نماد سایت انجمن نجات

قانونگذاران ایتالیایی فریفته نمایش‌های پر زرق و برق مجاهدین خلق

مریم رجوی

مریم رجوی

مریم رجوی، یکی از سران تشکیلات مجاهدین خلق است که علیرغم گمنامی‌ و بدنامی‌اش در فضای سیاسی امروز ایران، همچنان یکی از قطبی‌ترین چهره‌ها در سیاست مدرن خاورمیانه است. برای درک اینکه چرا او با وجود تاریخ بسیار بحث‌برانگیز و خشونت‌آمیز تشکیلاتش و شهرت آن به عنوان یک فرقه تروریستی، مورد استقبال نهادهای دموکراتیکی مانند پارلمان ایتالیا قرار گرفته است، باید تلاقی ژئوپلیتیک بین‌المللی، روابط عمومی پیچیده و استراتژی‌های متغیر سیاست خارجی غرب را بررسی کرد.

روایت‌های دوگانه پیرامون مجاهدین خلق

برای درک علت پذیرش مریم رجوی در نهادهای قانونگذاری اروپا، لازم است دو روایت کاملاً متفاوت پیرامون مجاهدین خلق را با هم مقایسه کنیم.

از یک سو، ادبیات علمی، گزارش‌های مستقل حقوق بشری و روایت‌های تاریخی، میراث تاریک مجاهدین خلق را شرح می‌دهند. مجاهدین خلق که در دهه ۱۹۶۰ به عنوان یک گروه شبه‌نظامی دانشجویی اسلام‌گرا-مارکسیست تأسیس شد، به طور فعال در انقلاب ایران شرکت کرد، اما متعاقباً با حکومت تازه تأسیس جمهوری اسلامی در افتاد. شمار بسیاری از افراد غیرنظامی و مقامات ایرانی را در عملیات های تروریستی به خاک و خون کشید. به عراق گریخت و در طول جنگ ایران و عراق در سایه صدام حسین پناه گرفت، علیه میهن خود اسلحه به دست گرفت و بدنامی خود را در میان بسیاری از ایرانیان به عنوان خائن تثبیت کرد. محققان و اعضای سابق گواهی میدهند که در طول دوران حضور در عراق، مجاهدین خلق به یک سازمان بسیار منزوی و اقتدارگرا تبدیل شد.

مطالعات دانشگاهی و گزارش‌های دولتی، مانند گزارش‌های شرکت RAND و دیده‌بان حقوق بشر، سوءاستفاده‌های شدید داخلی، از جمله طلاق‌های اجباری، تجرد اجباری، محرومیت از خواب، سوءاستفاده جسمی و جداسازی اعضا از خانواده‌هایشان را به تفصیل و با تکیه بر اسناد معتبر شرح داده‌اند.

از سوی دیگر، شورای ملی مقاومت ایران، ویترین سیاسی مجاهدین خلق، مریم رجوی را به عنوان “قهرمان یک ایران سکولار، دموکراتیک و غیراتمی” معرفی می‌کند. برنامه او که با عنوان “طرح ده ماده‌ای” به مخاطبان غربی شناسانده شده است، از جدایی دین از دولت، برابری جنسیتی، لغو مجازات اعدام و همزیستی مسالمت‌آمیز سخن می‌گوید. در این روایت، مجاهدین خلق سازمان‌یافته‌ترین و کارآمدترین اپوزیسیونی است که قادر به سرنگونی دولت در تهران است.

ارزیابی اینکه آیا مجاهدین خلق یک جایگزین دموکراتیک واقعی است یا یک فرقه مضر، به شدت به دیدگاه‌های ژئوپلیتیکی غربی‌ها بستگی دارد. برای این ارزیابی اینکه کدام روایت واقعیت دارد و کدام یک برساخته روابط ژئوپولیتیک و تغییر جهت های استراتژیک است، تجزیه و تحلیل مکانیسم‌های سیاسی، چندین دلیل کلیدی را آشکار می‌کند که چرا پارلمان ایتالیا و سایر نهادهای قانونگذاری غربی میزبان رجوی بوده‌اند:

استراتژی “دشمن دشمن من”

در محافل سیاست خارجی غرب، به ویژه در میان جناح‌های جنگ‌طلب، هدف اصلی در مورد ایران، مهار یا سرنگونی جمهوری اسلامی است. برای بسیاری از سیاستمداران، تاریخ تاریک مجاهدین خلق تحت الشعاع کاربری آن به عنوان یک دشمن فعال و بسیار سازمان‌یافته برای دولت ایران قرار گرفته است. میزبانی مریم رجوی اغلب توسط نمایندگان پارلمان غربی به عنوان یک اهرم دیپلماتیک برای فشار و تحریک حکومت تهران مورد استفاده قرار می‌گیرد.

گذار از تروریست‌ها به “شرکای دموکراتیک”

مجاهدین خلق به دلیل سابقه خشونت خود، که شامل کشتن چندین شهروند آمریکایی در دهه 1970 و بمب‌گذاری‌های بعدی در داخل ایران بود، توسط ایالات متحده و کشورهای اروپایی تا سال 2012 به عنوان یک سازمان تروریستی خارجی (FTO) شناخته می‌شد. با این حال، پس از حمله آمریکا به عراق در سال ۲۰۰۳، این گروه یک کمپین لابی‌گری عظیم و چند میلیون دلاری را آغاز کرد. آنها با استخدام مقامات برجسته سابق غربی، کارشناسان حقوقی و شرکت‌های روابط عمومی، گاهی موفق شده‌اند که به سیاستمداران غربی بقبولانند که خشونت‌های گذشته آنها دفاعی بوده و آنها برای همیشه تروریسم را کنار گذاشته‌اند.

لابی‌گری پیچیده و نفوذ در ساختار پارلمانی

پارلمان‌های اروپایی، از جمله پارلمان ایتالیا، با ساختارهای کمیته‌ای غیرمتمرکز و ائتلاف‌های چند حزبی فعالیت می‌کنند. اغلب، دعوت‌ها برای سخنرانی توسط پارلمان به عنوان یک نهاد دولتی یکپارچه و رسمی ارائه نمی‌شود، بلکه توسط کمیته‌های پارلمانی خاص، گروه‌های حقوق بشر یا انجمن‌های دوستی بین احزاب انجام می‌شود. شورای ملی مقاومت ایران با چارچوب‌بندی ظاهری خود پیرامون ارزش‌های جهانی جذاب مانند حقوق زنان، حقوق بشر و مخالفت با جمهوری اسلامی، روابط عمیقی با نمایندگان مجلس و سناتورهای اروپایی در طیف‌های سیاسی برقرار کرده است. برای بسیاری از قانون‌گذاران پرمشغله، ارائه‌های پرطمطراق شورای ملی مقاومت ایران، همراه با حمایت چهره‌های برجسته بین‌المللی (مانند اعضای سابق کابینه ایالات متحده و مقامات سابق اروپایی)، میزبانی از رجوی را به عنوان دفاع مستقیم از حقوق بشر، اغلب بدون بررسی عمیق تاریخ پیچیده و خشونت‌آمیز این گروه، جلوه می‌دهد.

در ایتالیا، ویترین سیاسی مجاهدین خلق، شورای ملی مقاومت، شبکه‌ای بسیار پیچیده از ارتباطات ایجاد کرده است. تحلیل‌های دانشگاهی از استراتژی‌های لابی‌گری مجاهدین خلق نشان می‌دهد که این گروه نهادها را به طور مستقیم هدف قرار نمی‌دهد؛ در عوض، آنها از روابط خود با نمایندگان دلسوز پارلمان ایتالیا -به ویژه از احزاب راست میانه مانند فورزا ایتالیا و لگا، و همچنین لیبرال‌های میانه‌رو – که در کمیته‌های امور خارجه عضویت دارند یا به بنیاد وابسته هستند، بهره می‌برند.

اشتراک‌گذاری اطلاعات جاسوسی

یکی دیگر از علت‌های علاقه غرب به مجاهدین خلق نفوذ اطلاعاتی و جاسوسی این گروه در داخل ایران است. به ویژه، در سال ۲۰۰۲، مجاهدین خلق وجود تأسیسات هسته‌ای ایران در نطنز و اراک را افشا کردند. اگر چه کارشناسان معتقدند که این اطلاعات توسط سازمان‌های اطلاعاتی خارجی مانند موساد اسرائیل به مجاهدین خلق منتقل شده، اما این افشاگری، مجاهدین خلق را به عنوان یک دارایی ارزشمند در نظر نهادهای امنیتی غرب تثبیت کرد. این سودمندی تجربه شده، برخی از جناح‌های سیاسی را تشویق می‌کند تا کانال‌های ارتباطی خود با رجوی را حفظ کنند.

خلاصه اینکه، حضور مریم رجوی در نهادهای قانونگذاری مانند پارلمان ایتالیا نتیجه کمپین بسیار فعال مجاهدین برای برندینگ دوباره خود، لابی‌گری پیچیده پارلمانی و محیط ژئوپلیتیکی عمل‌گرایانه‌ای است که در آن قانون‌گذاران غربی از مجاهدین خلق به عنوان ابزاری برای فشار سیاسی علیه دولت ایران استفاده می‌کنند. این در حالی است که ارتباط با این گروه، علیرغم سوابق تروریستی و وجود اسناد جدی درباره نقض حقوق بشر در مناسبات درونی آن، به شدت به اعتبار سیاستمداران کشورهای غربی در نظر ایرانیان وطن‌پرست و همه آزاداندیشان جهان آسیب می‌رساند.

مزدا پارسی

خروج از نسخه موبایل