رجوی ها نه وکیل که دشمنان مردم ایران هستند

یکی از نوشته های باند رجوی عنوان ” خواست فوری مردم ایران ” دارد.
ابتدا در این مورد باید گفت که رسم براین نیست که دشمن کسی به مقام وکالت از حقوق او تبدیل شود و آنها که دشمنی شان با مردم به ثبوت رسیده ، نمیتوانند وکیل مردم شده و مشکلات آنها را مطرح کنند که اگر این چنین باشد به حالتی میماند که گوشت را به گربه ای امانت سپارند!

این گروه خائن به ملک و ملت ، طی نوشته ای آورده است که :
” تمام مشکلات داخلی و خارجی ایران یک ریشه و عامل بیشتر ندارد و آن، ریاست چهار دههٔ جلادان است. همهٔ بحرانها و ناهنجاریهای سیاسی، اقتصادی، حقوقی، آموزشی و بین‌المللی ناشی از این عامل بوده و هست. سرچشمه در سلطه و انحصار قدرت در ید و حیطهٔ جلادان است.”

مطلق گویی و سیاه وسفید دیدن قضایا، کار گروه های انحصار طلب وانزواگرایی شبیه سازمان مجاهدین استحاله یافته است.
راست آنست که عمده مشکلات مردم ایران ازعقب ماندگی تحمیلی حدود 400 سال پیش آغاز شده واین دوره مصادف است با حضور مسلحانه ی استعمارگر پرتغال در مرزهای آبی ما درخلیج فارس واشغال بندر استراتژیک بندر عباس.

ایران که مانند چین و هندوستان – به عنوان چند تن انگشت شمار از قدرت های جهانی – به هر دلیلی ناوگان دریایی خود را به سلاح سنگین مجهز نساخته بود ، قدرت مقابله با این حملات دریایی نامانوس را پیدا نکرد و ناچار به انگلستان متوسل شد و انگلستان مکار و بسیار متجاوزتر از اشغالگران سنتی که بارها خاک ایران را اشغال نموده و بعد از مدتی با گرفتن اموال و غنایمی به کشور خود بازگشته و حتی درمواردی بعنوان ساکنین ایران در اینجا مانده و گذاشتند که ایران دوباره خرابی ها را در اسرع وقت ترمیم نماید، شیوه ی نوینی را بکار برد.

این شیوه عبارت از ممانعت از انکشاف تولید داخلی ، تحمیل صدور مواد خام و واردات کالاهای صنعتی بود که تدریجا صنایع کارگاهی ما را از کار انداخت و نگذاشت که به کارخانه های عظیم تبدیل گردند.
البته عوامل داخلی خاصی هم به این پروسه 400 ساله کمک کرد وشد آنچه که نمیبایست بشود.
جمهوری اسلامی ایران تنها یک دهمِ این مدت 400 ساله بر سر کار بوده و مسئول جوابگویی درمورد تمامی این 400 سال نیست.
با این حال مردم از جمهوری اسلامی ایران توقع دارند که با تمام قوا و در سطح استطاعت خود ، با مشکلات عظیم این نابسامانی های چند قرن گذشته به مبارزه ی جدی بپردازد.

در ادامه :
” اکنون قیام ملی برای دستگیری و محاکمهٔ ابراهیم رئیسی، پاسخ شایسته‌یی در راستای منافع ملی ایران‌زمین است. این امر نه تنها وظیفهٔ مردم ایران که حتی وظیفهٔ قدرتهای جهانی می‌باشد. این شاخص مهم را باید به میان مردم ایران و سیاست‌مداران و حقوق‌دانان جهانی برد. این بزنگاه را باید دریافت و برای تحققش همت و حمیت و همبستگی ملی داشت.”

چنین قیامی در دنیای واقعیت و درون اعماق مردم وجود ندارد و اقداماتی که براندازان خارج نشین انجام میدهند، شبیه طوفانی است که در داخل یک فنجان آب بپا میشود.
قدرت های جهانی مورد نظر شما رطب فراوان میل کرده اند و صلاحیت منع رطب را ازدست داده اند و ایران کشوری نیست که درجنگی شکست خورده باشد تا مسئولین اش توسط قدرت های بزرگِ بدنام محاکمه شود.

دوباره :
” به‌دنبال خبر «کنفرانس راه‌حل پاکسازی آتمسفر زمین از آلودگیهای نابود کننده محیط ‌زیست» که قرار است در اسکاتلند برگزار شود، کاری حقوقی از جانب خانواده‌ها و خویشاوندان شهدای قتل‌عام شده، زندانیان سیاسی سابق و فعالان حقوق‌بشر انجام شده است. این فعالان، اسناد و مدارک لازم را به پلیس اسکاتلند ارائه نمودند تا در صورت حضور رئیسی، وی بازداشت شود.”

به تبعیت از اربابان خود سعی کردید برعلیه رییس جمهور رسمی ایران هجمه به راه بیاندازید تا شاید از این طریق جلو پیشرفت های گسترده و همه جانبه ایران را بگیرید و البته که اصلا موفق نبودید . علاوه بر این، برابر قوانین بین المللی ، رئیس جمهور هیچ کشوری مصونیت تام وتمام قانونی در سراسر جهان دارد و احدی نمیتواند متعرض او درهیچ نقطه ای ازجهان گردد.
روسای جمهور مثلا آمریکا که ده ها میلیون نفر از مردم اقصی نقاط جهان را قتل عام کرده اند، آیا در آمریکا محصور مانده و بجایی مسافرت نمیکردند یا آنها حق داشتند هر جنایتی را انجام داده و راست راست بگردند؟
آیا قوانین بین المللی استثناهایی برای کسانی که ابر جنایتکار شمرده میشوند، درنظر گرفته است؟
اگر شق دوم قضیه درست است ، چگونه میتوان انتظار اجرای عدالت در این جهان سردرگم را داشت؟

دوباره :
” یادآوری می‌شود که طبق مصوبه حقوق بین‌الملل، ناقضین حقوق‌بشر از هر ملیتی در هر کجای دنیا تحت پیگرد قرار می‌گیرند. اسکاتلند بر اساس این قانون، معاون هیتلر رودلف را دستگیر و محاکمه نمود و وی تا آخر عمر در زندان خواهد بود.”

معاون هیتلر یک جنایتکار جنگی تمام قد وجهانی شمرده میشد و تمامی کشورها با اتهام وارده بر او موافق بودند .
علاوه برآن، آلمان دریک جنگ تجاوزکارانه شکست خورده بود و هیتلر و معاون و تمام دستیاران او ، کشته شده یا ازکار برکنار شده بودند و البته اسکاتلند میتوانست چنین شخص بی یار و یاور را که در قتل تعداد کثیری از اهالی این کشور هم دست داشت ، براحتی دستگیرکند.
شما ابدا توجه ندارید که هیچ اجماع قدرتمند جهانی برعلیه مقامات رسمی ایران وجود ندارد و اینگونه آب در هاون کوبیدن ها علاج درد بی درمان رجوی نیست!

نوید

خروج از نسخه موبایل