روایت تلخ یک ازدواج و طلاق در تشکیلات مجاهدین – قسمت دوم

همانطور که در قسمت قبل گفته شد بعد از شکست در عملیات موسوم به فروغ جاویدان و فضای مرگباری که بر تشکیلات حاکم شد، رجوی تصمیم گرفت به نحوی با این فضای یاس آور مقابله کند.

تاثیرات تلح شکست خفت بار ماجراجویی رجوی موسوم به فروغ جاویدان بر تشکیلات به شکل بی سابقه ای سایه افکنده و به لحاظ روحی روانی کمرها را شکسته بود. دیگر حوصله و دل و دماغی وجود نداشت. تشکیلات کاملا از هم پاشیده و اعضا به حال خود رها شده بودند. یک هفته بعد از بازگشت از عملیات به اعضا گفته شد گزارش مشاهدات خود از صحنه عملیات و تعداد کشته شدگان نیروهای رژیم را بنویسید. اعضا مانده بودند که چه بنویسند، رفته رفته فرماندهان هر کدام نیروهای خود را جمع کرده تا به آنها برای نوشتن گزارش انگیزه بدهند.

آنها به اعضا می گفتند در گزارشها آمار کشته های نیروهای ایرانی را دست بالا بگیرند و بطور مشخص اغراق کنند. اساس کار گزارش نویسی، حدس و گمان و نه واقعیت های صحنه مشخص گردید. و به همین دلیل آمار کشته ها گاها تا ده برابر با اغراق محاسبه و گزارش می گردید. با اینکه هیچ کس حال و حوصله گزارش نویسی را نداشت ولی برای اینکه فرماندهان دست از سر آنها بردارند وب ه حال خودشان رهاشان کنند تلاش می کردند هر چه سریع تر و طبق خواست فرماندهان کار گزارش نویسی را تمام کنند.

وضعیت به همین روال ادامه داشت تا اینکه زمزمه های خبر ازدواج های جدید در تشکیلات در شکل محفل های دوستانه بین اعضا پیچید. رجوی تصمیم گرفته بود برای شکستن وغلبه بر فضای مرگ آلود حاکم بر تشکیلات و تغییر فضای روحی و روانی اعضا موضوع از سرگیری برخی ازدواج ها را استارت بزند. مسئولیت اصلی پیشبرد این پروژه با مهدی ابریشم چی بود. وی دیگر مسولین ستادها و فرماندهان نظامی را توجیه می کرد که در گام اول ازدواج زنان و مردانی که در جریان عملیات فروغ شوهران و یا زنان خود را از دست داده بودند در الویت قرار بگیرد.

استدلال آنها هم از ضرورت این الویت بندی این بود که آنها بدلیل از دست دادن همسرانشان بطور مضاعف تحت فشارهای روحی و روانی هستند. مهدی ابریشم چی ابتدا خودش در هر ستاد و قرارگاه حاضر میشد و به توجیه نفرات می پرداخت. مضمون اصلی صحبت هایش برای نیروهایی که از طرف فرماندهان برای ازدواج ذیصلاح تشخیص داده شده بودند این بود که سازمان در این مقطع به این نتیجه رسیده است که یکسری ازدواج ها را استارت بزند. البته همه می دانید که ما به تعداد برادران خواهر نداریم که همه را داماد کنیم. باید ببینیم سکه شانس برسر کدامیک از شما خواهد نشست؟ و بعد برای تلطیف فضا و شکستن فضای یاس آلود حاکم بر نشست به یکی از اعضا که موهای سرش کاملا ریخته بود اشاره کرد و گفت ممکن است بر سر کچل این برادرمان بنشیند. ابریشم چی ادامه داد بنابراین مابقی نفرات باید فعلا بروند سماق بمکند. وی ادامه داد از طرف برادر مسعود خیلی به من تاکید شده که تا حد امکان نفرات بیشتری را داماد و عروس کنیم. در رابطه با شکل و اجرای این ازدواج ها فرماندهان و مسئولین شما توضیح خواهند داد. ولی الویت ما در وهله اول خواهران و برادرانی است که همسران خود را از دست داده اند و در مرحله بعد نوبت به نفرات مسن تر خواهد رسید. مابقی نفرات باید منتظر باشند تا خواهران و برادران جدید به ما اضافه شوند. یک هفته بعد اولین سری ازدواج ها در ستادها شروع شد.

ادامه دارد

اکرامی

خروج از نسخه موبایل