نماد سایت انجمن نجات

کودک‌کشی مجاهدین خلق در سایه توهم

مجاهدین خلق تروریست

مجاهدین خلق تروریست

گروه تروریستی مجاهدین خلق از همان روزهای آغازین پیروزی انقلاب اسلامی، تمام جد و جهد خود را برای قبضه کردن قدرت در ایران به کار بست. این گروه برای رسیدن به اهداف شوم خود از هیچ تلاشی فروگذار نکرد؛ از نفوذ در ارکان حیاتی پیکره‌ی نوپای انقلاب و ترورهای کور و هدفمند مقامات، تا کشتار گسترده‌ی مردم کوچه و بازار و در نهایت، سقوط به ورطه‌ی خیانت و فعالیت به عنوان بازوی عملیاتی ارتش بعث صدام در دوران جنگ تحمیلی.

با این وجود، هیچ‌یک از این خیانت‌ها نه‌تنها جایگاه مجاهدین خلق را در ساختار قدرت تثبیت نکرد، بلکه اندک پایگاه اجتماعی آن‌ها را نیز در داخل کشور به کلی نابود ساخت. در پی این انزوای مطلق، مجاهدین خلق در مرداد ۱۳۶۷ تصمیم گرفتند آخرین قمار خود را انجام دهند. آن‌ها با تکیه بر توهمی خام و با یک عملیات نظامی سنگین موسوم به فروغ جاویدان، به خاک ایران یورش بردند تا با سودای تسخیر ۴۸ ساعته‌ی تهران، رویای دیرینه‌ی خود را محقق کنند.

این عملیات جنون‌آمیز، با سرعتی بالا در حوالی ساعت ۱۶ روز دوشنبه ۳مرداد۱۳۶۷ از محور مرزی خسروی کلید خورد. پیشروی مجاهدین خلق با پشتیبانی همه‌جانبه‌ی هوایی و آتش سنگین توپخانه‌ی ارتش بعث عراق همراه بود. متجاوزان با عبور سریع از شهرهای قصر شیرین و کرند غرب، در کمتر از ۶ ساعت خود را به دروازه‌های اسلام‌آباد غرب رساندند. یکی از تاریک‌ترین و در عین حال کمتر پرداخته‌شده‌ترین وجوه این تهاجم، رفتار سبعانه‌ی این گروه تروریستی با غیرنظامیان در طول مسیر بود. ارتشی که ادعای “آزادی‌بخشی” داشت، در طول مسیر پیشروی خود، بی‌رحمانه‌ترین کشتارها را علیه مردم بی‌دفاع به راه انداخت.

با پیچیدن خبر هجوم مجاهدین خلق، موجی از وحشت منطقه را فرا گرفت. مردم بی‌گناه و بی‌سلاح که روستاها و شهرهای خود را در معرض تاخت و تاز مجاهدین خلق می‌دیدند، سراسیمه درصدد فرار و یافتن پناهگاهی امن برآمدند؛ اما بسیاری از آن‌ها در مسیر این کوچ اجباری، قربانی رگبار کینه‌ی مجاهدین خلق شدند.

نماد مظلومیت این فاجعه، تراژدی هولناکی است که برای خانواده‌ی شریفی رقم خورد. این خانواده در روستای علی‌آباد، واقع در ۱۰ کیلومتری اسلام‌آباد غرب زندگی می‌کردند. با نزدیک شدن صدای شلیک‌ها و تانک‌های متجاوزین، آن‌ها نیز مانند سایر روستاییان سوار بر خودروی خود شده و تلاش کردند تا از مهلکه بگریزند؛ اما تروریست‌های منافق، بدون کمترین اعتنایی به غیرنظامی بودن سرنشینان، خودروی آن‌ها را به رگبار گلوله بستند.

در اثر این جنایت وحشیانه، چهار فرزند خردسال این خانواده در دم به شهادت رسیدند:

نوشین (۳ ساله)

مرضیه (۸ ساله)

علی‌اکبر (۱۲ ساله)

و سودابه (۱۴ ساله)

چهار غنچه‌ نشکفته از یک خانواده‌ی ساده و غیرنظامی که پدرشان علیرضا شریفی، تنها یک سرایدار زحمتکش بود، در آتش جنون قدرت‌طلبی گروهی سوختند که دست‌هایشان تا ابد به خون پاک‌ترین فرزندان این آب و خاک آلوده است.

خروج از نسخه موبایل