مهدی سلیمانی – نمونه ای از هزاران جوان ایرانی که در دام مجاهدین افتادند

نقض مستمر و سیستماتیک حقوق بشر در فرقه رجوی

یکی از اقدامات ضد انسانی فرقه تروریستی مجاهدین تا قبل از سقوط صدام، فریب افراد بی اطلاع و سوء استفاده از آنان و در نهایت کشاندن آنها به عراق و نگهداری اجباری آنان در قرارگاه های جهنمی این فرقه بود.

برای اجرای این طرح ضد انسانی، فرقه مجاهدین در کشورهای همسایه ی ایران مزدورانی داشتند که با پول برای این فرقه کار می کردند. کار این مزدوران جذب افرادی بود که مشکلاتی در زندگی خود داشته و بدلایل مختلف منجمله برای یافتن کار از ایران خارج شده و در کشورهای همسایه بدنبال کار بودند. مزدوران فرقه مجاهدین به این افراد می گفتند که شرکتی وجود دارد که شعبه ای از آن در عراق کار می کند و چنانچه دو سال در شعبه عراق کار کنید، علاوه بر دریافت حقوق بالای ماهیانه ، بعد از اتمام دو سال، این شرکت کار اقامت شما در کشورهای اروپایی را درست کرده و بعد از دو سال می توانید به آن کشورها بروید. تعداد زیادی از افرادی که رجوی تا قبل از سرنگونی صدام به عنوان «رزمنده جدید الورود» معرفی می کرد همین افراد بودند که بعدها به «کاریاب» معروف شدند. بردن این افراد به تشکیلات فرقه رجوی در حالی بود که آنها هیچ شناختی از فرقه مجاهدین نداشته و اساساً افراد سیاسی نبودند. اما رجوی می خواست با این اقدام ضد انسانی، هم برای خارج از فرقه و هم برای دیگر اعضای گرفتار در فرقه اینگونه وانمود کند که در بین مردم ایران هنوز هواداری دارد. در نتیجه این افراد قربانی سیاست ضدانسانی رجوی شدند و سالهای زیادی از عمرشان در فرقه رجوی تباه شد.

آقای مهدی سلیمانی یکی از این قربانیان بود. وی در متن اعلام جدایی خود از فرقه تروریستی مجاهدین، در رابطه با نحوه کشیده شدن به عراق و قرارگاه اشرف و تشکیلات فرقه چنین نوشته است:

“من در همدان مشغول کار خیاطی بودم که دوستم امیر برای کار به ترکیه رفته بود بعد از مدتی برگشت و من هم چند ماهی بود تازه سربازی تمام کرده بودم به من گفت یک شرکت در ترکیه است برویم آنجا کار بکنیم. بعد از انجام کارهای قانونی ما به ترکیه رفتیم. در ترکیه امیر رفت که با صاحب کار صحبت کند و وقتی برگشت گفت کار ما در عراق است، دو سال باید آنجا باشیم و ماهی چهار صد دلار میدهند و من اعتماد کردم. در همان ترکیه یکی از نفرات سازمان کارهای اعزام ما را درست کرد، بدون این که بدانیم چه بلایی سر ما دارد میاید.

بعد از اعزام به عراق درمحلی ما را تحویل دو نفر که مسلح بودند، دادند و ما را به پایگاه طباطبایی در بغداد بردند. نزدیک به بیست روز آنجا بودیم و بعد ما را به اشرف بردند که دیگر نه راه پس داشتیم نه راه پیش”

این موضوع برای آقای سلیمانی قیمت گزافی داشت. سران فرقه ضد انسانی رجوی نه تنها بجای 2 سال 12 سال او را در قرارگاه فرقه در عراق به اجبار نگه داشتند. نه تنها خبری از حقوق ماهیانه 400 دلار نبود که حتی یک ریال هم کف دست او نگذاشتند، بلکه وی نیز همچون دیگر اعضای گرفتار در این فرقه مانند برده مجبور به انجام تمام آنچه که فرماندهان فرقه می گفتند بود و به بیگاری های مختلفی کشیده شد. نه تنها جسمش اسیر شد بلکه حتی اجازه فکر کردن نیز به او و دیگر اعضاء داده نشد چرا که مریم قجر خودش در یک نشست خطاب به اعضای فرقه گفته بود: “به فرماندهان تان گفتم آنقدر از شما کار بکشند که شب مثل جنازه بیافتید تا نتوانید فکر کنید چرا که افکار شما ضد انقلابی است.”

سران فرقه تروریستی مجاهدین نه تنها تا زمانی که عضوی در فرقه گرفتار است اقدام به نقض حقوق او می کنند بلکه حتی پس از جدایی، اگر این عضو، جدایی اش را اعلام ننماید، کماکان به استثمار و نقض حقوق او ادامه می دهند.

خوشبختانه آقای سلیمانی بعد از آنکه به آلبانی رفت از تشکیلات فرقه رجوی جدا شد اما چون نمی خواست این موضوع را اعلام نماید، سران فرقه تروریستی رجوی به مدت 8 سال دیگر به روش های گوناگون حقوق او را نقض نمودند. خود وی در این باره در متن جدایی اش چنین آورده است:

“از زمانی که ما به آلبانی آمدیم سازمان تعهد پذیرفته بود که پرداختی ماهیانه را ثابت و بدون هر گونه مشکلی بدهد … [اما] رفته رفته مستمری ما را کم و کمتر کرد.”

دروغ و خلف وعده یکی از ویژگی های سران این فرقه ضد انسانی است. همانطور که از نوشته های فوق مشخص است، سران فرقه رجوی با نیت سوء استفاده از نیازهای مالی اعضای جداشده، پرداخت حقوق ماهیانه ای که اعضاء باید از سازمان ملل می گرفتند را با ترفندهای مختلف به دست گرفتند و از آن به عنوان اهرم فشار و ابزاری برای باج خواهی از جداشدگان استفاده می کنند. کما اینکه از آن به عنوان یک اهرم ایجاد ترس در دل اعضایی که مشکل دارند و می خواهند جداشوند نیز بهره می برند و با پخش خبرهای دروغ یا راست درباره وضعیت مالی اعضای جداشده، اعضای خواهان جدایی را به شک در جداشدن از این فرقه می اندازند.

آقای سلیمانی در ادامه ی مطلب خود در این باره چنین نوشتند: “کم کم فشارها روی ما زیاد شد. در ابتدا مستمری ما را به تعویق می انداختند، در مرحله بعدی [فرقه] مستمری را به چهل و پنج هزار لک کاهش داد و کم کم فشار را بیشتر کرد که مستمری را به سی و پنج هزار لک کاهش داد فقط بخاطر این که به ما فشار بیاورد آلبانی را ترک بکنیم و یا نیازمند سازمان بشویم و هر چه میگوید را گوش بکنیم و مطیع سازمان باشیم”

رجوی ها البته به این هم قانع نبودند و در ادامه با اهرم مالی تلاش می نمایند تا اعضای جداشده را به نوشتن مطلب علیه دیگران یا خبرچینی و جاسوسی از دیگر جداشدگان وادار نمایند. در ادامه مطلب آقای سلیمانی می خوانیم که:

“بعداز گذشت چند سال که مشکلات این سازمان در رابطه با جدا شدگان بیشتر شد با تهدید و فشار از نفرات [جداشده] میخواست که برای سازمان مقاله بنویسند و از دیگران خبر چینی کنند تا مستمری را بدهند که من شاهد دو نمونه از این موارد بودم که حتما در جای دیگر بازگو خواهم کرد.”

به این ترتیب مشخص می شود که رجوی ها تا چه حد ضد حقوق بشر و آزادی هستند. آنها از اسم جداشدگان هم سوء استفاده نموده و با نوشتن مقاله به نام آنها، پشت اسم جداشدگان پنهان شده و جداشدگان دیگر را تحت فشار قرار می دهند.

همانگونه که بارها و بارها مشخص شده است، تنها راه رهایی از این فرقه ضد بشری، جدایی کامل از آن بدون هیچ وابستگی است. آقای سلیمانی نیز تجربه خود را اینگونه بیان کرده است: “بعد از این فشارها تصمیم گرفتم بدین وسیله اعلام جدایی خودم را اعلام بکنم و برای هرچه بهتر زندگی کردن شرافتمندانه مسیر خودم را مشخص کنم و روی پای خودم بدون هیچ مشکلی پیش بروم.”

این بخش کوچکی از واقعیت درونی فرقه ای است که رهبرانش به هیچ چیز کمتر از «همه چیز» قانع نیستند و برای رسیدن به اوهام شیطانی خود حتی به اعضای فرقه که ظاهراً نزدیک ترین افراد از نظر فکری به آنها هستند نیز به عنوان یک ابزار نگاه می کنند.

اعلام رسمی جدایی آقای مهدی سلیمانی از فرقه ضد انسانی رجوی، بار دیگر این واقعیت را روشن نمود که روش های ضد انسانی رجوی ها در نهایت جز روسیاهی برای خودشان حاصلی نخواهد داشت. آنچه آقای سلیمانی در مطلب خود افشا نمود بار دیگر نشان داد که این فرقه تا چه حد با بحران در درون و بیرون خود مواجه است و تا چه میزان رجوی ها از جداشدگان و افشاگری های آنها هراس دارند که حتی حضور آنان در آلبانی را نیز بر نمی تابند. اما به رجوی ها باید گفت فروپاشی این فرقه ممکن است دیر و زود داشته باشد اما سوخت و سوز ندارد.

صالحی

خروج از نسخه موبایل