نماد سایت انجمن نجات

تشویق به خودسوزی یا دستور تشکیلاتی؟

خودسوزی در فرقه مجاهدین

در وقایع موسوم به “17 ژوئن” که مریم رجوی در فرانسه در سال 2003 دستگیر شد، اتفاقات زیادی رخ داد که به هر لحظه‌اش باید با جزئیات نگریست، نقد و بررسی نمود.
اما بنده اکنون قصدم این نیست که به همه آن اتفاقات بپردازم زیرا اصلا در توان بنده نیست. مطالب متعددی تا اکنون نوشته شده است و هر کس از زاویه‌ای به موضوع پرداخته است. من نیز از زاویه‌ای که در آن قرار داشتم، ماجرا را شرح می‌دهم. نقل به مضمون نمی‌کنم بلکه مشاهدات شخصی خودم را بیان می‌کنم.

در هفدهم ژوئن 2003 مطابق با بیست و هفتم خرداد 1382 مریم رجوی توسط پلیس فرانسه در مقرش در روستای “اورسوراواز” در حومه پاریس، دستگیر شد. در این عملیاتت که با یک تهاجم گسترده پلیسی امنیتی فرانسه انجام گرفت، 160 تن از اعضای مجاهدین خلق همراه با مریم رجوی دستگیر شدند. به گفته خود مقامات فرانسوی این گونه عملیات پلیسی در فرانسه در نوع خود بی سابقه و کم نظیر بوده است.

این روزها مصادف با سالگرد دستگیری‌ اش مریم رجوی قصد دارد با ایجاد یک گردهمایی آن ایام را در اذهان هوادارانش زنده کرده و سوء استفاده لازم را ببرد. در آن روزها ماجراهای عجیبی رخ داد. مسئولین تشکیلات به دستور مستقیم مسعود رجوی اعضای سازمان را تشویق و ترغیب می‌کردند تا اقدام به خودسوزی نمایند.

ابتدا تلاش بر این بود که وانمود کنند که افراد بصورت داوطلبانه خودسوزی می‌کنند اما در داخل تشکیلات این فیلم‌ها جایی نداشت، ارتباط بصورت مستقیم و زنده بود. هر دستوری، هر اقدامی باید بصورت مستقیم به افراد منتقل می‌شد. در داخل تشکیلات همانطور که مدام گفته می‌شود هیچ کاری‌، تاکید می‌کنم هیچ کاری، خود بخودی انجام نمی‌شود. هر کاری با دستور مسئول بالاتر است. اگر ضروری بود افراد می توانند پیشنهادات خود را به مسئول بالاتر خود بدهند و منتظر جواب باشند. لزوما هم پیشنهادات افراد رده پایین اجرایی نخواهد شد ولی این راه باز بود و هر کسی می‌توانست در هر موضوعی مشارکت نماید بجز برخی مسائل امنیتی و داخلی تشکیلات.

در آن وانفسا و فضای وحشت آلود، ناگهان خبری در میان افراد پخش شده و افراد را روده بُر کرده بود. قضیه از این قرار بود که یکی از نفرات با نام ” ا. خ ” مطرح کرده بود که قصد خودسوزی دارد و برای اینکار به جلوی مقر نیروهای آمریکایی رفته بود تا پیش چشم آن‌ها خودش را بسوزاند. به گفته خود فرد، او بنزین را روی خودش ریخته و می‌خواسته که خودش را بسوزاند. وقتی دست در جیب می‌کند متوجه می‌شود که او سیگاری نیست و فندک یا کبریت ندارد. با خونسردی به سمت نیروهای آمریکایی که داشتند صحنه را تماشا می‌کردند رفته و از آن‌ها درخواست فندک می‌کند. از شانس خوب یا بد او، هیچکدام از سربازان آمریکایی سیگاری نبودند و خلاصه آقای ” ا. خ ” دست از پا درازتر به مقرشان برمی‌گردد. همه بعد از شنیدن این خبر از خنده ترکیده بودند. همه می‌گفتند: خب مرد حسابی تو که می‌روی خودسوزی کنی، نباید که با خودت کبریت یا فندک می‌بردی؟

اما موارد مضحک این چنینی مانع از این نمی‌شد که جنایت رجوی مبنی بر دستور خودسوزی‌ها مخفی بماند. مریم رجوی بعد از آزادی اش بلافاصله خواست از این جنایتی که شوهرش به راه انداخته بود، خودش را مبرا کند و گفت که از داخل زندان پیام داده بوده که کسی دست به این کار نزند. ظاهرا دستور از بالاتر آمده بود و کاری از دست او ساخته نبود.

هنوز بعد از گذشت 23 سال از آن وقایع، در سالگرد آن رسانه‌های تبلیغاتی مجاهدین خلق تلاش می‌کنند که بگویند خودسوزی‌ها یک امر کاملا غیر تشکیلاتی بود و هیچ ربطی به دستور سازمانی مسعود رجوی نداشت اما هر چه از آن فاجعه دورتر می‌شویم ابعاد ضد انسانی آن برجسته‌تر می‌شود. این لکۀ ننگی بر دامن مسعود رجوی و سران تشکیلاتش است.

بخشعلی علیزاده

خروج از نسخه موبایل