نماد سایت انجمن نجات

۱۲ سال حضورم در تشکیلات – قسمت سوم

داریوش قنواتی

داریوش قنواتی

داریوش قنواتی در قسمت قبل چندین مورد از موارد نقض حقوق بشر در تشکیلات مجاهدین را بررسی کرد.

اصولا خانواده کوچکترین و مهمترین بخشی از جامعه است که فرد در آن رشد و نمو پیدا میکند و به تکامل می‌رسد. خانواده یک کانون مقدس، قابل احترام، گرم و سرشار از مهر و محبت است که اعضای آن به هم عشق می ورزند. اما در ایدئولوژی منحط ، مخرب و ضد بشری گروه تروریستی رجوی عکس این قضیه جریان دارد. مسعود رجوی بی شرمانه خانواده را کانون فساد و آن را مظهر لیبرالیسم و بورژوازی معرفی می کرد. به همین خاطر او در متلاشی کردن خانواده اعضا نهایت تلاشش را کرد و علاوه بر طلاق دادن زن و شوهرها، فرزندان آنها را هم گرفت و به کشورهای اروپایی بدون اطلاع والدینشان منتقل کرد تا پروژه اش تکمیل شود .

رجوی حتی به این هم بسنده نکرد و به اعضایش می گفت شما باید در ذهن و ضمیرتان خانواده را از بین ببرید و پاک کنید و همه احساساتتان را به سمت نقطه رهبری سازمان سوق دهید. از دیدگاه رجوی مهر و محبت، عشق و علاقه، توجه به جنس مخالف و زن و شوهر به هم، مادر و پدر و فرزند، جرمی نابخشودنی و از گناهان کبیره بود و عشق ورزیدن به آنها را در تشکیلاتش ممنوع کرده بود .

نشست های عملیات جاری و انتقادی تحت عنوان دیگ و دیگچه و صفر صفر در همین راستا برای اعضاء نگون بخت در پادگان اشرف اجرا می شد. رجوی ملعون حتی به کلمات هم خیانت کرد و آنها را از بار معنایی حقیقی تهی و وارونه کرد، به طوری که واژه خانواده در تشکیلات او بار منفی و ضد مبارزه تداعی می شد. در تشکیلات رجوی هر چیزی که به خانواده ربط داشت زیر مجموعه جنگ و ضدیت با سازمان تلقی می‌شد.

نمونه بارز آن اسکان هایی بود که در ضلع جنوب شرق اشرف قرار داشت که به قبرستان اسکان یا قبرستان خانه و خانواده معروف شد . یکی از اهداف برگزاری نشست های مغزشویی در درون تشکیلات منحط رجوی که بصوردت دوره ای و یا حتی روزانه برگزار می شد، رساندن اعضا به نقطه تنفر از خانواده، مطیع کردن و در نهایت سوء استفاده از آنها در جهت اهداف پلیدش بود و زشت تر اینکه اعضا را مجبور می کردند در هر موقعیتی علنا تنفر خود از خانواده را اعلام کنند. مثلا برخی اعضا را به تلویزیون خودشان آورده وعملا از او می خواستند بدترین کلمات را علیه خانواده اش بیان کند و یا مثلا در دورانی که خانواده ها در اطراف کمپ اشرف در عراق تحصن کرده بودند، مسئولین تشکیلات بنا به دستور رجوی اعضا را پشت سیاج می آوردند و مجبورشان می کردند تا علیه خانواده خود شعار سر داده و آنها را الدنگ خطاب و به سمت آنها سنگ پرتاب کنند. من خود که همراه خانواده ها بودم بارها دیدم مسئولی چند نفر از افراد زیر دست خود را می آورد و از آنها می خواست تا علاوه بر فحش دادن به خانواده ها به سمت آنها سنگ پرتاب کنند. قطعا می دانم که هیچکدام از افراد از اول چنین نبودند که احساسی به خانواده خود نداشته باشند. این کار نتیجه سالها شستشوی مغزی بر روی اعضاء بود.

آری رجوی به این دلیل در تشکیلاتش تنفر از خانواده را ترویج می کرد که می دانست تنها این مورد است که می تواند بساط فریبکاری اش را فرو بریزد.

داریوش قنواتی

خروج از نسخه موبایل