نماد سایت انجمن نجات

پول پاشی مجاهدین خلق برای پیروزی در جنگ روایت‌ها

مجاهدین خلق تروریست

مجاهدین خلق تروریست

در روزهای اخیر شاهد رسوایی تازه‌ای برای تشکیلات مجاهدین خلق در فضای مجازی بوده‌ایم. اسکرین شات مکالمه‌ای میان همسر یکی از کشته شدگان دی ماه و یکی از عوامل مجاهدین خلق با نام کاربری ژاله اسفندیاری حاکی از این است که مجاهدین خلق به او پیشنهاد دادند که در ازای  اینکه به دروغ اعلام کند همسرش از هواداران مجاهدین بوده برایش “۳۰۰ میلیون تا فردا” کارت به کارت خواهد شد و در روزهای آیند از طریق ولت نیز هر مبلغی که بخواهد ارز دیجیتال به او پرداخت خواهند کرد. هنگامیکه که مخاطب، این پیشنهاد را رد کرد، کاربر مجاهد او را تهدید کرده که مکالمه را پاک کند “وگرنه بد می‌بینی”.

فارغ از اینکه شخص کشته شده واقعا از کشته های اعتراضات دی ماه بوده است یا خیر، بر اساس بررسی تحولات سیاسی و رسانه‌ای پیرامون اعتراضات سراسری دی‌ماه، مسئله بهره‌برداری‌های سیاسی و جهت‌دهی به روایت‌های مربوط به جان‌باختگان یکی از ابعاد پیچیده و بحرانی در فضای اپوزیسیون ایران است. انتشار اسناد و گزارش‌هایی مبنی بر تلاش گروه‌های مختلف سیاسی، از جمله سازمان مجاهدین خلق، برای مصادره نام و یاد کشته‌شدگان و افزودن آنان به فهرست‌های تشکیلاتی خود، پدیده‌ای است که توسط پژوهشگران علوم سیاسی و رسانه‌ای به عنوان بخشی از جنگ روایت‌ها ارزیابی می‌شود.

در ساختار مناقشات سیاسی ایران، تلاش برای استیلای گفتمانی بر رویدادهای اعتراضی همواره یکی از ابزارهای اصلی جریان‌های مخالف حکومت بوده است. سازمان مجاهدین خلق به دلیل فاصله عمیق ساختاری با بدنه اصلی و درونی جنبش‌های اجتماعی داخل کشور، در جریان اعتراضات مردمی با چالش جدی مشروعیت و پایگاه اجتماعی روبه‌رو بوده است. پژوهش‌های تاریخی و گزارش‌های نهادهای ناظر نشان می‌دهند که این سازمان به دلیل عدم برخورداری از بدنه هوادار چشمگیر در داخل خیابان‌ها، مکرراً به روش‌های جایگزین برای برجسته‌سازی حضور خود در تحولات روی آورده است.

تلاش برای منتسب کردن جان‌باختگان اعتراضات مردمی به عنوان “هوادار” یا “شهید” این سازمان، راهبردی است که هدف آن پر کردن خلاء پایگاه اجتماعی واقعی از طریق مهندسی اطلاعات و جنگ روانی ارزیابی می‌شود. از منظر جامعه‌شناسی سیاسی، این‌گونه اقدامات که با پیشنهادهای مالی کلان یا وعده‌های ارزی همراه می‌شود، بیانگر تلاشی برای تبدیل کردن سوگ عمومی و مطالبات برحق مدنی به کالایی سیاسی جهت مصرف در لابی‌های بین‌المللی و رسانه‌ای است.

این پدیده همچنین ریشه‌کن کننده اعتماد عمومی در میان جریان‌های اپوزیسیون و تشدیدکننده شکاف‌های درونی میان آن‌هاست. هنگامی که خانواده‌های داغدیده درگیر مصیبت از دست دادن عزیزان خود هستند، مواجهه با پیشنهادهای ابزاری برای تغییر هویت سیاسی جان‌باخته، عمق بحران اخلاقی و فرسایش سرمایه اجتماعی را در میان طیف‌های مختلف مخالفان حکومت نمایان می‌سازد.

از دیدگاه تحلیل‌گران، این رویکرد نه تنها کمکی به همگرایی در راستای تغییرات ساختاری در ایران نمی‌کند، بلکه با ایجاد بی‌اعتمادی عمیق، اپوزیسیون را بیش از پیش ناکارآمد می‌کند. در نهایت، تلاش برای بهره‌برداری تبلیغاتی از خون جان‌باختگان از طریق سازوکارهای مالی و دیجیتال، نشان‌دهنده استمرار خط‌مشی دروغ، پول پاشی و رشوه برای جلب حمایت و جعل پایگاه اجتماعی است.

مزدا پارسی

خروج از نسخه موبایل