مفهوم”تغییر” در دیدگاه فرقه ها و سازمان مجاهدین خلق

مفهوم تغییر در دیدگاه فرقه ها و سازمان مجاهدین خلق
فرقه ها از اعضای خود چه می خواهند؟ (2)
25.06.2008
منبع: Mojahedin.ws
مؤلف: گروه تحقیق و پژوهش
در بخش نخست به این موضوع پرداختیم که یکی از مطالبات کلیدی فرقه ها از اعضای خود ایجاد دگرگونی و تغییرات اساسی در شیوه تفکر و زندگی اعضای خود است. در ادامه به بررسی و تبیین دامنه این تغییرات در مناسبات فرقه ای پرداختیم. وعده دادیم در این بخش مفهوم این سازوکار را در مناسبات مجاهدین و اهمیت و کارکرد آن را در تعمیق مناسبات فرقه ای مورد واکاوی قرار دهیم.
اجمالا به این نکته کلیدی و ره یافتی در ادبیات مجاهدین اشاره کنیم که واژه تغییر در دایره واژه گانی سازمان مجاهدین خلق و مناسبات خاص آنها معادل هایی همچون انقلاب، خودسازی، تزکیه، تحول، انفجار، رهایی، آزادی، رستگاری و اینکه را شامل می شود. کارکرد و استفاده از هر یک از این واژه ها بسته و به تناسب فضا و اهداف پنهان و آشکار و همچنین مراحل و مقاطع مختلف پروسه تبدیل سازمان مجاهدین از یک جریان سیاسی- ایدئولوژیک چپ به یک فرقه سیاسی- ایدئولوژیک متفاوت است. اصطلاح تغییر ابتدا به ساکن و در مراحل اولیه تاسیس و تشکیلات سازمان دلالت بر تغییر رفتار و نگرش به اموری دارد که در چشم انداز وضعیت فرد و عضو را به موقعیت یک فرد انقلابی و متفاوت از سایر مردم عادی تعبیر و تفسیر می کند.
در این مقطع تلاش های سازمانی معطوف به القاء این معنی است که زندگی یک فرد مبارز از اساس و بنیان با مردم کیفا متفاوت است. این تفاوت ها را کلید واژه و بار معنایی واژه مبارز حرفه ای تعریف و تبیین می کند. بنابراین انجام هر کنش چه در چارچوب اقدامات رادیکالیستی یا قواعد کلی انقلاب، یا اقدامات تروریستی پیش از هر چیز مستلزم تعمیق این تغییرات و متقاعد شدن فکری، روحی و روانی و البته ایدئولوژیکی به کنش و اقدامی است که از منظر عرف و قانون چندان توجیه پذیر و معقول به نظر نمی آیند. در واقع تغییرات مورد نظر صرفنظر از انواع کارکردهای شان در کلیت مکانیزم این کنش ها شناخته می شوند. این تغییرات به زعم هوفر کارکردی دوگانه دارند. یک وجه کارکرد آنها متوجه عاملین این اقدامات خشونت آمیز است و وجه دیگر مربوط به آمرین آنها. در این رابطه به نقل از هوفر می خوانیم:
هم کسانی که تغییر می دهند و هم آنان که تغییر می کنند، نیز به اعتقاد پرشوری دارند تا آیینی را که تحمیل می کنند یا مجبور به پذیرش آن می شوند، یگانه حقیقت بپندارند. بدون این اعتقاد، تروریست تبلیغاتی چی اگر آن قدرها شرور نباشد که دست به اقدام بزند، احساس یک جنایتکار را دارد و نوآیین تحت اجبار خود را آدم ترسویی می بیند که روح اش را برای [ادامه] حیات فروخته است. (1)
به نظر می رسد این تغییرات در مناسبات فرقه ای یک سویه باشد. به این معنی که تغییرات صرفا به جهت مجاب کردن و متقاعد کردن عضو فرقه به انجام آن می شود. روشن است که آمرین به وضوح بر اهداف و نیات خود واقف و آگاه هستند. آنها به ضرورت اغوا و تاثیرگذاری و گمراه کردن اعضاء به ایجاد این تغییرات در خود تظاهر می کنند. با این توضیحات مشخص می شود که رهبران فرقه ها تنها از زیردستان و اعضای خود طلب تغییر می کنند. تاکید بسیاری از جداشدگان از فرقه ها بر این تناقضات رفتاری و کرداری و به خصوص در مناسبات مجاهدین از مصادیق بارز این ادعا است. با این توضیح به ردیابی مفهوم فرقه ای تغییر در مناسبات مجاهدین می پردازیم.
مقدمتا به این نکته کلیدی در مناسبات مجاهدین اشاره می کنیم که از منظر مجاهدین و تئوریسین های انقلاب ایدئولوژیک آنها، هر گونه تغییر در اشکال کلان اجتماعی و قدرت سیاسی جامعه الزاما پیش از اینکه در عینیت جامعه اتفاق بیفتد، باید در ذهن تعمیق و تبدیل به یک دستگاه ارزشی شود. اهداف رجوی رهبر فرقه مجاهدین برای تغییر دادن اعضای خود از وضع موجود به وضع مطلوب مورد نظرش معطوف به تامین این خواسته ها در سطوح مختلف تشکیلاتی است:
1- اینکه این تغییرات دستگاه فکری، فرد را در مواجهه با شرایط مختل و تعطیل کند.
2- اینکه مقدمه ای برای ایجاد تغییرات در اشل های بزرگ تر بشود.
3- اینکه رابطه فرد را با مناسبات بیرون از فرقه مسدود کند.
4- اینکه راه را بر هرگونه چالش گری فرد با هر اقدام و تصمیم گیری در درون و برون ببندد.
5- اینکه فرد را برای انجام هر اقدامی آماده کند.
6- اینکه فرد را دچار توهم پیروی از حقیقت پنداری مطلق کند.
7- اینکه راه بر هرگونه نفوذ و تاثیر احتمالی از بیرون مسدود می کند.
8- اینکه رابطه یک سویه و غیر عقلانی و تسلیم بی قید و شرط به رهبری را تضمین کند.
9- اینکه فرد را ناگزیر کند از همه گذشته و تعلقات فردی اش عبور کند.
10- اینکه به فرد القاء کند تنها راه رستگاری اش ماندن در مناسبات و تلاش هر چه بیشتر برای همسو شدن با جمع است.
و القای اینکه تغییرات مورد نظر عندالزوم:
11- ضرورت هر گونه تحول و الزام ایدئولوژیکی است.
12- پشتوانه مشروعیت و موجودیت تشکیلاتی است.
13- مقاومت در قبال آن معادل معصیت و سرکشی ایدئولوژیکی است.
14- پاسیو شدن در قبال آن معادل بریدگی و در ادامه وابستگی به جبهه دشمن است.
15- ابهام و تردید در قبال آن نشانه وابستگی به خصلت های ضدانقلابی از قبیل گرایشات رفاه طلبانه و تمایلات بورژوازی – لیبرالیستی است.
16- و در نهایت تسلیم شدن تمام و کمال به آن نشانه سمت و سوی دائمی و کشش درونی به سوی قطبیت و قطعیت رهبری ایدئولوژیک است.
همه این کارکردها را می توان به نوعی در مناسبات مجاهدین دنبال کرد و برای هر کدامشان ده ها شاهد و مصداق آورد. گذشته از این مصادیق برای سهولت بیشتر به صحت این ادعا می توان از طریق اظهارات و تعابیر رهبر فرقه به نتایج مورد نظر دسترسی یافت. رجوی در جایی می گوید:
همیشه از اثر پی به موثر می بریم. (2)
بر این قاعده می توان از اثرات حاصله از تغییر پی به اثر و موثرات مورد اشاره آن ببریم. همه آن چیزی که مجاهدین در مقاطع مختلف و به خصوص از مقطع انقلاب ایدئولوژیک دنبال کردند، باوراندن و القای این معنی بود که مجاهد بدون تغییر نه موضوعیت دارد و نه موجودیت و مشروعیت. و ملاک تغییر برای هر عضو مجاهدی در مولفه ها و آموزه های انقلاب ایدئولوژیک متبلور و مادی شده است. رجوی توضیح رابطه تماتیک تغییر و انقلاب ایدئولوژیک را در یک جمله سمبولیزه کرده و می گوید:
همه باید در این رستاخیز فرو بروند. هر گناهی که کرده بودید تمام شد. یا بیرون می روید یا عوض می شوید. مطمئن باشید انقلاب ناکرده ای در میان مجاهدین باقی نخواهد ماند. مگر آن کسانی که پیام به آنها نرسیده باشد. (3)
رجوی در اهمیت انقلاب ایدئولوژیک اش به مثابه مکانیزم کلیه تغییرات کیفی تر در مجاهدین می گوید:
این (انقلاب ایدئولوژیک) راه دیگری برای آزمایش شماست، ما افراد پولادین می خواهیم. ما در جستجوی استاندارهای جدید از قدرت و توانمندی هستیم. مجاهدینی که از این کوره (انقلاب ایدئولوژیک و تغییرات) عبور کنند، بسیار با صلابت تر و مقاوم ترخواهند بود. (4)
در راستای این تغییرات و چنانچه در مقدمه در خصوص دامنه و گستره این تغییرات کلاسه بندی و تقسیم بندی کردیم، چنین می خوانیم:
به دلیل نقش بنیادی این دستگاه ارزشی (انقلاب ایدئولوژیک) در ایدئولوژی به طور عام، دامنه تغییر و تحول در آن شامل تمامی کنش و واکنش ها و تنظیم رابطه های فرد و سازمان در پهنه های گسترده سیاسی و اجتماعی می گردد. (5)
به این ترتیب اصل تغییر شاخص و ملاک قبول انقلاب هر فرد در مناسبات و شرط مشروعیت و پذیرش ایدئولوژیکی محسوب می شود. در تکمله این برداشت از قول مهدی ابریشم چی می خوانیم:
به همان اندازه خوب هستی که معیارهای ایدئولوژیک تو را تأیید می کند و به همان اندازه بد هستی که به تو انتقاد می کنند و به همان اندازه دینامیزم داری که خودت را تغییر می دهی. (6)
پیشتر از آنکه لازم باشد به فاکت های پراتیکی و شاهدی استناد کنیم، خواننده را به اجمال به دیدگاه نقادانه در باب ضرورت این رویکرد ارجاع می دهیم. دیدگاهی که ضرورت تغییر را ناشی نیاز مجاهدین و رجوی به تعمیق اصل اطاعت پذیری در مناسبات مجاهدین معطوف می بیند. در این رابطه به نقل از یک عضو جداشده می خوانیم:
اکنون (پس از اعلام انقلاب ایدئولوژیک) سازمان حول یک ایدئولوژی مذهبی دروغین عمل می کند که در آن رجوی یک خدا است. آیا تغییرات لازم بود؟ آیا آن ها به خاطر زنده ماندن مجبور بودند تغییر کنند؟ می توان گفت که هر سازمانی یک درجه ای از تغییر سازمان و پویایی دارد که بر آن پايه ساخته شده. اما مجاهدین تقریبا خلاف آنچه را که انتظار می رفت انجام داد. به جای تغییر در پاسخ به نیازهای بیرونی، سازمان عمدا از این نیازها چشم پوشی کرده و با اطاعت از نیروی محرکه درونی اش هر چه بیش تر و بیش تر خود را از حوزه انتخابی که احتمالا قبلا برای حمایت بدان متوسل شده بود دور کرد. این نیروی محرکه درونی به وسیله خود رجوی مستقیما کنترل می شد و سازمان را ملزم می کرد که به طور کامل و بدون هیچ سئوالی مطیع رجوی باشد. (7)
ادامه دارد…
منابع
1- کتاب مرید راستین. نوشته اریک هوفر. ترجمه فارسی. انتشارات اختران. سال 1384. ص 115.
2- سخنرانی رجوی در مراسم ازدواج با مریم. نوروز سال 1364. نشریه مجاهد شماره 245.
3- سخنرانی رجوی در مراسم عید فطر سال 1364 اوورسورواز پاریس.
4- سخنرانی رجوی در مراسم تحویل سال 1364. نشریه مجاهد.
5- نگاهی دیگر به انقلاب درونی مجاهدین اندکی از درون، اندکی از برون. نوشته بیژن نیابتی. انتشارات خارج کشور. ص 87.
6- سخنرانی مهدی ابریشمچی درباره انقلاب ایدئولوژیک در درون سازمان مجاهدین خلق ایران. تاریخ انتشار آبان 1364. انتشارات طالقانی خارج کشور. ص 65.
7- ارتش خصوصی صدام. نوشته آن سینگلتون. انتشارات خارج کشور. بخش فصل پنجم : اختلاف در درون مجاهدین

خروج از نسخه موبایل