استراتژی های مسعود رجوی – قسمت اول

از انقلاب عکسی تا فرماندهی از دور

مرور کوتاهی بر عملکردهای مسعود رجوی، بخوبی نشان دهنده کیش شخصیتی است که او بنا نهاده است. حتی متوان اینطور تحلیل کرد که شکست های پی در پی او در صحنه های انتخاباتی و انزوا و دور افتادنش از جامعه ایران، او را مبتلا به انواع و اقسام بیماری های روانی کرده است.

ماجرای قیام عکس

دوستانی که در مناسبات سازمان حضور داشتند بخوبی با استراتژی های آب دوغ خیاری مسعود رجوی آشنا هستند، اما خطاب اصلی نگارنده، خانواده ها و خوانندگان مطالب سایت انجمن نجات می باشد که بیشتر با خصائص مسعود رجوی آشنا شوند، اولین بار بعد از فرار از ایران ، مسعود رجوی یک شبه به این نتیجه رسید که مردم ایران ، برای اینکه این رهبر فرزانه و کاریزماتیک را فراموش نکنند، باید عکس های مسعود رجوی بصورت گسترده در معابر شهرهای ایران نصب گردیده و مسعود رجوی جهانی شود. او این مرحله را ” قیام عکس ” نامید، این مرحله بین سالهای 1362 تا 1364 بود.

در مورد این مرحله از اسکیزوفرنی مسعود رجوی کمی مبسوط تر از زبان یکی از جداشدگان قدیمی سازمان نقل می کنم که “قیام عکس” یا “انقلاب عکسی” ماجرایش چه بود:

“اوایل زمستان 62، در بخش اجتماعی سازمان، مستقر در فرانسه بسیج عمومی اعلام کردند. بسیج عمومی برای پخش عکس های مسعود رجوی در سرتاسر ایران. سازمان شرایط حاکم بر جامعه را تحلیل کرده بود و به این نتیجه رسیده بود که یکی از دلایل افت جنبش، تا آنجا که به نیروی محوری آن یعنی سازمان مجاهدین مربوط میشود، عدم حضور چهره مسعود رجوی در بین مردم است. بدین ترتیب به سرعت به دستور روشن روان، عضو مرکزیت ( و پس از چندی عضو دفتر سیاسی و عاقبت هوادار سازمان) مشغول کار شد. طی چند روز عکس های مختلف مسعود رجوی روی میز مسئولین قرار گرفت. تعدادی را باز تکثیر کردند. جاذب ترین عکس ها را که بهتر بتواند مردم را در راستای قیام عمومی و سرنگون کردن رژیم جمهوری اسلامی، تحت تاثیر قرار دهد و آنها را به حرکت در آورد، انتخاب کردند. سپس عکس ها به رویت مسعود رجوی رسید و او نیز فیگور دو عکس و استراتژی پخش آنها را تایید کرد! پیگیری چاپ عکس ها به صورت پشت چسبی، جهت چسباندن به کابین های تلفن عمومی و شیشه های مکان های عمومی در فرانسه را یکی از نهادها انجام داد. سایر نهادها هزاران آدرس مردم را به صورت حروف الفبا فهرست کردند و روی پاکت‌ها نوشتند و عکس های مسعود از فرانسه به تهران و سایر شهرستان های ایران ارسال شد.

این کار مداوم و بسیار فرسایش بار بود. گذاشتن دهها هزار عکس مسعود رجوی در هزاران پاکت با کیفیت بالا و نوشتن هزاران آدرس به دست تک تک افرادی که برای این “عملیات” بسیج شده بودند و ارسال آنها به ایران در روزهای پیاپی ادامه داشت و وقت بسیار زیادی از بخش اجتماعی گرفت. این عکس ها بایستی به دست هسته های مقاومت رسیده و آن ها می بایست به سهم خود در پخش آن ها اقدام کنند و این در حالی بود که خود مسعود رجوی به مانند هر فردی که مقدار کمی با شرایط پلیسی در آن زمان آشنا بود تردیدی به جا نمی گذاشت که هر نفری که در حال پخش این عکس ها دستگیر می شد به اعدام محکوم بود، اما با در نظر داشتن این اصل که بهای قیام مسلحانه توده ای باید به تمامی پرداخت می شد، رجوی با قاطعیت تمام از اقامتگاه خود در فرانسه این بها را از سپاه نا تمام خلق قهرمان ایران پرداخت. حاصل چه بود ؟ صدها عکس پراکنده بر در و دیوار این شهر و آن شهر چسبانده شد، صدها هوادار سازمان که رابطه تشکیلاتی شان بیش از این قطع بود به دنبال این قیام عکس فعال شدند و به همان سرعت شناسایی و دستگیر شدند و … و هزاران نفر دیگر که آدرس آنها بواسطه روابط خانوادگی یا دوستانه در اختیار افراد خارج کشور سازمان بود و به نوعی هوادار و مخالف رژیم تلقی می شدند در بازرسی و بازبینی نامه های ارسالی از خارج کشور آن هم با آن حجم بیسابقه و عظیم، توسط دستگاه اطلاعاتی دستگیر گشتند.

دفتر سیاسی و مرکزیت از اروپا برای هواداران سازمان دستور کار تعیین کرده بوند. آنها باید عکس ها را پخش می کردند و بعد با سفارت خانه های کشورهای مختلف در ایران تماس می گرفتند و اطلاع می دادند که صد عکس، دویست عکس، یا هزار عکس مسعود رجوی را پخش کرده اند. تا به این ترتیب سفارت خانه ها هم به حضور سازمان در ایران واقف شوند و هم به محبوبیت توده ای رهبر این سازمان که عکسهایش را در همه جا پخش می کنند.”

استراتژی تلفن

استراتژی بعدی مسعود رجوی ، “استراتژی تلفن” بود، این مرحله از فعالیت در نامگذاری متداول مسعود رجوی “خلق جدید، فرماندهی از دور” نام گرفته بود. طبق تحلیل او طی سال 60 تا 62 “خلق جدیدی” شکل گرفته بود که باید آنها را از دور و از طریق سیم تلفن رهبری کرد. سیم تلفن شاهرگ حیات استراتژی سازمان بود. به همین اعتبار به رغم گزارشات پی در پی مبنی بر وجود کنترل تلفن ها از جانب رژیم، اما مسعود مدافع سرسخت ارتباط تلفنی بود. به عبارت دیگر از هر گونه تردید درباره ی استراتژی ناموفق، با قاطعیت دفاع می کرد. تردید درباره استراتژی قیام مسلحانه توده ای از طریق ارتباطات تلفنی : ایران/اروپا ، اروپا/ایران، آن موقع یک گناه نابخشودنی محسوب می شد.

ادامه دارد . . .

فرید

خروج از نسخه موبایل