مریم رجوی برای دیوید ایمس تعزیه می گیرد اما برای نیروهای خودش خفه می شود

این روزها شاهد برگزاری مراسم با شکوهی برای مرگ دیوید ایمس نماینده مجلس انگلیس و از حامیان فرقه در آلبانی بودیم. الحق باید بگویم وظیفه نوکری را برای یک حامی صهیونیست خوب به جا آوردند.

اگر مژگان یا نسرین که گل سر سبد فرقه به حساب می آیند، می مردند به اندازه دیوید ایمس برای آنها ارزش قائل نمی شدند و با یک مراسم ساده کفن و دفن می شدند و چند روز هم در سیمای خویش از نوکری آنها نسبت به رجوی ها تعریف و تمجید به عمل می آوردند و تمام .

کما این که ما اخیراٌ شاهد بودیم عباس مدرسی فر با سابقه بیش از پنج دهه به اصطلاح مبارزه چه در زمان شاه و چه با حکومت ایران، وقتی در اثر بیماری جانش را در آلبانی از دست داد، مریم قجر خاموشی پیشه کرد و صدایش را در نیاورد. حتی به خانواده اش تسلیت هم نگفت! حالا وقتی به دیوید ایمس می رسد چنین برنامه با شکوهی را برگزار می کند و جالب این است او را جزء به اصطلاح شهیدان آزادی محسوب می کند و به او افتخار می کند که 40 سال حامی پر و پا قرص به اصطلاح مقاومت بود. حال به این سئوال باید پاسخ داد که چرا مریم قجر در مرگ دیوید ایمس نماینده انگلیس اشک تمساح می ریزد ؟!

چون دنبال منافع خودش است. با این خوش رقصی ها می خواهد به دیگر نماینده ها پیام بدهد که آری شماها از جایگاه ویژه ای نزد ما برخوردارید. ما به شما ارج می نهیم زیرا همسو و هم جهت با شما هستیم. شماها از جمله آزادی خواهانی!!! هستید که هوای ما را دارید! آیا این اشخاص واقعا آزادی خواه هستند؟! وقتی می بینند کودکان یمنی بمباران می شوند و سکوت می کنند! وقتی در غزه، اسرائیل افراد غیرنظامی و زن و کودک ، پیر یا جوان را می کشد و اینها سکوت می کنند؟! اما در رابطه با ایران آزادیخواه می شوند!!

به هر حال مریم قجر با این ادا و اطوار دنبال هدف خودش است، به خصوص در شرایط حاضر که اوضاع تشکیلاتی فرقه در آلبانی مناسب نیست. ضمن اینکه اخیراٌ توسط وزارت کشور آلبانی برای افراد مستقر در کمپ اشرف می خواهند کارت بیومتریک صادر کنند. تنها همین موضوع یک قلم هژمونی تشکیلات را روی اعضای نگونبخت کاهش می دهد و به اعضای اسیر آزادی عمل می دهد تا به صورت مستقل بتوانند تصمیم بگیرند و راه خودشان را انتخاب کنند. این فاکتور خوشبختانه ضربه دیگری است بر فرقه رجوی. خلاصه اوضاع و شرایط به نفع تشکیلات نیست و روز به روز ضعیف تر می شود ، و حال در چنین شرایطی حمایت از مرگ دیوید ایمس برای مریم قجر از نان شب هم واجب تر شده است!

وقتی به مقایسه بنشینیم می بینیم نیروهای خودشان که می میرند خیلی زود فراموش می شوند. از محمود قائمشهر بگیر تا مهدی افتخاری برایش فرقی ندارد. در حقیقت مانند دستمال یک بار مصرفند و وقتی کارایی نداشته باشند دیگر ارزشی ندارند.

گلی

خروج از نسخه موبایل