انتقال پیروزمند یا شکست خفت بار

روزی که مسعود رجوی از فرانسه به عراق رفت و در کنار اربابش صدام آرام گرفت آنرا یک پیروزی بزرگ قلمداد کرد و عنوان نمود برای سرنگونی باید در کنار مرزهای ایران قرار داشت و در موقعیت مناسب برای سرنگونی عمل نمود . بعد هم ارتش کاغذی خود را تاسیس نمود.

او فکر می کرد که با کمک ارباب جدیدش می تواند حکومت ایران را سرنگون کند و به قدرت برسد . در این پروسه برای همه اینطور جا انداخته بود که قرارگاه اشرف آخرین سنگر قبل از فتح تهران است و هرگز حاضر نمی شوند اشرف را ترک کنند. علاوه بر بعد نظامی قرارگاه ، اشرف یک نام ایدئولوژیک برای اعضای مجاهدین محسوب میشد چون یادآور کشته شدن همسر اول رجوی در تهران بود !!!. در ضمن رجوی قبل از رفتن به عراق به روی دیگر گروههای خارجه نشین تیغ کشید که ما برای جنگ و سرنگونی به عراق می رویم ما از ابتدا برای نشستن در خارجه و گذران زندگی به آنجا نرفتیم و تصور می کرد فقط اوست که در حال مبارزه می باشد!

همه به این باور رسیده بودند که نیروهای فرقه رجوی از عراق خارج نخواهند شد! ولی پاشنه در به همان نحوی که آنان انتظار داشتند نچرخید و صدام در سال 82 توسط نیروهای آمریکایی سرنگون شد و دیگر از ارباب رجوی خبری نبود اما وی بنا به ماهیتش می بایست ارباب جدیدی انتخاب می کرد و این بار او غرب را انتخاب کرده و حاضر شد برای ماندن در قرارگاه تن به هر خیانتی علیه مردم ایران و عراق بدهد .

در این پروسه سازمانها و گروههای مختلف به رجوی ها تذکر دادند که باید از عراق خارج شوند و اشرف دیگر محل مناسبی برای نگهداشتن اعضای فرقه نیست ولی از آنجایی که رجوی هیچ وقت گوش شنوایی نداشته باز بر طبل توخالی جنگ صد برابر کوبید و مدعی می شد که نباید اشرف را تخلیه نمود. در این راستا هم تعدادی از اعضای خود را به کشتن داد تا از خون آنها برای ارتزاق و ماندن در اشرف استفاده کند .

از آنجایی که استراتژی رجوی به بن بست رسیده بود به دستور ارباب جدیدش با خفت و خواری و شبانه اشرف ، این سنگر به اصطلاح آزادی خواهان و مرز سرخ را تخلیه کرد و به لیبرتی فرستاده شد . در پس این فرار شاهد بودیم رجوی مدعی شد که ما در تخلیه اشرف موفق بودیم و به پیروزی بزرگی رسیدیم ولی عنوان نمی کند چرا اشرف را تخلیه نموده و آیا این شکست را قبول دارد یا خیر؟ از آنجایی که رجوی هیچ وقت به کسی پاسخگو نیست سعی نمود با شارلاتان بازی شکست خود را پیروزی عنوان کند .

بعد از مدتی به دستور ارباب جدیدش و با فشار دولت عراق و حضور خانواده ها و مقاومت شان، رجوی متوجه شد که باید عراق را ترک کند و به همین خاطر کلاٌ از عراق دیپورت شد تا دیگر رنگ عراق را نبیند و دم از آتش افروختن بر کوهستانها نزند . البته این شکست بزرگی برای استراتژی رجوی بود اما او هیچ وقت پاسخگو نیست و باز علم پیروزی بلند نموده و مدعی شد که عملیات خروج از عراق با موفقیت انجام گرفت. اگر این گونه بود چرا از ابتدا به عراق آمدید ؟ مگر عراق را سرزمین امامان شیعه که با آن به فریبکاری افراد می پرداختید عنوان نمی کردید؟ مگر نمی گفتید که آقای خمینی از فرانسه به ایران رفت و ما از عراق به ایران خواهیم رفت؟ می توانید جواب بدهید که این همه سال در عراق چه چیزی بدست آوردید ؟ آیا در عراق جز از بین بردن اعضای خود و نابودی خانواده و فرستادن کودکان برای کار در اروپا و خیانت علیه مردم ایران کار دیگری انجام دادید که اکنون مدعی پیروزی می شوید ؟

مریم قجر برای اینکه قیمتش را بالا ببرد عنوان می دارد که توطئه ها و طرح های نابودی و متلاشی کردن مجاهدین در هم شکست و انتقال مجاهدین از عراق به آلبانی پیروزمند بوده است!

چرا اینقدر خودتان را نوک قله می بینید؟ شما برای حکومت ایران اندازه یک مگس هم ارزش نداشتید و به خاطر مسائل انسانی و اینکه کسی کشته نشود به خانواده ها اجازه می داد که برای دیدار با فرزندان خود به اشرف بیایند چون می دانست که همه افراد مستقر در اشرف فریب خورده اند و سران فرقه هستند که نمی گذارند افراد با ذهنی باز در مورد آینده خود فکر کنند. پس شعار دادن در مورد توطئه ها و طرح های نابودی از مغز پوک مریم قجر و شوهرش بیرون می زند و هنوز فکر می کنند که برای خودشان کسی هستند. باور کنید در ایران کسی شما را نمی شناسد و حاضر نیستند نامی از شما برده شود پس زیاد به خودتان بها ندهید .

تنها نکته ای که می توانم به رجوی ها بگویم این است که حداقل یک بار هم شده با خودتان صادق باشید و پاسخگو انبوه سئوالات باشید. اینکه در طی این سالیان ماندن در عراق چه چیزی بدست آوردید ؟ آیا پیشرفتی به جلو داشتید یا خیر ؟ آیا اکنون معتقد هستید که ارتش کاغذی شما می تواند حکومت ایران را سرنگون کند ؟ آیا خط و استراتژی شما در مورد سرنگونی عوض شده است یا خیر ؟ آیا مبارزه مسلحانه شما به شکست انجامیده است ؟ آیا دستیابی به سرنگونی توسط غرب انجام خواهد گرفت ؟ آیا فکر می کنید که غرب حکومت ایران را در سینی طلایی به شما اهدا خواهد کرد ؟

مریم قجر بهتر است به شارلاتان بازی و فریبکاری خود خاتمه دهد و دیگر دوران فریبکاری شما جانیان علیه مردم ایران گذشته است و این پیروزی پیشکش شما و اگر این پیروزی بود پس چرا تاکنون این همه شاهد ریزش نیرو در آلبانی بودیم ؟ شما حتی نمی توانید اکنون تشکیلات پاره و پوره خود را جمع کنید بعد مدعی پیروزی می شوید ؟ شعار باز کردن هزار جبهه جدید علیه حکومت ایران حرف مفتی است که فقط رجوی ها می توانند نشخوار کنند و با این شعار هم چنان اعضای نگون بخت خود را سر کار بگذارید .

هادی شبانی

خروج از نسخه موبایل