مجاهدین خلق سال هاست که تبدیل به یک گروه تروریستی کاملاً بسته و جدا از مردم شده اند که از کارفرمایان خارجی خط و دستور کاری گرفته و متناسب با نیاز کارفرما عمل می کنند. زمانی این کارفرما صدام بود و از این گروه در جبهه های جنگ علیه مرزبانان ایرانی کار می کشید و حتی بعد از جنگ بر اساس نیازها و خواسته های خودش به این گروه امکانات می داد تا تیم های مجاهدین خلق از مرزهای عراق وارد خاک ایران شده و اقدامات تروریستی همچون خمپاره زنی یا انفجار انجام بدهند و به ایران فشار بیاورند با این تصور که با این فشارها از ایران امتیاز بگیرند.
بعد از صدام هم کارفرمای جدید یعنی جنگ طلبان آمریکایی از این گروه وطن فروش در جهت مطامع و خواسته های ضد ایرانی خود حداکثر بهره را برده و می برند. مثلاً آنها را به عنوان جاده صاف کن مسیر تحریم و حمله به ایران با اهرم تهدید نشان دادن برنامه هسته ای ایران بکار گرفته اند. به اعتراف رجوی ها این گروه وطن فروش بیش از 133 بار در آمریکا و اروپا بر علیه برنامه صلح آمیز هسته ای ایران کنفرانس برگزار نمود. در این کنفرانس ها علیه مراکز و تاسیسات هسته ای ایران جاسوسی نمودند یا با دادن اطلاعات غلط تلاش کردند این ذهنیت را در بین مردم کشورهای غربی ایجاد کنند که ایران بدنبال بمب اتمی برای آسیب زدن به آنها است و تهدید بالفعل بشمار می رود و به این ترتیب راه اسرائیل و آمریکا را برای حمله به ایران باز کنند.
کاری که وطن فروشان مجاهدین خلق به عنوان موجوداتی که در ظاهر ایرانی هستند برای صهیونیست ها و جنگ طلبان حامی آنها در آمریکا انجام دادند را هیچ دولت یا گروه خارجی نمی توانست انجام بدهد. جنگ طلبان ضد ایرانی نیز از اقدامات آنها حداکثر بهره را برده و مردم ایران را با تحریم های خود به شدت تحت فشار قرار دادند با این توجیه که خود ایرانیان (وطن فروشان مجاهدین خلق) می گویند دولت ایران بدنبال بمب اتمی است و خود ایرانی ها (وطن فروشان مجاهدین خلق) خواستار تحریم بیشتر هستند. ضمن آن که درست چند روز قبل از حمله رژیم صهیونیستی به ایران و شروع جنگ 12 روزه، یعنی در 20 خرداد 1404 این گروه وطن فروش یک کنفرانس خبری در واشنگتن درباره برنامه هسته ای ایران برگزار نمود و طی آن بار دیگر ایران را متهم نمودند دنبال ساخت بمب اتمی است تا برای حمله رژیم صهیونستی و بعد آمریکا به ایران زمینه سازی کنند.
البته در ازای این وطن فروشی ها، کارفرمایان لقمه هایی هم جلوی رجوی ها انداختند تا از آنها بهتر کار بکشند. مثلاً علیرغم آن که این گروه شاخه فارسی حزب بعث و مزدور صدامی بودند که آمریکایی ها برای سرنگونی اش اقدام کردند، اما جنگ طلبان تشکیلات مجاهدین خلق را از هم نپاشیدند تا از آن علیه ایران استفاده کنند.
همچنین نام این گروه را که بدلایل مختلف و با مدرک و بخصوص به دلیل کشتن آمریکایی ها و همکاری با صدام در لیست تروریستی قرار داده بودند، از لیست تروریستی شان خارج کردند همانطور که برای داعشی ها در سوریه این کار را انجام دادند.
یا آن که به وطن فروشان مجاهدن خلق دست باز دادند تا در کشورهای غربی به راحتی فعالیت کرده و در خدمت منافع آمریکا و صهیونیست ها اقدامات ضد ایرانی انجام بدهند.
خلاصه آن که مجاهدین خلق ابزاری در دست کارفرمایان ضد ایرانی و صهیونیست ها هستند که حیات انگلی شان از طریق قلاب شدن به کارفرمای خارجی میسر است و از رنج و خونی که به مردم ایران تحمیل می نمایند ارتزاق می کنند.
ایرج صالحی

