نماد سایت انجمن نجات

رجوی ها، از عملیات مهندسی تا مهندسی اعدام

مجاهدین تروریست

مجاهدین تروریست

این روزها سازمان مجاهدین خلق مکررا در رسانه های خود مدعی می شود که جمهوری اسلامی “در نبرد رودررو با کانون‌های شورشی در خیابان‌ها در ۱۸ و ۱۹ دی”، بوده است و همچنین دستگیر شدگان را “اعضای مقاومت” می نامد.

واقعیت اینست که سازمان مجاهدین خلق فقط در پی مصادره اعتراضات و اغتشاشات به نفع خود در رقابت با رقیب نیست، بلکه علاوه بر آن، عمدا تلاش می نماید تا جرم دستگیر شدگان را هرچه سنگین تر کند تا نهایتا به هدف خود یعنی اعدام حداقل تعدادی از آنان برسد که این را خود سرکردگان سازمان اصطلاحا “مهندسی اعدام” می نامند. به زعم تبلیغات فرقه مخرب رجوی، دستگیر شدگان “اعضای مقاومت”، جزو “کانون های شورشی”، و “در نبرد رودررو” با جمهوری اسلامی بودند.

عملیات مهندسی

خاطره فجایعی که سازمان مجاهدین خلق تحت عنوان “عملیات مهندسی” در دهه 1360 در تهران به وجود آورد هرگز از خاطره این ملت پاک نمی شود. آنان افرادی که فکرمی کردند ممکن است اطلاعاتی داشته باشند که برای اقدامات تروریستی به کارشان بیاید را ربوده و به شدت شکنجه (به زعم خودشان مهندسی) کرده و جسد بی جان آنان را در بیابان رها می نمودند.

یونسی و مرادی

تلاش سازمان مجاهدین خلق برای کشته سازی و به اعدام کشاندن افراد دستگیر شده، چه اعضا و هواداران و چه افراد غیر مرتبط، مسبوق به سابقه است و سازمان طی دوره های مختلف اقدام به “مهندسی اعدام” کرده و در این راستا تلاش نموده است.
به عنوان مثال زمانی که دو دانشجو به نام های علی یونسی و امیر حسین مرادی در ارتباط با مجاهدین خلق دستگیر شدند، مریم رجوی و دیگر سرکردگان این گروه تلاش گسترده تبلیغی به راه انداختند تا آنها را عضو فعال و عملیاتی فرقه تروریستی مجاهدین خلق معرفی کنند و حتی جرم های نکرده هم به آنها نسبت دهند تا به هر ترتیب شده مجازات قطعی اعدام را برای آنان مهندسی نمایند.

نحوه رفتار سازمان های مردمی

در نقطه مقابل، سازمان های مردمی مانند حماس و حزب الله و جهاد اسلامی که برای جان اعضایشان ارزش قائل هستند و در برابر دشمن ضد مردمی مبارزه می کنند، وقتی یکی از اعضایشان توسط صهیونیست ها دستگیر می شود هرگونه ارتباط با او را انکار می کنند تا توجیهی برای اعدام آن فرد به دست دشمن ندهند. اما در خصوص سازمان ضد مردمی مجاهدین خلق که رودرروی مردم و ملت ایران ایستاده است قضیه کاملا برعکس است چرا که رجوی برای ادامه حیات خفیف و خائنانه اش به نیرو نیاز ندارد بلکه به خون نیاز دارد.

مهندسی اعدام

بارزترین رفتار سازمان مجاهدین خلق برای کشته سازی و مهندسی اعدام به تشکیل کمیته عفو در زندان گوهردشت در سال 1367 برمی گردد. بعد از عملیات موسوم به فروغ جاویدان در همکاری همه جانبه با رژیم متجاوز به خاک وطن، کمیته ای متشکل از تعدادی از قضات تشکیل شد تا زندانیان، که بعضا محکومیت های حبس و اعدام داشتند، را به هر بهانه ممکن عفو داده و آزاد نمایند. معدودی از بسیار افرادی که مشمول عفو گردیدند مجددا به داخل سازمان مجاهدین خلق بازگشتند، اما در کمال ناباوری با عتاب و خطاب رجوی مواجه شدند که آنان را خائن نامید چرا که خط تشکیلات داخل زندان را اطاعت نکرده بودند که در برابر کمیته عفو کاری کنند تا اعدام شوند، و زنده ماندن و آزاد شدن آنان به حساب خیانت به رجوی گذاشته شد.

برخی افراد آزاد شده که در ارتباط با سازمان مجاهدین خلق بودند، در دادگاه حمید نوری، به عنوان هم شاهد و هم شاکی حاضر شدند. یکی از این شهود به عنوان نمونه رضا فلاحی بود.

رضا فلاحی ساکن انگلستان به عنوان شاهد و شاکی هر دو در دادگاه حمید نوری در استکهلم سوئد، در روز سه ‌شنبه ۴ آبان 1400، مدعی شد که به جرم عضویت در سازمان مجاهدین خلق در راهروی مرگ به سمت کمیته مرگ برده شد اما ظاهرا در انتهای این راهرو نهایتا به انگلستان رسید. فرازی از شهادت این شاهد مجاهد خلق در دادگاه حمید نوری که در رادیو فردا منعکس شد بسیار جالب است:

“رضا فلاحی گفت که در اتاق هیات مرگ، حسینعلی نیری، ابراهیم رئیسی، مرتضی اشراقی و مصطفی پورمحمدی را دیده است. او گفت: «بعدا صد درصد مطمئن شدم نیری بود که به من گفت که چرا دمپایی نداری؟ گفتم این را باید از پاسدارتان بپرسید. خیلی محترمانه به آن پاسداری که آنجا بود گفت لطفا برایش یک جفت دمپایی بیاورید. بعد شروع کردند سوال کردن که اسمت و نام پدرت چیست و چند سال حکم داری و آیا عفو خورده‌ای و اتهامت چیست؟ گفتم هواداری از سازمان. . .

یکی‌شان سوال کرد آیا تو ترور را قبول داری؟ من گفتم نه، من ترور را هر کسی بکند قبول ندارم. زیر لب گفت متهم اعلام می‌کند ترور را قبول ندارد پس منافقین را قبول ندارد. به ناصریان (قاضی مقیسه) گفتند ببر بیرون همین‌ها که گفت را بنویسد».”

از همین شهادت و گزارشی که در رسانه آمریکایی از دادگاه حمید نوری منعکس گردیده روشن است که هیأت مربوط برای عفو تشکیل شده و فقط به دنبال بهانه برای عفو می گشته، حتی برای مجرمی که حکم هم دارد که فقط بگوید ترور را قبول ندارد.

تنها کسی که مخالف عفو بود و اعدام می خواست مسعود رجوی بود که به تشکیلات زندان خط داده بود که اگر در کمیته عفو وارد شدند فقط فریاد بزنند که “اگر مسلسل داشتم همین حالا همه تان را به رگبار می بستم”. همین برخورد که برخی به شکل احساسی طبق دستور مرتکب شدند مانع از عفو آنها شد. واضح است که اگر افراد کاری می کردند که آزاد می شدند و به داخل سازمان باز می گشتند به نیروهای رجوی اضافه می شد، اما رجوی حفظ جان نیروهایش را نمی خواست بلکه فقط اعدام و خون آنها را می خواست و از این که برخی اعدام نشدند و به سازمان بازگشتند به شدت شاکی بود و آنان را خائن می نامید. به این ترتیب رجوی با دنائت و دجالیت کامل اعدام ها را مهندسی می کرد.

عاطفه نادعلیان

خروج از نسخه موبایل