عیسی آزاده: مجاهدین خلق کوه برفی در برابر آفتاب تموز

آینده مجاهدین خلق از نگاه اعضای جدا شده و کارشناسان

انتشار گاه به گاه خبرهای فرار اعضای مجاهدین خلق از قرارگاه این تشکیلات در کشور آلبانی و پیوستن آنها به انجمن حمایت از ایرانیان ساکن آلبانی، هر بار امید رهایی تک تک افراد را زنده می‌کند و در عین حال هر بار این پرسش را به ذهن متبادر می‌کند که سرانجام باقیمانده اعضای گرفتار در تشکیلات مجاهدین خلق چه می‌شود؟ چه آینده‌ای می‌توان متصور شد برای تشکیلاتی که به صورت فرقه‌ای اداره می‌شود و بیرون آمدن از آن مگر با اراده‌ای قوی و عزمی راسخ ممکن نیست؟

در جلسه‌ای که اخیرا در پلتفرم کلاب هاوس حول مصاحبه مسعود خدابنده با شبکه ایرانیک تشکیل شد، برخی اعضای جدا شده و روزنامه نگاران تحلیل‌ها و پیش بینی‌های خود را درباره آینده مجاهدین خلق عنوان کردند. در زمانه‌ای که بیشتر روزنامه‌نگاران فارسی زبان اطلاعات چندانی از وضعیت فرقه مجاهدین خلق و شرایط اعضای داخلی آن ندارند، به نظر می‌رسد که امیرمصدق کاتوزیان و پیمان عارف از اطلاعات نسبتا به روزی درباره وضعیت فرقه رجوی برخوردار هستند. اظهارات این افراد در کنار شواهدی که اعضای جدا شده حاضر در جلسه، عیسی آزاده و قربانعلی حسین نژاد ارائه می‌دهند و تحلیلی که درباره آینده تشکیلات دارند، منطقی به نظر می‌رسد. عارف و کاتوزیان از ریزش مکرر نیروها در فرقه رجوی می‌گویند و حسین‌نژاد و آزاده از منابع مالی مجاهدین، رفتارهای مالی این فرقه و دلایل ریزش‌ها صحبت می‌کنند.

https://dla.nejatngo.org/Media/Interview/Audio/Clubhouse-Modarresi-3.mp3?_=1

برای دانلود فایل صوتی اینجا را کلیک کنید.

عیسی آزاده که سی سال از عمرش را در فرقه رجوی از دست داده است و اکنون در فرانسه ساکن است، در سال 2013 از تشکیلات جدا شد. او به عنوان عضو با سابقه و از فرماندهان سابق مجاهدین خلق از عمق روابط مسعود رجوی با صدام حسین و بن سلمان، پس از جدا شدن عمده احزاب سیاسی ایران از شورای ملی مقاومت، صحبت می‌کند. او تاکید می‌کند که اگر امروز چند گروه خرده پای کردستانی در شورای ملی مقاومت و زیر چتر مجاهدین باقی مانده‌اند، علتش را باید در منابع مالی سرشار مجاهدین جستجو کرد. در غیر این صورت مجاهدین خلق با کسی ائتلاف نمی‌کنند و هیچ جریان دیگری نیز حاضر به همکاری با آن‌ها نیست.

به شهادت او در سازوکار عملی مجاهدین خلق تطمیع افراد برای عضویت، هواداری و لابی‌گری اساسا با پول انجام می‌گیرد. با همه اینها، عیسی آزاده تحلیل خود از آینده مجاهدین خلق را چنین عنوان می‌کند: “چیزی که من می‌فهمم این است که این کوه برفی است که در اثر آفتاب تموز از پیکره‌اش زده می‌شود… هفته‌ای نیست که خبری از جدا شدن نشنویم.”

قربان‌علی حسین نژاد نیز در تکمیل سخنان همرزم سابقش از زمانی صحبت می‌کند که در عراق به عنوان مترجم عربی زبان مسعود رجوی در بخش روابط خارجی تشکیلات او مشغول به کار بود و سهم مجاهدین خلق از پول نفت عراق را آنچنان هنگفت می‌داند که تا امروز کفاف هزینه‌های عظیم این فرقه را می‌دهد. به گفته او سهم مجاهدین خلق از برنامه نفت در برابر غذا در زمان تحریم‌های سازمان ملل علیه حکومت بعث عراق روزانه صدهزار بشکه بود که گاه به میلیون‌ها بشکه می‌رسید.

حسین‌نژاد نیز ضمن اشاره به جدا شدن‌های مکرر افراد از قرارگاه مجاهدین خلق در مانزای آلبانی در سالهای اخیر هیچ آینده‌ای برای فرقه رجوی متصور نیست و این تشکیلات را فاقد ارزش خبری می‌داند که از آن به عنوان آلترناتیو یا اپوزیسیون یاد شود. این عضو جدا شده که اکنون ساکن فرانسه است با اشاره به حمله اخیر عوامل مجاهدین خلق به میز کتاب اعضای انجمن آسیلا تشکیلات رجوی را درمانده، پیر و بی‌آینده دانست.

با این حال از اظهارات این افراد می‌توان استنتاج کرد که انسجام تشکیلاتی مجاهدین خلق که به لطف حمایت مالی صدام حسین و عربستان سعودی حاصل شده است، ریزش نیروها را کند می‌کند. هنوز نزدیک به دو هزار نفر انسان بالغ و اکثرا بیگناه، قربانی ساختار مغزشویی فرقه رجوی هستند.

با توجه به آن که منابع مالی مجاهدین خلق برای تطمیع سیاستمداران و حفظ حصارهای فیزیکی و ذهنی فرقه‌ای موثر عمل می‌کند، باید در نظر داشت که نجات اعضای گرفتار در این فرقه –در صورتی که خود اراده و امکان کافی برای فرار را نیابند– تنها از طریق نهادهای مستقل و بین المللی حقوق بشری امکان پذیر است. اکنون که دولت‌ها بر اساس منافع خویش حاضر به درک شرایط غیرانسانی اعضای کمپ اشرف سه و موضع‌گیری علیه سران فرقه رجوی نیستند، نهادها و سازمان‌های حقوق بشری و عدالت‌جو باید وارد عمل شوند.

مزدا پارسی

خروج از نسخه موبایل