مسعود و مریم رجوی خودشان را رهبران ابدی سازمان اعلام کرده و اعضای سازمان را وادار می کنند در هر برنامه ای شعار ایران رجوی، رجوی ایران سر بدهند. رجوی از خودش چهرهای ساخته که برای افراد اسیر در این گروه قابل قیاس با کسی نیست. در قرارگاههای سازمان عکسهای رجوی را در همه جا آویزان کردهاند. در تمام اتاق کارها عکس رجوی را روی دیوار زدهاند. مسئولین اعضاء را مجبور می کنند که علاوه بر شرکت نشست های مغزشویی، پس از نشست مربوطه چندین بار سخنرانی مریم و مسعود را در مقرات کوچکتر گوش کنند و در آخر از همه می خواهند که دریافتهای خودشان را به صورت کتبی بنویسند! در قاموس سازمان انتقاد به رجوی مجاز نیست، انقلاب ایدئولوژیک رجوی هم به این معنی است که اعضای سازمان از شخص مسعود و مریم به درک جدیدی برسند. یعنی باور داشته باشند که اطاعت از رجوی نباید شکاف بر دارد و افراد باید مطیع محض باشند.
وقتی از شستشوی مغزی صحبت می کنیم دامنه این شستشوی مغزی بسیار فراگیر و پیچیده است. در داخل قرارگاه اشرف بولتن های داخلی وجود دارد که افراد خبرها را از همان بولتن ها دریافت می کنند و هرگز خبرهای بیرون که بر علیه سازمان باشد به درون وارد نمی شود. بلکه خبرهایی که مورد تایید خودشان باشد را مطرح می کنند و به شدت خبرها سانسور می شوند .
شخصیتهایی که مدتی در داخل شورا و سازمان بودند پس از جدا شدن مورد خشم رهبری مجاهدین قرار گرفتند و رویکرد رهبری سازمان نسبت به آنها و انعکاس آن در رسانههای وابسته به سازمان این است که آنها را دشمن، خائن یا مامور ایران خطاب می کنند. مانند محمدرضا روحانی یا کریم قصیم که عضو شورای مجاهدین بودند و بعد از جدائی از شورا یک شبه شدند مامور ایران. حقیقتاً باید بگویم که در داخل سازمان مجاهدین آزادی اندیشه سالیان درازی است که رخت بر بسته و اساساً وجود ندارد. همه باید مجیزگوی رجوی باشند و لا غیر .
در رابطه با انقلاب ایدئولوژیک دستور رجوی ، طلاق اجباری بود. چه مجردها و چه آنهائی که متاهل بودند. زوج ها بایستی حلقه های ازدواج خودشان را تقدیم رجوی می کردند و باید عواطف زناشوئی را در ذهن و ضمیر خودشان نابود می کردند. عواطف خانوادگی از نظر رجوی حرام بود و همه اعضای سازمان بایستی فقط نسبت به رهبری سازمان عاطفه داشته باشند! اما در دنیای بیرون انکار کرده و مدعی هستند که طلاق ها داوطلبانه و دلبخواه بوده است نه از سر اجبار . تشکیلات مجاهدین در بین مردم ایران فاقد جایگاه هستند و حتی در بین خانواده های سازمان هم پایگاهی ندارند. رجوی نسبت به خانواده ها برخورد مناسبی نداشته و خانواده ها را دشمن تلقی می کند و با این رویکرد خودش را منفور کرده است.
یکی دیگر از اهرمهای شستشوی مغزی مجاهدین جلسات اعتراف گیری می باشد. هدف از این جلسات استخراج افکار و رفتارهایی است که گمان می کنند انسجام درونی تشکیلات را به هم بریزد. افراد به اجبار هر آنچه که به ذهنشان می رسد را باید در این جلسات عنوان کنند. انسانها دیگر هیچ فردیتی ندارند و به مصیبت زدگانی شبیه هستند که فقط باید حرفهای رجوی را نشخوار کنند و به تعریف و تمجید از وی بپردازند .
محمد رضا گلی

