<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	
	>
<channel>
	<title>
	دیدگاه‌ها برای: مستند در دام فریب مجاهدین &#8211; افشین جعغرزاده	</title>
	<atom:link href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/47507/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/47507</link>
	<description>تلاش برای رهایی از فرقه رجوی</description>
	<lastBuildDate>Mon, 02 May 2022 05:18:09 +0000</lastBuildDate>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=6.9.4</generator>
	<item>
		<title>
		توسط: Mohamd rza		</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/47507#comment-4293</link>

		<dc:creator><![CDATA[Mohamd rza]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 02 May 2022 09:48:09 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=47507#comment-4293</guid>

					<description><![CDATA[نمیدونم تحمل انتقاد در این سازمان  یا ابر سازمان .که ناف اینها را با پول گره خورده..یکبار خیلی شانسی واز روی کنجکاوی با یکی از این ها که حرف زدم چند مطلب یا تجربه به دست آوردن حرف مال 7 یا 8سال قبل  اینها مخاطب خودشون رو رسما گوسفند حساب میکنند.همون اول آشنایی اون خانم.یا آقا بعداز یه نصف روز آشنایی بهم میگفت برو از شلوغیها عکس وفیلم.بگیر.برا ما بفرستید تصور کن من 50سال جد در جد زندگی عشایری داشتتیم. بزا این آقا برم جاسوسی مزدم.خودم رو بکتن ..اصلا بدون تفکر که من چه جور آدمی هستم چه شخصیتی دارن.حتی گوشت خوار هم نیستمیهویی بشم.یه رباط مسخ.شده.آبله.حالا یه روز از دوستیمون می گذشت.حرفهام.زیاده انا وقت کم .مورد.دیگه]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>نمیدونم تحمل انتقاد در این سازمان  یا ابر سازمان .که ناف اینها را با پول گره خورده..یکبار خیلی شانسی واز روی کنجکاوی با یکی از این ها که حرف زدم چند مطلب یا تجربه به دست آوردن حرف مال 7 یا 8سال قبل  اینها مخاطب خودشون رو رسما گوسفند حساب میکنند.همون اول آشنایی اون خانم.یا آقا بعداز یه نصف روز آشنایی بهم میگفت برو از شلوغیها عکس وفیلم.بگیر.برا ما بفرستید تصور کن من 50سال جد در جد زندگی عشایری داشتتیم. بزا این آقا برم جاسوسی مزدم.خودم رو بکتن ..اصلا بدون تفکر که من چه جور آدمی هستم چه شخصیتی دارن.حتی گوشت خوار هم نیستمیهویی بشم.یه رباط مسخ.شده.آبله.حالا یه روز از دوستیمون می گذشت.حرفهام.زیاده انا وقت کم .مورد.دیگه</p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
	</channel>
</rss>
