نماد سایت انجمن نجات

چرا دیپلماسی بزرگ‌ترین کابوس مریم رجوی است؟

مریم رجوی

مریم رجوی

در عرصه سیاست بین‌الملل، همواره گروه‌ها و جریان‌هایی وجود داشته‌اند که حیات سیاسی خود را نه در بستر تعامل و گفت‌وگو، بلکه در سایه بحران، تنش و درگیری جست‌وجو کرده‌اند. هرگاه آتش اختلافات شعله‌ور شده، آنان نیز فرصت عرض اندام یافته‌اند و هر زمان که دیپلماسی و مذاکره جایگزین تقابل شده است، به حاشیه رانده شده‌اند.

در میان این جریان‌ها، مجاهدین خلق به سرکردگی مریم رجوی نمونه‌ای قابل تأمل هستند. سازمانی که طی چهار دهه گذشته، بخش مهمی از راهبرد سیاسی و تبلیغاتی خود را بر تشدید فشارهای خارجی علیه ایران و تقابل میان ایران و آمریکا بنا کرده است.

مجاهدین همواره از هرگونه تنش سیاسی، اقتصادی و امنیتی استقبال کرده‌اند و تلاش داشته‌اند بحران‌ها را فرصتی برای تحقق اهداف سیاسی خود معرفی کنند. سال‌هاست که هر تحول منطقه‌ای در تبلیغات این سازمان به عنوان مقدمه‌ای برای تحقق آرزوهای دیرینه آن‌ها تصویر می‌شود، اما نتیجه چیزی جز شکست‌های پیاپی نبوده است.

دیپلماسی و گفت‌وگو بزرگ‌ترین چالش برای راهبرد این سازمان محسوب می‌شود؛ زیرا هرچه تنش‌ها کاهش یابد، روایت‌های مبتنی بر جنگ و تقابل اعتبار خود را از دست می‌دهد. دولت‌ها در نهایت بر اساس منافع ملی خود تصمیم می‌گیرند و نه بر اساس خواسته‌های گروه‌هایی که از متن جامعه فاصله گرفته‌اند.

در کنار این مسائل، خانواده‌های بسیاری همچنان خواهان ارتباط آزادانه با عزیزان خود هستند. این مطالبه‌ای انسانی است که سال‌ها از سوی خانواده‌های چشم‌انتظار مطرح شده و همچنان ادامه دارد.

واقعیت این است که هر حرکت به سمت گفت‌وگو، تفاهم و ثبات منطقه‌ای، بیش از هر چیز ضعف راهبرد جریان‌هایی را آشکار می‌کند که موجودیت خود را بر بحران بنا کرده‌اند. از این منظر، دیپلماسی را می‌توان شکستی دیگر برای راهبرد مبتنی بر تقابل دانست.

عباس جعفری

خروج از نسخه موبایل