خلبان اختصاصی شاه ، سرمشق نه شاه!

در خبرها شنیدیم که سرهنگ بهزاد معزی ، خلبان هواپیمای حامل مسعود رجوی و بنی صدردر سال 1360 از تهران به پاریس، در بیمارستانی در پاریس در گذشت.

واقعیت این است که هرگز تمایل نداشته ام که در مورد سوابق کسی بنویسم که فوت شده است، چرا که هر که بوده ، اکنون که در میان ما نیست، لزومی به توضیح در مورد گذشته اش نیست جز طلب آمرزش گناهانش !

اما چند خطی منتسب به مسعود رجوی در باره اش نوشته و منتشر گردید که مرا مجبور به توضیحاتی در این مورد نمود!

از مسعود رجوی، در سایت های وطن فروش رجوی جملاتی کوتاه ، بدین مضمون منتشر شده است :

” مسعود رجوی – ۲۱دی۹۹ :
در فراق عقاب تیز پرواز آسمان وفا، پوریای ارتش و سرمشق نه شاه و … ”

نه شاه !!!

او که سالها از معتمدین دربار شاه بود و در خدمتگذاری به شاه هیچ چیز کم نگذاشته بود ، چطور یک شبه ” نه شاه ” شد؟!

مسعود رجوی، برای اینکه او را بعنوان یک شخصیت مطرح، در کنارش نگه دارد، از شیوه ها و ترفند های رذیلانه ای بهره برد، از جمله اینکه در صورت جدائی از سازمان ، ترور خواهد شد! حتی تا روزهای آخر عمرش نیز او را در اورسوراواز ، بصورت اسیری در زنجیر، محبوس نگه داشت !

فرقه ها هرگز اجازه نمی دهند، عضوی به آسانی از آنها کنده شود! مخصوصا سوژه ای که چهره است و مطرح! چرا که ربودن و به اسارت در آوردن لقمه ای به بزرگی بهزاد معزی ، به این آسانی ها نبوده است!

خواننده مرضیه هم ، سرنوشتی مشابه بهزاد معزی داشت و سالهای آخر عمرش ، علیرغم جداشدن از مجاهدین ، در آپارتمانی محصور در پاریس جان داد و در خاک آرام گرفت!

حال ما از کجا باید بفهمیم که آقای بهزاد معزی ، به میل و انتخاب خود ، سالها در اورسوراواز ، ماندگار شده بود؟ همانطوریکه اعضای ربوده شده توسط سازمان ، سالها در اسارت سازمان بودند و هر کدام بنحوی موفق به فرار و جدائی از سازمان شدند! اما متاسفانه هنوز عده ای که درگیر مانیپولاسیون ذهنی هستند، موفق به جدائی نشدند.

خلبان بهزاد معزی، زاده ی 1316 ، در سن 83 سالگی ، در اردوگاه اختصاصی مجاهدین و پس از سالها زندگی فرقه ای در اورسوراواز چشم از جهان فروبست! او فردی سلطنت طلب و شاه دوست بود.

او همچنین سابقه ی پرواز به اسرائیل را نیز در کارنامه ی خود دارد! دوستانی نیز در اسرائیل داشت، خودش در خاطراتش نوشته است :
” در همین دوره توسط یک دوست یهودی به کتابهایی در مورد اسرار پشت پرده کودتا علیه مصدق از قسمت سری کتابخانه ستاد دست یافتم و به حقایق آن اشراف پیدا کردم. ”

در آن زمان فرمانده عملیات ستاد کل نیروی هوایی تیمسار آذربرزین و فرمانده پایگاه یکم ترابری تیمسار امیر افضلی بودند. هر کسی اجازه نداشت خلبانی خانواده سلطنتی را به عهده بگیرد و از بین تمام خلبان‌ها فقط عده خاصی مورد تأیید دربار بودند از جمله سرهنگ معزی که توانست خیلی زود به دربار سلطنتی راه پیدا کند و خلبان مخصوص شاه شود. معزی سالیان متمادی خلبان ویژه ی دربار بود.

بدلیل اعتماد بالای رژیم سلطنتی به این خلبان، او همواره در پروازهای مهم سلطنتی به کار گمارده می شد، سرهنگ “بهزاد معزی” بدلیل سرسپردگی اش به خاندان سلطنتی، در حالی خلبان مخصوص شاه بود که در بیشتر پروازها و مسافرت‌های شاه ، خلبان هواپیمای اختصاصی شاه را هدایت می کرد! من الجمله در دی ماه 1357 خانواده ی شاه را در یک مسافرت 34 روزه ، به مصر و سپس به مراکش برد!سپس با اظهار جانبداری از جمهوری اسلامی ، وارد کشور شد! در زیر نقل قول مستندی از مصاحبه ی امیر اصلان افشار در مورد او را می بینید:


سرخلبان شاه ، ضمن رعایت توصیه ی شاه ، خدمه و هواپیما را به کشور برگرداند و پس از یک بازنشستگی اجباری ! مجددا با شروع جنگ و با درخواست شخصی در فرودگاه مهرآباد به کار گمارده شد. او با توجه به سوابق خلبانی خود ، دارای اختیارات ویژه بود و با استفاده از این اختیارات و روابط مالی محتمل با مجاهدین، فراری دادن رئیس جمهور معزول و مسعود رجوی تحت تعقیب را تقبل کرد، تا هم از وضعیت سردرگمی خود خلاصی یابد و هم به نان و نوایی برسد و به جمع بازنشستگان سیاسی و رانده شده در خارج بپیوندد.

دو سال و 5 ماه بعد از ورودش به کشور و تحت امر بودن در نیروی هوائی جمهوری اسلامی ، وی بنی صدر و مسعود رجوی را از ایران به فرانسه فراری داد.

رهبران فرقه ی مجاهدین، همواره او را بدلیل همکاری با سازمان مجاهدین و فراری دادن مسعود رجوی، تهدید می کردند که در صورت مراجعه به ایران اعدام خواهد شد و خاطرنشان می کردند که تعدادی از همکاران او را در ایران پس از خروج، بدلیل همکاری با او اعدام کرده اند.
‌بهزاد معزی با ترفند های رجویستی، سالها در حصارهای فرقه ای در اورسورواز نگه داشته شد و هرگز به او اجازه ندادند که دنبال زندگی شخصی خودش برود!

بهزاد معزی که سالها، از خزانه کشور و منابع مملکت تغذیه کرد و تا آخرین لحظه تحت امر شاه بود، پس از یک پروسه ی فریب، دروغ و آدم ربائی، جذب فرقه ی مخوف رجوی شد و به عاقبت بیشمارانی مبتلا شد که ناآگاهانه به این فرقه پیوستند و گرفتار فریب های رجوی شدند و در نهایت هم جانشان در بیراهه های رجوی ، از بین رفت و تباه شد!

این خلبان سمبل فریب و دروغ در فرقه ای شد، که عاقبت جانش را نیز بجای فدا در راه آرمان های کشور و مردمش، فدای هوسرانی ها و جاه طلبی های مسعود رجوی کرد و پایانی سیاه و شوم در غربت و به دور از خاک میهن، برایش رقم زده شد و نامش هرگز در تاریخ ایران ماندگار نشد و به نیکی از او یاد نخواهد شد . . .
فرید

خروج از نسخه موبایل