خطاب به سران فرقه رجوی : آزموده را آزمودن خطاست

سران فرقه رجوی که عمدتا بعلت کهولت سن و ابتلا به آلزایمر گویا موضعگیری ها و اهانت های شخص رجوی به خانواده های متحصن در جلو پادگان اشرف در عراق را فراموش کرده اند که مجددا در حوادث اخیر ایران تلاش کردند از این خانواده ها سوء استفاده نمایند!

رجوی که در سالهای پیروزی انقلاب خود را در پشت شعارهای مردم گرایی و مردم پناهی پنهان کرده بود، حقیقتا در میدان عمل قرار نگرفته بود و هنوز دستش برای مردم ایران کامل رو نشده بود و برخی از شخص رجوی و سازمانش انتظار حمایت از خلق داشتند. اما با فرار از ایران و پناه بردن به صدام، حکومت دیکتاتوری که با حمایت بیش از 30 کشور در جنگ با ایران بود، و تقدیم اخبار و اطلاعات از داخل ایران به دولت و ارتش عراق، خیانت های آشکار و شراکت در جنگ علیه نیروهای مسلح ایران بشدت ماهیت پلید و بی مایه بودن رجوی و سازمانش را برای مردم ایران آشکار ساخت و نهایتا در عهد و پیمانش با صدام نیز وفادار نماند و در سخت ترین شرایط جنگ آمریکا، بزدلانه پشت صدام را خالی کرد و با برافراشتن پرچم سفید بر بالای تمام مواضع و پایگاهها و جنگ افزارهایش به نشانه تسلیم، زیر بیرق ارتش آمریکا قرار گرفت و کماکان به این خیانت مستمر ادامه می دهند.

در سالهای پایانی عمر صدام، تا حدود کمی مسیر ملاقات خانواده ها و ورود به عراق فراهم شده بود و چندین خانواده بصورت انفرادی و گروهی به پادگان اشرف رفتند و تقاضای ملاقات با فرزندان خود را داشتند . رجوی در مواجهه با ورود خانواده ها از ایران بعلت بی تدبیری و نداشتن ارزیابی و تحلیل دقیق و عدم شناخت از مردم ایران، از هول حلیم در دیگ افتاد و در نشستی اعلام کرد که سازمان به عقبه خود یعنی مردم ایران وصل شد. قرار بود ما به ایران برویم و به مردم وصل شویم حال این خانواده ها بخشی از همان مردم هستند که به سازمان مورد علاقه شان پیوسته اند . پس وظیفه سازمان و همه مسئولین این است که این خانواده ها را جذب کنند و توسط آنان پیام سازمان را به مردم برسانند.

خانواده ها متحصن در مقابل اشرف در عراق

متعاقب این تز جدید، سران فرقه دام مردم فریبی را پهن نموده و با تمام چاپلوسی و حیله گری سعی در وارونه جلوه دادن ماهیت خود و تشکیلات نزد خانواده ها می کردند و با چرب زبانی فراوان سعی کردند آنها و بخصوص جوانان و نوجوانان همراه را که از اعضای خانواده نیروهای خودشان بود را جذب کنند و در عین حال بدنبال اخاذی از خانواده ها بودند و به بهانه مشکلات مالی وعناوین فریبکارانه دیگر، با هر ترفندی تلاش کردند پول و حتی طلاهای زنان را از آنان بگیرند که در موارد بسیار اندکی نیز موفق شدند. و در پایان هر ملاقات تعدادی سی دی تبلیغاتی سازمان را به مادران می دادند تا در داخل ایران برایشان تبلیغ کنند.

نتیجه اما دقیقا برعکس شد و خانواده ها فریب حیله گری و دروغ و دغل رجوی و سران تشکیلات را نخوردند و اولا هیچ کسی را نتوانستند جذب کنند و اکثر خانواده ها رو در روی مسئولین قرار میگرفتند و از ایران و حاکمیت دفاع میکردند و خاطره تنفر انگیز خیانت رجوی در همدستی با صدام را به آنها یادآور میشدند . دوم اینکه همه سی دی های تبلیغی را در همان درب قرارگاه اشرف در هنگام خروج خرد میکردند و هیچکدام را با خود به ایران نمی آوردند.

لازم به توضیح است که افراد عضو تشکیلات که خانواده ها برای ملاقات آنها رفته بودند، اگرچه تحت کنترل شدید بودند اما با ایما و اشاره و زبان بدن بیشتر طرف خانواده بودند و اجازه نمیدادند خانواده ها مورد اخاذی قرار گیرند و یا برای رجوی تبلیغ کنند .

دیری نگذشت که پس از چند ماهی که از ملاقات خانواده ها گذشت، تعداد زیادی از اعضای سازمان یا فرار کردند و یا به عناوین مختلف از سازمان جدا شدند و عمده جداشدگان افرادی بودند که ملاقاتی با خانواده خود داشتند و تحت تاثیر عواطف خانواده و حقایق عنوان شده توسط خانواده ها قرار گرفته بودند و البته سابقه دروغ و فریب تشکیلات رجوی نیز مزید بر علت بود .

رجوی بلافاصله در یک جمعبندی دریافت که این بار نیز باخته است و نمیتواند خانواده ها را فریب دهد و از آنان بدجوی رکب خورده است پس بلافاصله دستور توقف ملاقات ها را صادر نمود و در این جریان موضع و نظر خود و سازمان را در برابر خانواده ها چنین اعلام کرد:

خانواده مساوی است با کانون فساد
خانواده ضد مبارزه است
ننگ ما ننگ ما، فامیل الدنگ ما

و البته درست و دقیق تشخیص داده بود و نهایتا همین خانواده ها که خوب رجوی و تشکیلات ضد انسانی و فریبکار را شناختند، علی رغم شعارهای؛

کوه اگر بجنبد اشرف زجا نجنید
اشرف یعنی شرف مجاهد خلق
و پافشاری رجوی برای حفظ اشرف

عزم جزم و تلاش های خستگی ناپذیر خانواده ها منجر به برچیدن بساط دروغ و دغل بازی رجوی و لانه عنکبوتی اش در عراق شد و ناگزیر به تخلیه اشرف و انتقال به لیبرتی و نهایتا اخراج به آلبانی شدند .

حال با اتفاقات اخیر در ایران، گویا مجددا بوی کباب به مشامش رسیده و در پی ارتباط با خانواده ها از طریق ارتش غیر مسلح و پیر و پاتالش که بعضا بالای 60 و 70 سال سن دارند، بوده است!

مثلا
عمو قلی 80 ساله با نام مستعار الناز 21 ساله
کاظم 72 ساله با نام مستعار سمانه 20 ساله
محمد رضا منانی 78 ساله با نام مستعار ساناز 24 ساله و الی آخر
و برخی نیز با نام واقعی خود با خانواده هایشان تماس گرفتند و تلاش کردند از این نمد برای خود کلاهی ببافند که با هوشیاری خانواده ها به نتیجه نرسید.

آنها تلاش کردند از خانواده ها مجددا سو استفاده نمایند و برخی از خانواده ها را به خیابان بکشند و فرزندان جوان و نوجوانشان را قربانی مطامع رجوی نمایند و تلاش داشتند از اعضای خانواده ها آمار دستگیری و حتی کشته سازی داشته باشند و این آمار را بالا ببرند تا با یک تیر دو نشان بزنند. هم انتقام قبلی رجوی از خانواده ها گرفته شود و هم بتوانند روی موج تبلیغات، خانواده های این افراد را تحریک نمایند که مجددا تو دهنی سختی خوردند و طبق اطلاع و آمارهای موجود در این زمینه رجوی کاملا شکست خورده و خانواده ها این بار نیز به عهد خود برای مبارزه با فرقه رجوی تا رهایی فرزندانشان ماندند. خانواده ها، تماس و ارتباط تلفنی، ملاقات و در آغوش کشیدن فرزندان خود را هدف قرار داده و از این خواسته هرگز کوتاه نخواهند آمد. به رجوی باید گفت: آزموده را آزمودن خطاست.

علی مرادی

خروج از نسخه موبایل