چکیده:
توافق پایدار میان ایران و قدرتهای غربی، بهویژه آمریکا، در ادامه میتواند منجر به بازتعریفی اساسی در روابط بینالملل و منطقهای شود. این بازتعریف، پیامدهای مستقیمی بر وضعیت و حمایت از گروههای مخالف جمهوری اسلامی بویژه مجاهدین خواهد داشت.
یافتهها نشان میدهد که در سناریوی توافق پایدار، حمایت غرب از مجاهدین کاهش یافته و ماهیت آن تغییر میکند؛ از ابزارهای فشار نظامی و آشوبزا به سمت اهرمهای سیاسی-حقوق بشری محدود و با هزینه کمتر سوق پیدا میکند.
بهطور خاص، موضوع استرداد سران مجاهدین، بهویژه با توجه به محاکمات غیابی آنها در پرونده سران و ۱۰۴ تن از مسئولین این گروه ، و همچنین مسئله وضعیت اعضا در اردوگاه مانز آلبانی که گزارشهایی از گروگان گرفته شدن آنها و عدم دسترسی خانوادهها حکایت دارد، به یکی از نقاط تنشزا و در عین حال، نقاط احتمالی مذاکره و چانهزنی در چارچوب توافق تبدیل خواهد شد.
بنظر می رسد در واکنش سران مجاهدین به این تغییرات، احتمالاً شامل تلاش برای حفظ پایگاه حمایتی، ادعای قربانی بودن، و استفاده از ظرفیتهای رسانهای و حقوق بشری در غرب خواهد بود.
مقدمه: معمای گروههای مخالف در چشمانداز توافق:
گذار از تنش به تنشزدایی در روابط ایران و غرب، بهویژه با آمریکا، سناریوهای متعددی را در برابر بازیگران غیردولتی مخالف جمهوری اسلامی قرار میدهد. پرسش اساسی این است که آیا در چارچوب یک توافق پایدار، غرب به حمایت از گروههای مخالف جمهوری اسلامی ایران بهعنوان اهرم فشار ادامه خواهد داد، یا منافع حاصل از توافق، اولویت را به مهار این بازیگران خواهد داد؟
یکی از چالشهای کلیدی در این میان، موضوع استرداد اعضا و سران گروههای مخالف است که تحت پیگرد قضایی ایران قرار دارند؛ بهویژه پروندههای مربوط به مجاهدین ، مانند محاکمه غیابی رهبران و ۱۰۴ تن از مسئولین این سازمان، و همچنین گزارشهایی مبنی بر وضعیت نامشخص و احتمال گروگانگیری اعضا در اردوگاه مانز آلبانی که مانع دسترسی خانوادهها به آنها میشود، میتواند به یک اهرم فشار یا نقطه چانهزنی مهم در مذاکرات تبدیل شود. واکنش سران این گروهها به این تغییرات، احتمالاً تلاش برای حفظ بقا و توجیه اقدامات گذشته از طریق روایتسازی و بهرهگیری از ظرفیتهای حقوق بشری در غرب خواهد بود.
این مقاله با اتخاذ رویکردی تحلیلی مشخصا به ارزیابی سرنوشت مجاهدین در صورت شکلگیری یک رابطه پایدار میان تهران و واشنگتن میپردازد.
از اهرم فشار تا چالش های پیش روی غرب (آمریکا):
سازمان مجاهدین خلق با سابقه فعالیت مسلحانه و تشکیلات منسجم، سالها بهعنوان یکی از ابزارهای فشار غرب بر ایران عمل کرده است. نکته کلیدی در اینجا، پروندههای قضایی گسترده علیه سران این سازمان در ایران است، از جمله محاکمه غیابی سران و ۱۰۴ تن از مسئولین کلیدی که به اتهامات سنگینی چون ترور، همکاری با دشمن، و اقدام علیه امنیت ملی متهم هستند. علاوه بر این، گزارشها و ادعاهایی مبنی بر وضعیت نامناسب و محدودیتهای شدید برای اعضا در اردوگاه مانز آلبانی وجود دارد. طبق این گزارشها، این اردوگاه توسط سران سازمان اداره میشود و اعضا در آن “گروگان” تلقی میشوند؛ به این معنا که از اختیار لازم برای انتخاب نحوه زندگی خود برخوردار نیستند و تحت کنترل شدید سران سازمان قرار دارند. خانوادههای این اعضا نیز علیرغم تلاشهای فراوان، دسترسی به فرزندان یا عزیزان خود در این اردوگاه ندارند و از وضعیت واقعی آنها بیاطلاع هستند. این وضعیت، نقض آشکار حقوق اولیه انسانی و عدم دسترسی به نهادهای مستقل حقوق بشری را برجسته میسازد.
در صورت دستیابی به توافق پایدار میان ایران و آمریکا، حمایت علنی غرب از سازمان مجاهدین با چالشهای جدی مواجه خواهد شد. این امر به دلایل زیر محتمل است:
الف – کاهش حمایت علنی غرب: ادامه حمایت از گروهی که سران آن تحت پیگرد قضایی سنگین در ایران هستند و همچنین گزارشهایی از نقض حقوق اعضای خود (مانند وضعیت اسفبار در مانز) دارند، با منطق تنشزدایی و ایجاد ثبات که از اهداف توافق پایدار است، سازگار نیست. غرب ممکن است ناگزیر شود حمایت خود را کاهش دهد تا از پیامدهای منفی احتمالی در روابط با ایران اجتناب کند.
ب – پرونده قضایی و مسئله اردوگاه مانز به اهرم چانهزنی: پروندههای قضایی علیه سران سازمان و همچنین وضعیت اعضا در اردوگاه مانز، میتواند به یکی از اهرمهای اصلی ایران در مذاکرات تبدیل شود. هدف ایران در این میان، نه لزوماً استرداد فیزیکی تکتک اعضا، بلکه ایجاد شرایطی است که این افراد بتوانند آزادانه و بدون هیچگونه اجبار یا تحمیل از سوی سران مجاهدین، سرنوشت خود را انتخاب کنند. ایران ممکن است پیگیری وضعیت اعضا در آلبانی و اطمینان از آزادی عمل آنها را بهعنوان یکی از پیششرطهای اصلی توافق یا اعتمادسازی مطرح کند.
ج – دوراهی غرب: غرب با یک دوراهی دشوار روبرو خواهد بود. یا باید فشارهای ایران برای شفافسازی و بهبود وضعیت اعضا در مانز را بپذیرد (که پیامدهای سیاسی داخلی و بینالمللی برای غرب دارد)، یا باید از حمایت خود از این سازمان بکاهد و ریسک شکست توافق یا ایجاد تنشهای جدید را بپذیرد.
د – واکنش سران سازمان: احتمالاً تلاش خواهند کرد با روایتسازی مبنی بر “قربانی بودن” و “پایداری بر اصول”، پایگاه حمایتی باقیمانده را حفظ کنند. استفاده از ظرفیتهای رسانهای و لابیهای حقوق بشری در غرب برای مقابله با فشارهای ایران و توجیه وضعیت اعضا در مانز، از اولویتهای آنها خواهد بود. ممکن است ادعا کنند که فشارهای ایران علیه آنها، بخشی از معامله پنهان با غرب است و وضعیت اعضا در مانز را نیز «اختیاری» و «داوطلبانه» جلوه دهند، در حالی که شواهد حاکی از کنترل شدید و عدم دسترسی خانوادهها است.
هـ – سناریوی «تقلیل نقش»: با توجه به این چالشها، محتملترین سناریو برای سازمان مجاهدین ، «تقلیل نقش» و «قطع حمایت آشکار» از سوی غرب است. غرب ممکن است تلاش کند از طریق سکوت در قبال درخواست ایران برای شفافسازی وضعیت اردوگاه مانز یا دلایل حقوقی، از درگیر شدن مستقیم در این پرونده اجتناب کند، اما در نهایت، حمایت از گروهی با چنین پرونده قضایی سنگینی و با اتهامات نقض حقوق اعضای خود (در قالب گروگانگیری و سلب اختیار)، برای غرب غیرممکن یا بسیار پرهزینه خواهد بود.
سناریوهای احتمالی برای حمایت غرب، وضعیت اردوگاه مانز و مسئله استرداد:
چند سناریوی کلیدی برای نحوه ادامه حمایت غرب از این گروهها، مدیریت وضعیت مانز و پرونده استرداد در صورت توافق پایدار قابل تصور است:
سناریوی ۱: اولویتبندی توافق بر حمایت و حقوق اعضا: در این سناریو، منافع حاصل از توافق پایدار، اولویت بالاتری نسبت به ادامه حمایت از گروههایی با پروندههای قضایی سنگین (بهویژه مجاهدین) و همچنین ادعاهای نقض حقوق اعضا (مانند وضعیت مانز) پیدا میکند. غرب ممکن است به تدریج حمایت را قطع کرده و در برابر درخواست استرداد، با سکوت یا دلایل حقوقی روبرو شود. احتمالاً فشار بر آلبانی برای شفافسازی وضعیت مانز نیز افزایش خواهد یافت.
سناریوی ۲: استفاده از استرداد و مانز بهعنوان اهرم چانهزنی: ایران ممکن است استرداد سران گروهها (بهویژه مجاهدین) و همچنین شفافسازی و رسیدگی به وضعیت اعضا در مانز را بهعنوان یکی از پیششرطهای اصلی توافق یا اعتمادسازی مطرح کند. این امر غرب را در موقعیت دشواری قرار میدهد و میتواند به بنبست در مذاکرات منجر شود.
سناریوی ۳: تبدیل به ابزار اطلاعاتی و امنیتی با رویکرد حقوق بشری: غرب ممکن است حمایت از گروهها را به جمعآوری اطلاعات محدود کند و همزمان، در صورت توافق بر سر همکاریهای امنیتی، اطلاعات مربوط به اعضای تحت پیگرد را در اختیار ایران قرار دهد. در مورد گروههایی مانند مجاهدین، ممکن است با استناد به گزارشهای نقض حقوق اعضا، بر لزوم «شفافیت کامل» در وضعیت مانز تأکید شود.
سناریوی ۴: برونسپاری و مدیریت غیرمستقیم با تمرکز بر ثبات: حمایت از گروهها به بازیگران منطقهای واگذار شده و پرونده استرداد و وضعیت اعضا (مانند مانز) در چارچوب همکاریهای امنیتی دوجانبه یا چندجانبه مدیریت شود، با تأکید بر حفظ ثبات منطقهای.
نتیجهگیری: تنشزدایی، استرداد، مانز، و پایان دوران اهرمهای پرهزینه
شکلگیری یک توافق پایدار میان ایران و آمریکا، منطق حمایت از گروههای مخالف بویژه مجاهدین را دگرگون خواهد ساخت. موضوع استرداد سران این گروهها، بهخصوص در پرونده مجاهدین خلق با ۱۰۴ مسئول تحت پیگرد، و همچنین وضعیت اعضا در اردوگاه مانز آلبانی، به یکی از نقاط حساس و تعیینکننده تبدیل میشود. گروههایی که صرفاً ابزار فشار نظامی یا آشوبزا محسوب میشدند، یا کارایی خود را از دست میدهند و به حاشیه رانده میشوند (مانند مجاهدین)، یا به سمت مطالبات حقوق بشری و سیاسی هدایت میگردند (مانند کردها)، یا حتی به تهدیدی مشترک تبدیل میشوند که باید مهار گردند (مانند گروههای شرق کشور). سلطنتطلبان نیز با حفظ ظرفیت رسانهای و بسیج نرم، به کانالهای حمایتی غیرمستقیم و کمهزینه منتقل خواهند شد. واکنش سران این گروهها به این تغییرات، نقش مهمی در آینده آنها ایفا خواهد کرد؛ از تلاش برای حفظ بقا و روایتسازی تا تمرکز بر مطالبات حقوق بشری. در نهایت، دوران اهرمهای پرهزینه و علنی به پایان رسیده و بازیگران خارجی به سمت ابزارهای دقیقتر، کمریسکتر، و همراستا با منافع کلان تنشزدایی و همکاریهای امنیتی (بهویژه در مورد گروههای تروریستی) حرکت خواهند کرد، اما چالش استرداد مجرمین، بهویژه سران مجاهدین، و مسئله وضعیت اعضا در مانز، میتواند به یکی از موانع یا نقاط کلیدی در مسیر شکلگیری و پایداری توافق تبدیل شود.
مسئله وضعیت اعضا در اردوگاه مانز آلبانی، از جمله مشکلات حقوقی، عدم دسترسی به نهادهای مستقل حقوق بشری، و فقدان اختیار در انتخاب سبک زندگی، و همچنین هدف ایران مبنی بر فراهم آوردن شرایط انتخاب آزادانه سرنوشت بدون تحمیل سران مجاهدین، به یکی از نقاط حساس و تعیینکننده در معادلات سیاسی مرتبط با مجاهدین تبدیل میشود. در صورت دستیابی به توافق پایدار میان ایران و آمریکا، احتمال کاهش حمایتهای بینالمللی از مجاهدین ، محتمل خواهد بود. این امر میتواند منجر به بازنگری اساسی در استراتژی و ساختار این فرقه شود.
نویسنده: سعید پارسا

