نماد سایت انجمن نجات

سبقت در رسوایی؛ رقابت در وطن‌فروشی و جنایت

مریم رجوی و رضا پهلوی

نا آرامی های دی‌ماه ۱۴۰۴ ماهیت اپوزیسیون قلابی را بیش از پیش آشکار کرد و نشان داد جریاناتی همچون طیف پهلوی و مجاهدین، تمرکز خود را نه بر آینده ایران، بلکه بر انجام وظایفی گذاشته‌اند که اربابان خارجی برایشان تعیین کرده‌اند. در این مسیر، رقابتی آشکار برای ربودن گوی سبقت در عرصه جرم، جنایت و وطن‌فروشی و مزدوری شکل گرفته است.

دار و دسته پهلویها، که منتقدان آن‌ها را گرفتار افراط‌گرایی و “بیماری هاری سیاسی” می‌دانند، شعار “یک وطن، یک شعار، یک پرچم” سر دادند؛ شعاری که یادآور فاشیسم است. هواداران نوه پهلوی حتی به رستوران‌ها و مغازه‌های ایرانی و فارسی‌زبان حمله کردند و با تهدید، آن‌ها را وادار به نصب تصاویر و پرچم‌های مورد نظر خود کردند. گزارش‌ها حاکی از کشته شدن مشکوک دو نفر در کانادا و آلمان است که گفته می‌شود مخالفان این طیف بوده‌اند.

نمونه‌ای دیگر، حمله لفظی به کریستین امانپور، خبرنگار ارشد CNN، به جرم طرح پرسشی چالشی از ربع پهلوی، بود. در آلمان نیز خبرنگاری از مریم رجوی پرسشی درباره ارتباطش با صدام حسین مطرح کرد که محافظان و هوادارانش با حمله فیزیکی، توهین و ضبط تلفن خبرنگار واکنش نشان دادند. این رفتارها نشان می‌دهد تحمل پرسشگری و نقد برای این جریان‌ها کاملاً شکننده است و این تشکیلات تروریستی تحمل یک سئوال چالشی را هم ندارد.

آنچه امروز میان جریان موسوم به مجاهدین خلق و طیف‌های همسو با رضا پهلوی جریان دارد، بیش از آنکه نزاعی بر سر برنامه و آینده ایران باشد، رقابتی آشکار بر سر تصاحب نمادها، خرید تصویر و مهندسی افکار عمومی در خارج از کشور است. بعنوان نمونه :

مصادره خون و رنج

مجاهدین تلاش می کنند با برچسب‌ “کانون‌های شورشی”، نام و یاد برخی جان‌باختگان اعتراضات را به خود نسبت دهkد؛ بی‌آنکه شواهد روشن ارائه شود. خانواده جان‌باختگان شدیداً به این اقدام رذیلانه اعتراض کرده و همسویی با جریان‌های وطن‌فروش را ننگ و عار دانسته‌اند. منتقدان می‌گویند این رفتار، تلاشی برای جلب توجه اربابان خارجی و افزایش سهم از حمایت‌های آنان و پذیرش اجتماعی است.

اپوزیسیون هتل‌نشین

نزاع بر سر “اپوزیسیون معتبر” بودن، با نمایش‌های پرهزینه، لابی‌گری و گردهمایی‌های مجلل پیوند خورده است. بسیج مهاجران آواره در اروپا، اتکا به سخنرانان خارجی اجاره‌ای و نمایش‌های گران‌قیمت، شاید تصویری از قدرت بسازد؛ اما هرگز جای پایگاه اجتماعی واقعی را نمی‌گیرد. بیش از چهار دهه است که مجاهدین این روش را دنبال کرده و اکنون برخی طیف‌های نوه پهلوی نیز همان مسیر را ادامه می‌دهند.

جنگ برچسب‌ها و تهی‌شدن مفاهیم

فاشیسم‌خوانی متقابل و استفاده از برچسب‌های تند، به جای ارائه برنامه سیاسی، زبان سیاست را به سگ دعواهای خیابانی مبدل کرده است. یک سو، مخالفان را “تروریست” و “مزدور” می‌خوانند و سوی دیگر با همان ادبیات پاسخ می‌دهند. این چرخه، گاه به تهدید و خشونت فیزیکی نیز کشیده شده و فضای گفت‌وگو و برنامه‌محوری را به طور کامل مسدود کرده است.

جمع‌بندی افشاگرانه

واقعیت تلخ آن است که رقابت کنونی، بر علیه منافع عالیه ملت شریف ایران است و خیانت نا بخشودنی است. هر دو طیف جنایتکار و خبیث، دعوایشان برای “سهم خواهی از توجه رسانه‌ای و حمایت اربابان خارجی” شکل گرفته است. مصادره نام جان‌باختگان، نمایش‌های پرزرق‌وبرق و جنگ برچسب‌ها، هرگز خلأ اعتماد عمومی را پر نمی‌کند. اپوزیسیون واقعی از دل جامعه و با پاسخگویی و برنامه روشن زاده می‌شود؛ نه از هتل‌های پنج‌ستاره و نه از الصاق نام‌ها به بیانیه‌ها.
عملکرد این جنایت کاران یک کودتا بوسیله زامبی هایشان در کف خیابان بود. اغتشاشگرانی توجیه شده، تسلیح شده با عملکردی داعش گونه آتش زدند، سر بریدند و کشته سازی کردند.
و الا اعتراض حق مردم است اعتراض در زیر چتر قانون حرکت می کند. در روشنایی و واضح اعتراضش را بیان می کند و همانند خفاشان شب پرست عمل نمی کنند.
ملت فهیم و جوانان غیور ایران با نثار خون پاک شان این توطئه کثیف آمریکایی – صهیونیستی را خنثی کردند و دشمنان ایران را ناکام گذاشتند.

عیسی آزاده

خروج از نسخه موبایل