغداد راهی کمپ لیبرتی شدیم، با وجود کارشکنی های بسیار، با صبر و توکل بالاخره خود را به درب کمپ رساندیم تا روزی دیگر به دنبال یار باشیم.
امروز مقابل درب دیگر کمپ جمع شدیم که با صحنه ای شوک آورمواجه شدیم – با سیم خاردار و سنگربندی نظامی و دیوارهای ساخته شده از آهن – که تمام این تمهیدات نه برای حمله ی دشمن، که برای مقابله با خانواده های چشم انتظار فرزند و تقاضاکننده ی ملاقات بوده است. و این صحنه ها، صد البته که عزم خانواده ها را برای رسیدن به هدف راسخ تر از قبل نمود.
روزی سخت بود، اما مثل همیشه خانواده ها قدرتمند و محکم ایستادند، و از ته دل عزیزانشان را صدا زدند؛ سعی کردند با گذاشتن سرود “ای ایران”، پیام دوستی و عشق به مام وطن را در فرزندان زنده کنند.
اما این روز سخت، همراه با ناله های پدران و مادران پیر و با فریادهای “دوستتان داریم” خانواده ها، با گریه ی پدری در فراق فرزند، با ناله ی مادری که سوی چشمانش را برای فرزندش از دست داده، ادامه داشت.
خانواده ها با بالارفتن از دیوارها سعی در دیدن فرزندانشان حتی در دور دست داشتند. آنها با دیدن هر یک از بچه های درون کمپ، فریاد شوق و شادی سر میدادند و آنها را دعوت به دیدار مینمودند.
اما در آخر، از خانواده ها با پرتاب سنگ پذیرایی شد.
سنگهایی که بر پای مادری، بر سر برادری، بر دست همسری اصابت کرد اما آنان همان را غنیمت شمرده و بسان پیام عشق بر آنان به نیت رویشان بوسه زدند.
در پاسخ تمام ناله ها و ضجه ها، سنگ بود که فرستاده شد.
جالب است که ندیدم، خشمی، ناراحتی و بغضی از اصابت این سنگها به خانواده ها، بلکه هرچه بود عشق و عاطفه و علاقه بود.
سنگهایی که از جانب خانواده ها با گل پاسخ داده شدند.
گلهایی که عاملان فرقه با آتش زدن آنها خواستند تا خانواده ها را ناامید کنند و بگویند که این آمدنها و رفتنها بی حاصل است، اما ما میدانیم که حاصلی داشته که برای ترساندن ما از سنگ استفاده کردند.
بارها و بارها و بارها فریاد “دوستتان داریم” بود که تا به ثریا میرسید.
در انتهای روز، خانواده ها همچنان با امید به روزی دیگر، و برای دستیابی به حق مسلم ملاقات بازگشتند.
امید به آینده تنها داشته ی ما خانواده هاست. خدایا این امید را از ما نگیر. الهی آمین
پیام ما امید – نوید ما آزادی
سهیلا سلمان زاده، خواهرزاده رحیم سهرابی (اسیر در فرقه رجوی)”

بله این بود جواب سران فرقه ی قرون وسطائی رجوی به خانواد ه ها !!!
پس امکان ملاقات نبود!
اما تلفن همراه !
کدام عضو فرقه تلفن همراه یا به قول سخنگوی دجال! تلفن دستی ، داشته است ؟ شاید این ممنوعیت یک ادعای مسخره از طرف ماست و همه ی اعضای اسیر در فرقه ، تلفن همراه دارند وما بی خبریم!!!
امیدوارم در روزهای آینده این سخنگوی دجال! برای ثبوت درستی ادعای خودش که در فرقه داشتن تلفن همراه ممنوع نیست ، مستنداتی هم داشته باشد.
اما نکته ی بعد:
انتقال مجاهدین به آلبانی با کمک چه کسی بوده است ؟!
من نمی گویم : عربستان ، امریکا ، اسرائیل یا هر دولت دیگر!
انتقال مجاهدین از عراق البته که خواسته ی رهبران مستبد و دیکتاتور سازمان نبود! در عراق به ما می گفتند که باید پناهندگی عراق را قبول کنیم ! و در عراق ماندگار شویم!
اما به یمن حضور مستمر خانواده ها در اطراف این پادگان ، خانواده ها و البته مردم عراق در کنار خانواده ها سازمان را از عراق اخراج کردند! دراین میان نیز برخی دولت ها در تضاد با دولت ایران سعی در کشیدن این برگ و ورق و بدست گرفتن آن ! کارهائی کردند و مجاهدین که دیگر کار خود در عراق را تمام شده می دیدند، تن به نوکری برای آنان دادند، اما نقش اصلی در این میان نقش خانواده ها بود که به خروج فرزندانشان از عراق و نجات جان آنان ، پای فشرده و اصرار داشتند! این امر نباید فراموش شود.
اما خطاب به اصحاب رسانه باید گفت:
ما جداشدگان که بالغ بر صدها و بلکه هزاران نفر هستیم ، آماده ایم تا در هر دادگاهی به افشای جنایات رجوی ها در عراق و پادگان اشرف پرداخته و بعنوان شاهدان عینی در هر دادگاهی شهادت بدهیم . بی گمان وجدان های آزاد و رسانه های مستقل جهان بخوبی بر جنایات رهبران فرقه ی رجوی اشراف دارند و آگاه هستند، اما آن عزم جزم برای راه اندازی این کمپین هنوز اتفاق نیافتاده است . این کوتاهی ها منجر به جری تر شدن رهبران گستاخ مجاهدین شده و گستاخانه مستندات و وقایع تاریخی را انکار می کنند که البته آب درهاون کوبیدن است و بی شک آنروز دور نیست که سران این فرقه ی جهنمی وغائبین و حاضرین جنایتکار این فرقه در دادگاههای صالحه به محاکمه کشیده خواهند شد و آنروز برای اظهارغلط کردم هایشان ، دیر خواهد بود…
“چند ” و ” چی ” و ” چگونه “…! را باید رهبران مجاهدین بالا بیاورند که شرافت، غیرت، انسانیت ، وطن و فرزندان این میهن را به “چند” و “چی ” و “چگونه” و کی به چه کسانی فروختند؟
فرید

خروج از نسخه موبایل