تلاشهای سازمان مجاهدین خلق برای خروج از لیست های تروریستی

مسعود خدابنده، ایران پرس سرویس، هشتم ژوئن2007

لیدز، بریتانیا، نهم ژوئن 2007…. وزارت خارجه امریکا در بازنگری لیست تروریستی در سال 2007 سازمان مجاهدین خلق (ام کی او، ام ای کی، پی ام او آی) و نام دیگرش شورای ملی مقاومت ایران را نه تنها در لیست گروه های تروریستی ابقا نمود، که با معرفی ای جدید لقب آن را از گروه تروریستی به فرقه تروریستی ارتقا!! داد.
اهمیت این مسئله تا حدی بود که رهبر سازمان مجاهدین خلق ، خانم مریم رجوی هفته گذشته اعلام نمود که دیگر امیدی به اتحادیه اروپا برای خارج ساختن نام سازمان از لیست در بازنگری جدید اتحادیه ندارد و نام سازمان مجاهدین امسال نیز در لیست تروریستی جدید ابقا خواهد شد. این در حالی است که سازمان مجاهدین خلق طی هفت سال گذشته میلیون ها دلار در دادگاهها، ملاقات ها و لابی و تبلیغات برای خروج از لیست خرج کرده است.
فرار خانم رجوی به پاریس همزمان با سقوط صدام حسین را می توان نقطه شروع فازی از شدید ترین دوران فعالیت های تبلیغی در تاریخ سازمان مجاهدین دانست. این انفجار تبلیغاتی درغرب برای سازمانی که بعنوان یک فرقه نابود کنند بدنه اصلی نیروی تروریستی اش در عراق دستگیر و خلع سلاح شده است تاکتیکی بود که به وسیله آن بتواند نیروهای خود در اروپا را تا مدتی بدون فکر و سوال مشغول نگه دارد.
در واقع باید گفت که نقشه های رهبر مادام العمر فرقه مسعود رجوی و رئیس جمهور خود خوانده مادام العمر فرقه مریم رجوی برای خارج کردن نام فرقه از لیست های تروریستی ایالات متحده امریکا، اتحادیه اروپا، بریتانیا و کانادا آن ها را بیش از آنچه فکر می کردند بدنبال خود کشید و آلوده کرد.
رجوی ها سازمان مجاهدین را بصورت یکپارچه و تمام و کمال برای استفاده در زمینه های مختلف در اختیار دوائری گوناگون و شناخته شده در جهان قرار دادند. از برگزاری تظاهرات نمایشی بر علیه تیم فوتبال ایران در بازی های جام جهانی و نمایشات دیگر در نقاطی دیگر تا مصرف شدن ناهنجار بعنوان سخنگوی فارسی زبان کسانی که بر علیه فعالیت های اتمی ایران فعالیت می کنند. مصرف مکرر و بی قید و شرط فرقه تا بدانجا پیش رفت که اکنون کار به جایی رسیده که حتی برخی از کسانی که معتقد هستند شاید بتوان از این سازمان بعنوان ابزاری بر علیه رژیم بنیادگرای ایران استفاده نمود سوال می کنند که دیگر چه کاری باقی مانده که رجوی باید انجام بدهد تا مورد توجه قرار گرفته و از لیست های تروریستی خارج شود؟
متاسفانه در مورد سابقه فرقه رجوی باید گفت که بر خلاف گفته رهبران فرقه و کسانی که از طرف آنها در دادگاهها ابراز می کنند که مجاهدین خلق بعد از سال 2001 هیچ گونه حرکت تروریستی انجام نداده اند، پرونده اخیر (بعد از 2001 تا کنون) سازمان مجاهدین خلق کاتالوگی از خشونت، تروریسم و اعمال فرقه ای است.
مریم رجوی، دو هفته پیش در رد رای دادگاه بدوی اروپا مدعی شد که بیشتر شواهد و مدارکی که سازمان مجاهدین را با تروریسم مرتبط می سازد مربوط به قرن گذشته است. از همین جمله می توان نتیجه گرفت که وی منظورش شواهد و مدارک غیر قابل انکاری است که آنها را مستقیما و بی واسطه با حرکت های تروریستی مرتبط می سازد و البته بر کسی پوشید نیست که این شواهد و مدارک نه تنها سالهای قبل از 2001 را که سال 2001 به بعد و تا زمان حال را نیز شامل می گردند.
خانم رجوی البته فراموش کرد تا در نطق مربوطه در مورد سرنوشت و یا هدف ارتش تروریستی خود که در حال حاظر در کمپ اشرف منتظر نشسته است مطلبی بگوید (برخی از مقامات دولتی عراق معتقدند که بر خلاف برخی صحبت ها و دعاوی در غرب، مجاهدین حتی در حال حاضر هم نه تنها در این کمپ محصور نیستند که فعالانه درگیر فعالیت های تروریستی در داخل عراق هستند).
خانم رجوی همچنین فراموش کرد تا به این واقعیت مهم هم اشاره ای کند که قوه قضاییه فرانسه اخیرا اتهامات جدیدی مبنی بر سواستفاده های مالی در اروپا و امریکای شمالی را به پرونده قطور وی افزوده است.
نشریه سازمان مجاهدین خلق، ایران لیبراسیون، در جهت حمایت از تقاضای دیرینه برای مصرف شدندش بعنوان ابزاری بر علیه ایران از قول یکی از معدود حامیانش در اروپا نوشت:
اکنون خانم رجوی و سازمان مجاهدین خلق در مقابل راه حل استمالت در مقابل دولت ایران که مصیبت بار بوده و یا راه حل دخالت مستقیم نظامی که فاجعه بر انگیز است آلترناتیوی را ارائه می دهد.
اگر چه این جمله طبعا بیشتر به یک لطیفه و مزاح شبیه است ولی متاسفانه این پشتیبان فرقه رجوی مطلب فوق را کاملا جدی بیان کرده و به نظر میرسد خودش هم جدی گرفته باشد. البته کافی است به ایشان یک نکته کوچک را یاد آور شویم که سن متوسط مردان و زنان باقی مانده در کمپ اشرف اکنون حدود پنجاه سال است و بسیاری از این افراد در حال حاضر سالهای بازنشستگی خود را سپری می سازند.

البته خود نشریه اینترنتی سازمان مجاهدین خلق نیز این گفته را که تحت بعنوان راه حل سوم ارائه می دهند در مقاله ای کاملا شفاف به قلم آقای بیژن نیابتی بوضوح توضیح داده و تشریح کرده است. ایشان در این مقاله در نشریه رسمی و ارگان سازمان مجاهدین خلق توضیح داده اند که منظور سازمان مجاهدین خلق از راه حل سوم پشتیبانی هوایی جنگنده های امریکایی از ارتش آزادیبخش ملی (همان متوسط سن پنجاه ساله ها) است.
بعید است که نماینده یک پارلمان، هرچند هم که با واقعیات غریبه باشند، مینیمم دسترسی به مدارک و شواهد پایه ای و عمومی را نداشته باشند. با این وجود و به هر حال باید تکرار کرد که نمی توان به راحتی تمامی شواهدی که باعث دخول و حفظ گروه مجاهدین خلق در لیست های تروریستی ایالات متحده امریکا در سال 1997، بریتانیا در سال 2000، اتحادیه اروپا در سال 2002 و کانادا در سال 2005 شده را منتصب به زد و بند در روابط بین المللی (آن هم بین ایران و غرب) کرد و عملا مدعی این حرف مضحک شد که تمامی رودررویی های بین کشورهای غربی و ایران از زمان انقلاب سال 1979 تا کنون بر سر سرنوشت سازمان مجاهدین خلق بوده است. این افراد واقعا باید به دنبال دلایل و بخصوص منطقی قوی تر بگردند.
و البته در جواب این نماینده پارلمان و اصرار غیرمنطقی و غیر مدللیش فقط می توان گفت که متاسفانه محتوای سخنانتان بسیار شبیه به ادعاهای خود سازمان مجاهدین است که در مقاطعی با به جان خریدن ریشخند و مضحکه عموم مدعی می شوند که مثلا 5 میلیون عراقی بیانیه ای رادر حمایت از آنها امضا کرده اند (در شرایط موجود عراق و در حالی که خود مجاهدین مدعی هستند که اجازه خروج از کمپ را ندارند) و صدها نماینده اروپایی خواستار خروج آنها از لیست شده اند و اکثریت پارلمان بریتانیا از آنها حمایت می کنند و الا آخر.
واقعیت این است که قدم های مشخصی وجود دارند که خانم رجوی با اقدام به آنها می تواند سازمان مجاهدین خلق را به راحتی و به سرعت از لیست سیاه کشورهای اروپایی و آمریکای شمالی خارج نماید. و بنظر می رسد که برخلاف آنچه آقای برایان بینلی (مدعی قابل استفاده بودن فرقه رجوی بر علیه برنامه هسته ای ایران) مدعی می گردد، قدم گذاشتن به چنین راهی میتواند با استقبال برخی از سیاستمداران غربی هم مواجه گردد. همان سیاستمداران آشنایی که خواستار استفاده از این گروه بعنوان ابزار ایجاد مزاحمت هر چند سطح پایین برای ایران هستند.
خانم رجوی و معدود پشتیباان باقی مانده اش در محافل نومحافظه کاران لندن به خوبی آگاه هستند که حداقل در مورد کشور بریتانیا، این وزارت کشور است که از سال 2000 تا کنون لزوم باقی مانده سازمان مجاهدین و دیگر سازمان های تروریستی در لیست را مشخص می کند. طبعا وزارت کشور مدعی قوه قضاییه بریتانیا نبوده و نیست و بنابر این کارش و تصمیمش ربطی به جنایات گذشته رهبران این سازمان ندارد (جنایاتی که اکنون توسط قوای قضاییه فرانسه و عراق در حال تحقیق و بررسی هستند و پروسه کاری آنها نیز هیچ ارتباطی به مسئله لیست های تروریستی کشورهای مختلف نداشته و ندارد).
روشن است که تمام علت وجودی و اساسا ایجاد لیست های تروریستی تروریستی در کشورهای غربی و ایضا گنجاندن سازمان مجاهدین خلق در آنها بر اساس تهدیدات امنیتی برای کشورهای غربی است ولا غیر.
اکنون که سازمان مجاهدین خلق که دسترسی اش به صلاح در چهار سال گذشته به زور نظامی نیروهای متفقین قطع شده است، تنها راهی که در جلوی مریم رجوی قرار دارد تا اثبات کند که سازمان مجاهدین خلق دیگر گروهی تروریستی نیست این است که:
– بصورت عام و با اطلاعیه ای علنی در سایت ها و رادیو تلویزیونش اعلام نماید که از این پس استفاده از روش های خشونت آمیز برای رسیدن به اهداف سیاسی و اقتصادی را نفی می کند
– با قبول انحلال کامل و سریع ساختار و فرماندهی شبه نظامی کمپ اشرف به ساکنان کمپ اجازه دهد تا آزادانه با خانواده و دوستان خود تماس برقرار سازند.
– دستور تعویض لباس از نظامی به غیر نظامی را صادر کرده و اجازه استفاده آزاد از رادیو تلویزیون و مطبوعات مختلف در داخل کمپ و پایگاههای دیگر را به نفرات کمپ و دیگران اعلام کند.
وی همچنین باید دور جدیدی از تغییرات دموکراتیک در درون سازمان را شروع کرده و حقوق افراد از جمله حقوق زیر را به رسمیت بشناسد
– حق ازدواج و بچه دار شدن
– حق کار کردن، دریافت حقوق و پرداختن مالیات
– حق انتخاب رهبری در انتخاباتی مخفی و همگانی
– حق ابراز عقیده و حق انتقاد
– حق خروج از سازمان مجاهدین خلق بدون شرط و شروط و بدون تهدیدات و تنبیهات
و النهایه وی باید همچنین دور جدیدی از تغییرات دموکراتیک در روابط بیرونی سازمان را هم شروع کرده، به فعالیت های زیر خاتمه دهد
– حملات به نیروهای آپوزیسیونی که معتقد به استفاده از خشونت و تروریسم نیستند
– تهدید منتقدین و صدور احکام اعدام برای افراد منتقد و آپوزیسیون
– اجبار در شرکت در جلسات غسل هفتگی ایدئولوژیک و گزارش نویسی ایدئولوژیک و سعی در مخفی نگه داشتن این حرکات و حرکات مشابه فرقه ای در روابط اعضا با خارج از فرقه.
طبیعی است که انتظار داشته باشیم قبول واقعی موارد فوق (یا هر کدام از بند های آن بصورت مجزا) به سرعت راه به تغییرات بنیادی در محتوی و ماهیت سازمان مجاهدین خلق برده و بدون در نظر گرفتن گذشته وحشتناکی که سازمان مجاهدین خلق با خود به یدک می کشد، مسئله خروج از لیست تروریستی تحت الشعاع این تغییر ماهوی قرار گیرد.

البته محاکمه کسانی که دست به اعمال تروریستی زده، متهم به جنایات جنگی و یا جرائم ضد بشری هستند طبعا بر عهده دادگاهها بوده و ربطی به موضوع لیست های تروریستی کشورهای غربی نداشته و ندارد.
توضیح:
از زمان سقوط صدام حسین، بیش از 3800 تن از جنگجویان سازمان مجاهدین خلق در کمپ اشرف (استان دیاله عراق) گرد آوری شده و تحت بازداشت هستند که از این تعداد تاکنون حدود 800 تن با نفی تروریسم و سپردن تعهد اجازه خروج از کمپ را گرفته و خارج شده اند. رهبر سازمان مجاهدین، مسعود رجوی از آن زمان فراری است و هنوز دستگیر نشده است.
آقای رجوی که در زمان جنگ ایران و عراق (و سالها بعد از پایان جنگ) تحت امر صدام حسین خدمت می کرد از سوی شیعیان و اکراد عراقی متهم به همکاری با دیکتاتور اعدام شده عراق در کشتار مردم عراق در خیزش های مردمی شده و در حال حاضر از طرف پلیس بین الملل بخاطر اتهام جنایات جنگی و جرائم ضد بشری تحت تعقیب است.
سازمان دیدبان حقوق بشر نیز در ماه می 2005 لیستی از موارد نقض حقوق بشر بر علیه اعضای منتقد و ناراضی سازمان مجاهدین خلق را منتشر نمود که شامل زندان، شکنجه و قتل اعضای ناراضی می گردد.
اخبار جدید حاکی از آن است که سازمان مجاهدین بار دیگر و بشدت بدنبال آماده سازی یک تظاهرات بزرگ در تاریخ سی ژوئن در پاریس است. این تاریخ نزدیک به سالروز دستگیری خانم رجوی توسط پلیس ضد تروریسم فرانسه در سال 2003 می باشد.
سازمان مجاهدین خلق علاوه بر آماده سازی و تدارک برای وارد کردن صدها عضو خود به پاریس از طریق کشورهای دیگر، مشغول اجاره افغان ها، ترک ها و پاکستانی های فرانسه و افراد دیگر در کشورهای دیگر اروپایی است تا تواند رقم 70 هزار شرکت کننده را تداعی نماید. سازمان مجاهدین از برخی روشنفکران و هنرمندان از کشورهای مختلف اروپایی نیز در این برنامه استفاده خواهد کرد.

خروج از نسخه موبایل