نماد سایت انجمن نجات

پیام حمید حاجی پور به دوست اسیرش اسماعیل پورحسن

حمید حاجی پور

حمید حاجی پور

خدمت دوست و برادر عزیزم اسماعیل پورحسن سلام و عرض ادب دارم .

برادر بزرگوارم امیدوارم در پناه خداوند بزرگ همیشه سلامت و خندان باشی. البته می دانم که یکی از شاخصهای تو خندان بودن و باصفا بودن توست.

برادر گلم نمیدانم در چه حالی هستی. ولی این را می دانم که مگر می شود آدم خانواده را از یاد ببرد. آن هم یک گیلانی با اصالت که همیشه سر زنده و سر حاله. جات خالی جمعه نهار من و اکبر محبی رستوران برادر زاده شما آقا وحید بودیم. خیلی به یادت بودیم و در حین خوردن غذا دختر برادرت آقا مرتضی و بچه و شوهرش رسیدند. اسماعیل جان امیدوارم به خودت بیایی و بفکر باقی عمرت باشی. آخر عزیز من، به چه گناهی باید بدور از خانواده باشی؟ چه چیزی را میخواهید اثبات کنید. متاسفانه سازمان مجاهدین همه شما را سر کار گذاشته با وعده های تو خالی و واهی.

اسماعیل جان بس نیست؟ چقدر این برادرت بایستی چشم انتظاری بکشد؟ بخدا قسم هیچ کسی مثل برادر گلت برایت تلاش نکرده است. شب و روز ندارد و همیشه و در هر مکان و برنامه های مختلف برادرت و همسرش بفکر تو و اینده تو هستند . تو اون محیط بسته دنبال چی هستید !؟

بلامیسر به خودت بیا. بازم دیر نشده به حرمت پدر و مادر بدرود یافته ات، بیا و خانوادت رو از چشم انتظاری در بیار. حالا که دارم این نامه را برایت مینویسم رشت کاملا بارانی و دلپذیر است. جات خالی امیدوارم اسماعیل جان یک تصمیم عاقلانه بگیری. تا شقایق هست زندگی باید کرد. این خواسته سازمان مجاهدین است که افراد را در فلاکت و بدبختی به دور از خانواده نگه دارد. خلاصه بلامیسر زندگی با تمامی امکانات برایت مهیاست با یک برادر و زن برادر خوب و مهربان.

به امید آمدنت به ایران و گیلان زیبا و دوست داشتنی.

فدای تو حمید حاجی پور

حمید حاجی پور

خروج از نسخه موبایل