اگر دیده یا شنیده باشید هر از چند گاهی خانم مریم رجوی نشستهایی با برخی ژنرالها و مقامات سابق آمریکایی میگذارد. در عین حال ریاست جلسه را هم برعهده میگیرد. ممکن است برخی از خود بپرسند که رجوی چگونه این چنین مورد پسند ژنرالهایی است که تا دیروز مقر مجاهدین در عراق را بمباران میکردند و باعث درد و رنج بسیار برای اعضای تشکیلات در عراق میشدند!
قبول دارید که این یک تناقض بسیار بزرگی است؟
اما خانم رجوی به رسم شوهرش آقای مسعود رجوی این گونه تناقضات را نادیده میگیرد و به راحتی آب خوردن تمام موانع را کنار گذاشته و دست دوستی به سمت آمریکاییهایی دراز میکند که قاتل اعضای تشکیلات در عراق بودند. زیر پا گذاشتن اینگونه موارد رسمی است که مسعود رجوی بنا نهاده است. بعد از سقوط دیکتاتور عراق به دستور مستقیم مسعود رجوی باید تمام خصومتها با آمریکاییها نادیده گرفته می شد.
چنین رفتار متناقضی در میان اعضای سازمان مشکلات زیادی تولید کرد طوری که برخی بعد از دیدن این موارد راه جدایی را از سازمان در پیش گرفتند زیرا می دیدند که تا دیروز رجوی آمریکا را دشمن درجه یک خلقهای جهان مینامید، میدیدند که رجوی آمریکا را ببر کاغذی میخواند، میدیدند که رجوی هر گونه ارتباط دولت ایران با آمریکا را محکوم میکرد، میدیدند که سرودی در سازمان نواخته می شد با نام “مجاهد سر کوچه کمینه” که درباره دشمنی با آمریکا ساخته شده بود، انبوه کتابهایی که در کتابخانههای سازمان به چشم میخورد که در ضدیت با آمریکا نوشته شده بود ولی ناگهان همه چیز تغییر کرده و همان آمریکا تبدیل به عامل نجات سازمان از اوضاعی شد که رجوی گرفتارش شده بود!
بعدها هم ماموریت اصلی مریم رجوی طبق دستورات مسعود رجوی ارتباط گسترده و نامحدود با مقامات آمریکایی بود. برای همین کار از طریق هوادارانی که در آمریکا زندگی میکردند، اهرمهایی در آمریکا ساخته شد. آن افراد سراغ مقامات میرفتند و از آنان درخواست همراهی میکردند اما روال اینگونه نبود که کسی بقول معروف فی سبیل الله برای کسی کاری بکند، طبعا در ازای کاری که میخواستند انجام بدهند پول درخواست میکردند، که این امری رایج بود و خلاف قوانین نبود.
هم اینک نیز شما می بینید که یک و یا چند مقام آمریکایی که تا دیروز در دولت وقت مشغول بکار بودند ناگهان سر از جلسات مجاهدین در می آورند و همگان را متعجب میکنند. برای مثال آقای مایک پمپئو که وزیر خارجه دولت آمریکا بود و بعد از به کنار رفتن دولت جو بایدن ایشان نیز بیکار شده و به دنبال کسب درآمد بود. بدین ترتیب در مقام حامی مجاهدین خلق از دستمزدهای کلان سخنرانی برخوردار شد.
حضور مقامات و ژنرالهای سابق آمریکایی در جلسات مجاهدین خبرساز میشوند چرا که حمایت از یک گروه جنجالی با سوابق تروریستی، که قبلا هم رسما در فهرست گروههای تروریستی وزارت امور خارجه بوده است، به طور کلی بحث برانگیز است. کسانی که آگاهی نسبی به این موضوعات دارند میدانند که این افراد کبریت بی خطر هستند. همین افراد موقعی که سر کار بودند و مقام رسمی محسوب می شدند مجاهدین خلق را تروریست مینامیدند ولی اکنون دیگر آن واژهها را بکار نمی برند زیرا تروریستهای دیروز تبدیل به منابع درآمدی امروز آنان شدهاند.
این افراد اگرچه سرشناس هستند، حتی یک شاهی هم قدرت اجرایی ندارند. بیشتر تلاش مجاهدین برای جذب این افراد بخاطر جلب توجه مطبوعات و رسانه های بین المللی است.
همچنین، سخنرانیهای این مقامات سابق در جلسات رجوی اصلا حرف خودشان نیست. به آنان سرفصلهای سخنرانی از پیش گفته میشود که مثلا اول باید خانم مریم رجوی را تمجید کنی، از دشمنی با حکومت ایران حرف بزنی ، از مردم ایران حرف بزنی و از این قبیل چیزها. اغلب هم که دیگر هوش و حواسی برایشان نمانده است از روی کاغذی که به آنان داده شده حرفها را میخوانند.
بعد از اتمام مراسم با آنها تسویه حساب شده و به فرودگاه میروند. پروازی که تمام هزینههای رفت و برگشت را مجاهدین پرداختهاند، هزینههای حین سفر مانند اقامت در هتلهای لوکس، خریدهای خانوادگی مهمانان و از این قبیل هزینه ها که تماما طبق قراردادی که بسته شده است پرداخت میشود.
بی سبب نیست که طی این همه سال که مقامات سابق زیادی در جلسات مریم رجوی حضور بهم رساندند و سخنرانیهای آتشینی هم کردند، نتوانستند حتی برای یک دقیقه حضور مریم رجوی در آمریکا را تضمین بکنند. همچنان این خانم ممنوع الورود به خاک آمریکا است زیرا سابقه اقدامات تروریستی وی و شوهر فعلی و سابقش از حافظۀ تاریخی آمریکایی پاک نشده است.
بخشعلی علیزاده

