فاضل فرهادی: با سلام خدمت آقای فواد بصری. آقای بصری چند روز پیش برای تفریح با هم بیرون رفته بودیم طبق معمول هر موقع با هم برای تفریح می رویم خاطرات آن زمانی که در پادگان اشرف بودیم به یادمان می آید . صحبتی کردیم در رابطه با عملیات فروغ رجوی و بحثمان به پایان نرسید و تصیم گرفتیم که اوقات خوشمان را با خاطرات گذشته تلخ نکنیم . حال می خواستم گفتگوی مختصری در رابطه با عملیات فروغ جاویدان با شما داشته باشم. هر چند که من در عملیات نبودم چون من آن زمان در ااردوگاه عراق بودم. بعد از عملیات فروغ رجوی با کم بود نیرو مواجه شدند و من و مابقی اسیران را با فریب و نیرنگ به پادگان اشرف منتقل کردند . بگذریم که فریب دادن ما توسط دار و دسته رجوی بحث جدا گانه ای دارد .
سئوال من از شما این است که چی شد که رجوی به فکر عملیات فروغ افتاد ؟
فواد بصری: من هم خدمت شما سلام عرض می کنم . رجوی مزدور بود. مزدور صدام حاکم قبلی عراق. رجوی متوهم بود و در زمان جنگ با کمک و پشتیبانی صدام چند عملیات بر علیه جمهوری اسلامی انجام داده بود که تا حدودی موفق بود و توهم او را برداشته بود. در آن زمان ایران قطعنامه 598 را پذیرفت و رجوی به این فکر افتاد که 3 روزه ایران را به تصرف خود در بیاورد و در ایران حاکمیت کند. رجوی قبل از عملیات نشست عمومی برگزار کرد و در نشست گفت این بار می خواهیم کاری کنیم کارستان. می خواهیم جمهوری اسلامی ایران را سرنگون کنیم و خلق قهرمان ایران را آزاد کنیم. یک روز بعد از نشست تانک و نفربر و سلاحهای سبک و سنگین از طرف صدام وارد پادگان اشرف می شد. رجوی در فریب کاری دست شیطان را از پشت بسته است. در خارجه سر افراد را کلاه گذاشت و با فریب آنها را به پادگان اشرف منتقل کرد و خیلی از آنها در عملیات فروغ کشته شدند. رجوی در پیامی گفت ظرف سه روز آماده شوید که خلق قهرمان منتظر ماست.
فاضل فرهادی: در چه تاریخی؟
فواد بصری: 3 مرداد سال 1367
در مرز مستقر شدیم و با پیام مریم از طریق بی سیم عملیات آغاز شد . به شهر کرند و اسلام آباد پیشروی کردند و جمهوری اسلامی در تنگه چهار زبر مقابل نیروهای مجاهدین ایستاد و در واقع سازمان در تنگه قفل شد و نتوانست مقابل نیروهای جمهوری اسلامی ایران دوام بیاورد و کشته های زیاد داد. رجوی مجبور شد دستور عقب نشینی را بدهد. رجوی به سرانش دستور داده بود سربازهای ایرانی که در حال عقب نشینی هستند همه را بکشند. احمد مشاق نامی که فکر کنم سال 91 در پادگان اشرف کشته شد به او گفتم چرا سربازها را می کشید آنها کاری نکردند در جواب گفت به شما ربطی ندارد دستور برادر است بایستی اجرا می شد . رجوی شکست سختی از جمهوری اسلامی خورد .
این کل ماجرا نبود. اشاره کردم چندین نفر نیروی جوان را با فریب از خارج به عراق و به پادگان اشرف منتقل کرده بود خیلی از آنها در عملیات کشته شده بودند. رجوی باید جوابگوی پدر و مادر آنها می بود. درست یادم است در مقر ما فردی بود بنام داریوش بود که او را از هلند منتقل کرده بودند. بعد از شام بیرون از سالن غذا خوری بصورت محفلی با او صحبت می کردم. در عملیات از ناحیه صورت ترکش خورده بود و به او گفتم تو دیگه برای چی در این عملیات شرکت کردی؟ در جواب گفت من با پدر و مادرم در هلند زندگی می کردم. مرا فریب دادند می بینی چه بلایی بر سرم آوردند جواب پدر و مادرم را چی بدم؟ جواب دوست دختر هلندی که دارم چی بدم؟ صحبت کردم که سریع مرا به هلند برگردانند. چند روزی گذشت باز هم با داریوش نشسته بودم صحبت می کردم که داریوش گفت مرا صدا زدند و گفتند تو را به هلند می فرستیم و هزینه عمل صورتت را بطور کامل می پردازیم. فقط در هلند اگر بر علیه ما سم پاشی کنی هیچ هزینه ای به تو تعلق نمی گیرد. و این چنین مرا تهدید کردند.
فاضل فرهادی: آقای بصری بعد از شکست رجوی از جمهوری اسلامی ایران فضای داخل پادگان اشرف چگونه بود ؟
فواد بصری: فضای مُرده و بی روح و محفل بین نفرات بی داد می کرد. سران رجوی هم نمی توانستند کنترل کنند چون اکثر آنها درگیر بودند. زنهایشان را در عملیات از دست داده بودند. من آنها را می دیدم که تا شام یا ناهار می خوردند سریع سالن غذا خوری را ترک می کردند .
فاضل فرهادی: بعد از شکست رجوی در این عملیات من در نشست های عمومی شرکت داشتم. رجوی می گفت فروغ 2 آیا فروغ 2 در کار بود ؟
فواد بصری: خیر. فروغ 2 در کار نبود. برای روحیه دادن به من و شما بود. رجوی جرات این را نداشت به جمهوری اسلامی ایران تعرض کند. خود رجوی این را می دانست . رجوی چندین سال است شعارهای پوشالی می دهد همین الان هم این شعارها را می دهد.
در ادامه و نکته آخر بگویم . رجوی طبل توخالیست. در ایران کسی خواهان رجوی و زنش مریم نیست. پرونده خیلی بدی در بین مردم ایران دارند. جای رجوی و زنش مریم در زباله دان تاریخ است .
فاضل فرهادی: ممنون از شما آقای بصری .
فواد بصری: من هم از شما تشکر می کنم .

