پیکر مطهر آیت الله سید علی خامنه ای رهبر شهید ایران، چهارشنبه 17 تیرماه 1405، با حضور میلیون ها نفر از مردم عراق و دوستداران ایشان در شهرهای نجف اشرف، شهرهای مسیر تا کربلا و شهر مقدس کربلا تشییع شد و صحنه های وصف ناپذیری از عشق، ارادت و دلدادگی به رهبر ایران را به نمایش گذاشت.
مجاهدین خلق، بصورت رسمی، از سال 1365 تا 1395 ، بمدت تقریبا 30 سال در عراق حضور فیزیکی داشتند، همیشه مدعی بودند که مردم عراق با ما هستند و دشمن رژیم!
مسعود رجوی سرکرده خود منتسب این سازمان که تقریبا در تمام مناطق عراق از شمال تا جنوب قرارگاه داشت و مردم عراق را گاه و بیگاه برای صرف غذا و … به داخل قرارگاهها دعوت می کرد، تقریبا می شود ادعا کرد که در سرتاسر کشورعراق اگر اسمی از ” جماعت المجاهدین” یا ” جماعت رجوی ” می بردی، همه کم و بیش می شناختند.
اما چطور است که رهبر این “رژیم” ، وقتی 10 سال بعد از اخراج مجاهدین خلق از عراق ، با تشییع میلیونی و روی سر و دست مردم همین عراق ، با شکوه خاص تشییع می شود؟
در صدر اخبار داشتیم :
” کمیته عالی برگزاری مراسم تشییع در عراق اعلام کرد بیش از ۱۰ میلیون نفر در آیین تشییع پیکر شهید آیتالله العظمی سید علی خامنهای (قدس سره) در شهرهای نجف اشرف و کربلای معلی حضور یافتند…”
جمعیت عراق 46 میلیون نفر است، اگر کودکان و افراد سالخورده را محسوب نکنیم، جمعیت جوان عراق تقریبا، 30 میلیون نفر است، یعنی از هر سه عراقی ، یک نفر در این مراسم بزرگ شرکت کردند. آمار تعجب برانگیز است! جدای از بحث آمار و کمیت، کیفیت شرکت کنندگان حیرت انگیز بود. من خودم در مراسم تشییع روز قبل تر در تهران حضور داشتم، اگر دمای هوا و گرمای تهران را با عراق مقایسه کنیم، تهران کمی خنک تر است، اما صحنه هائی که در نجف و کربلا و مسیرهای بین آن دو شهر خلق شد، بی نظیر بود، شور و شوق مردم عراق در این مراسم ، بسیار عاشقانه تر و متفاوت تر بود، البته نه اینکه در ایران شور کمتر بود، مردم عراق چنان بر سر و سینه می زدند که گویا پدر واقعی و نسبی خود را از دست دادند. تصاویر و ویدئوهای منتشر شده از این مراسم حاکی از حضور بسیار پرشور و گسترده عراقی ها در تشییع پیکر پاک آقای شهید ایران داشت.
من قبلا شنیده بودم که رهبر ایران، همچنین مرجع عالی شیعیان جهان نیز است، این موضوع را از بعد عقیدتی و بحث تشیع و صدور انقلاب و … می دانستم، اما در این تشییع به چشم خود دیدم که این موضوع چقدر واقعی و قابل لمس است، مردم عراق گویا رهبر خود را تشییع می کردند! در آن گرمای هوا و شرجی منطقه که من با توجه به تجربه حضور 10 ساله ام در کشور عراق ، می دانم چقدر طاقت فرساست، مردم عراق در گرم ترین روزهای سال، از پیر و جوان چنان سینه می زدند ، چنان بر سر و سینه می زدند که هر بیننده ای را بهت زده می کرد.
براستی چرا مسعود رجوی در طی 30 سال حضور در عراق ، ذره ای از این جنس محبوبیت برای خود کسب نکرده بود؟ مجاهدین خلق در عراق ، زنانشان محجبه بودند، مردانشان مجرد و چشم پاک بودند، البته بجز مسعود رجوی! مسجد در پادگان اشرف ساخته بودند، شعائر را بجا می آوردند، به زیارت عتبات عالیات می رفتند، تمام اصول مسلمانی را بجا می آوردند، اما هرگز از جنس مسلمانان عراقی نشدند ! چرا؟
جواب بسیار روشن است: مردم چشم و گوش دارند، مردم به همه جزئیات توجه می کنند، سره را از ناسره بخوبی تشخیص می دهند، مردم عراق بخوبی می دانستند که مسعود رجوی حتی به اعضای خودش هم رحم نمی کند، زندان دارد ، اعضای خودش را شکنجه می کند، اعضای منتقد خودش را به دولت عراق و استخبارات عراق تحویل می دهد تا شکنجه کنند و بکشند. مردم عراق بخوبی می دانستند که مسعود رجوی نوکر صدام حسین است و گوش بفرمان دیکتاتور عراق.
اما در این سوی جبهه و در نقطه مقابل مسعود رجوی و صدام حسین ، رهبری مردمی وجود دارد که محبوب دلهاست، دشمن هر چه استکبار و امپریالیسم جهانخوار است، رهبری است که گفته ما جز با امام حسین (ع) با کسی بیعت نمی کنیم، خامنه ای شهید گفته است :
“کار امام حسین علیهالصّلاه والسّلام در کربلا، با کار جدّ مطهرش حضرت محمد بن عبداللَّه صلیاللَّهعلیهوآلهوسلم در بعثت، قابل تشبیه و مقایسه است. قضیه این است. همان طور که پیغمبر در آن جا، یک تنه با یک دنیا مواجه شد، امام حسین هم در ماجرای کربلا، یک تنه با یک دنیا مواجه بود.”
آیت الله خامنه ای شهید هم ، یک عمر حسینی زیست ، مثل یک شهید زندگی کرد و مثل یک شهید در راه حسین (ع) شهادت را انتخاب کرد، مردم عراق می گفتند :
امروز عاشورا در حال تکرار است، حسین دوران ما خامنه ای است، وای بر ما که اگر از ما سئوال کنند که در تکرار واقعه ی عاشورا ، چطور در حمایت از حسین زمان خود برخاستید و با یزید دوران خود ترامپ قاتل، به مقابله ایستادید، آن موقع چه خواهیم گفت…؟؟؟
محمدرضا مبین

