دوباره محرم با آن حال و هوای سحر انگیزش از راه می رسد. دوباره عطر خوش حسینی به مشام می رسد. نوای یا حسین گوش و جان را نوازش می دهد. زمزمه ای که همواره ورد زبان مردم ایران بوده است و با نشات گرفتن از ذکر یاد حسین (ع ) بوده که توانستند نام این سرزمین را با غرور نگه دارند و از گزند حوادث حفظ کنند. امام حسین به همراه 72 تن از یاران صدیقش حماسه ای خلق کرد که با یادآوری آن می توان برای حرکت ها و مبارزات ظلم ستیزانه بعدی، در طول دوران پس از امام حسین (ع) و یارانش الگوبرداری کرد. درباره رویداد عاشورا بسیار گفته و نوشته اند ولی باز هم جای نوشتن باقی است. چرا که این رویداد از چنان ابعاد گسترده ای برخوردار است که هرچه بیشتر به تحلیل و بررسی آن پرداخته شود، ابعاد تازه تری از آن اشکار خواهد شد.
عاشورا نه یک حادثه بلکه یک فرهنگ است. فرهنگی برخاسته از متن اسلام ناب که نقش حیاتی را در استحکام ریشه ها، رویش شاخه ها و رشد برگ های آن ایفا کرده است. عاشورا هیچگاه در محدوده زمان و جغرافیای خاصی محصور نمانده است. بلکه همواره الهام بخش تشیع در راستای حرکت ها، جنبش ها و قیام های راستین شیعه، در برابر کانون های ظلم و کفر و نفاق بوده است. قیام عاشورا از سال 61 هجری تا امروز همچون چشمه های جوشان و خروشان تشنگان معرفت و حقیقت را سیراب نموده است. و الهام بخش بسیاری از نهضت های حق علیه باطل بوده است. انقلاب اسلامی ایران در سال 57 با الهام از قیام سرخ فام عاشورا شکل گرفت و الهام بخش مبارزات بسیاری از جنبش ها و مردم ستمدیده منطقه شد.
با پیروزی انقلاب اسلامی در سال 1357 مسعود رجوی به همراه کادرهای باقیمانده از زندان آزاد و با صدور اطلاعیه ای، جنبش ملی مجاهدین خلق که شاخه سیاسی این سازمان تلقی گردید را اعلام و شروع به عضو گیری نمودند. رجوی علیرغم این که هیچ اعتقادی به رهبری آیت الله خمینی و دیگر رهبران روحانی نداشت واعتقاد داشت که رهبری انقلاب به سرقت رفته و خود را رهبر انقلاب می دانست با اعلام اینکه سازمان وی اسلام راستین و تشیع علوی را نمایندگی می کند و در ادامه همان قیام سرخ فام و اهداف امام حسین (ع ) است پا به عرصه اجتماعی جامعه گذاشت و تلاش نمود در افکار عمومی مردم ایران اهداف خود را در محقق نمودن همان آرمان امام حسین (ع ) و اسلام راستین معرفی نماید.
سخنرانی موسی خیابانی فرد شماره دو این تشکیلات با موضوع عاشورا فلسفه آزادی در سال 59 در مسجد دانشگاه تهران یکی از مواردی بود که مجاهدین خلق تلاش نمود در اذهان قشر جوان و تحصیل کرده جامعه و بخصوص در محیط های دانشگاه خطی متفاوت بلحاظ درک و برداشت های این تشکیلات با اسلام سنتی حاکم بر جامعه که توسط قشر روحانیت تبلیغ و نمایندگی میشد، بکشد. رهبران مجاهدین خلق با تبلیغات وسیع در سطح جامعه خود را تنها مبلغان و نمایندگان اسلام راستین و میرث دار نهضت امام حسین معرفی نمودند. آنها چنین تبلیغ می کردند که ایدئولوژی اسلامی مجاهدین خلق غبار از رخ دین زدوده است و تلاش دارد قیام امام حسین را از پس مراسم تعزیه داری وعزداری رایج جامعه خارج و آن را بعنوان یک راه کار انقلابی در سطح جهان استمرار بخشد. رهبران مجاهدین خلق با هرگونه مراسم عزاداری رایج سنتی مانند سینه زنی، و برافراشتن علم و کتل و پخش نذری مخالف بودند و آن را معلول تفکرات ارتجاعی از اسلام و مذهب تشیع می دانستند.
ادامه دارد
علی اکرامی

