در پی اعتراضات سراسری در ایران، روزنامهنگاران و تحلیلگران در رسانههای داخلی و خارجی تلاش کردند تا تظاهرات، ریشههای آن و گروههای مخالف ایرانی از جمله مجاهدین خلق (MEK) را بررسی کنند و تحلیلهایی در این باب ارائه دهند.
طبق گزارشهای بسیاری، مخالفان ایران از نظر ایدئولوژیکی متنوع و اغلب پراکنده هستند. در ۲۷ ژانویه، ناطق ملکزاده و تروور فیلست از نشریه نشنال اینترست نیز اظهار داشتند که احساسات ضد حکومتی در میان ایرانیان دارای جنبههای مختلفی است. آنها در این مقاله تلاش دارند که به این پرسش مهم پاسخ دهند: “مشکل مخالفان ایران چیست؟”
به گفته ملکزاده و فیلست، گروههای مخالف ایرانی “بر اساس هویت، تاریخ، مرزها، زبان، مذهب، طبقه و حتی مفهوم کلمه ایران تقسیمبندی میشوند.” آنها تاریخچه و تحلیل مختصر اما جامعی از گروههای اپوزیسیون ایرانی ارائه میدهند. پس از اپوزیسیون سلطنتطلب، بخشی از مطلب که به مجاهدین خلق میپردازد، چنین است:
مجاهدین خلق اسکلتهای زیادی در کمد دارد
دیگر جنبش بزرگ اپوزیسیون تبعیدی ایران، مجاهدین خلق (MEK) است که در غرب بیشتر با نام شورای ملی مقاومت ایران (NCRI) شناخته میشود. این گروه نیز برای اکثر ایرانیان ناخوشایند است.
مجاهدین خلق به عنوان جنبشی از چپگرایان ایرانی با ایدههای اسلامگرایانه آغاز به کار کرد. این گروه تحت رهبری مسعود رجوی، رهبر دانشجویی، بمبگذاریهایی را در داخل ایران انجام داد، ابتدا علیه شاه و بعداً علیه آیت الله خمینی. پس از اینکه این گروه در سال ۱۹۸۱ در داخل ایران غیرقانونی اعلام شد، در طول جنگ ایران و عراق با صدام حسین متحد شد و پایگاههای نظامی در عراق تأسیس کرد که از آنها برای حمله به نیروهای ایرانی استفاده میکرد. مجاهدین خلق به شدت تأکید کردهاند که هرگز در واقع در کنار نیروهای صدام نجنگیدهاند – با این حال اعضای آن همچنان در طول جنگ ایرانیان برای بقا، علیه هموطنان خود جنگیدهاند. این عملکرد به آنها جایگاهی در ایران امروز شبیه به بندیکت آرنولد در ایالات متحده داده است.
به همین دلیل، مجاهدین خلق عملاً هیچ شانسی برای ایجاد جنبشی از توده مردم در داخل ایران ندارد. در خارج از ایران، این سازمان تا حدودی نفوذ پیدا کرده است، میزبان سیاستمداران برجسته غربی در کنفرانسهای خود بوده و حمایت کنگره ایالات متحده را برای “طرح 10 مادهای” خود برای یک دولت پس از جمهوری اسلامی، به دست آورده است. با این حال، این سازمان همچنین با انتقادات مداومی در مورد ساختار و شیوههای فرقهمانند خود مواجه بوده است. به عنوان مثال، این سازمان از اعضای خود میخواهد که مجرد بمانند و اصرار دارد که رجوی – که از سال 2003 دیده نشده است – هنوز زنده و در خفا است. (همسرش، مریم رجوی، در غیاب او رهبری این گروه را بر عهده دارد.) این گروه همچنین انگ قرار گرفتن در فهرست سازمانهای تروریستی خارجی در ایالات متحده تا سال 2012 را به دوش میکشد.
به دلیل این جنجالها، مجاهدین خلق دوستان کمی در سراسر جهان اپوزیسیون دارد که آن را سازشکار و غیرقابل اعتماد میدانند. در عوض، مجاهدین خلق تمایل دارند با سایر جریانهای اپوزیسیون به مثابه جنبشهای غیرجدی یا بیربط رفتار کنند و ساختار و نظم پیامرسانی خود را به عنوان تنها جایگزینهای معتبر برای جمهوری اسلامی ارائه دهند. این گرایشها اتحاد این گروه با سایر جنبشهای مخالف را عملاً غیرممکن میکند – و با توجه به سابقه مجاهدین خلق، مشخص نیست که آیا چنین اتحادی اصلاً برای آرمان ضد حکومتی مفید خواهد بود یا خیر.
مزدا پارسی

