نماد سایت انجمن نجات

محو کردن رقبا توسط رجوی با ترفند هژمونی زنان – قسمت اول

مریم و مسعود رجوی و زنان

بدنبال شکست کمرشکن مجاهدین خلق در عملیات مرصاد که آن را فروغ جاویدان می نامند و همچنین باطل شدن استراتژی به اصطلاح “جنگ آزادیبخش” که کمرش با آتش بس شکسته شد و مشخص گردید ارتش به اصطلاح آزادیبخش زائده جنگ است، رجوی که خود عامل اصلی این شکست ها بود برای فرار از پاسخگویی ادعا نمود که اعضا عامل شکست در عملیات فروغ بودند زیرا حائلی داشتند که مانع از آن می شد تا تمام انرژی خود را صرف جنگ کنند.

رجوی در حالی این ادعا را مطرح می کرد که تا قبل از آن هم در صحبت های خودش و مریم رجوی و هم در اطلاعیه هایی که به اسم ستاد ارتش آزادیبخش درباره عملیات مرصاد صادر می کردند، محور اصلی پوشاندن شکست بود و به این منظور مدعی بودند که اعضای مجاهدین در این عملیات حماسه ها آفریدند.

اما ناگهان موضوع تغییر کرد. رجوی می گفت حائل مانع آزاد شدن انرژی اعضا برای جنگ تمام عیار است و این حائل همسر فرد است. در افراد مجرد هم این حائل کسی است که آن فرد قصد دارد در آینده با او ازدواج کند. او سپس گفت راه حل طلاق این حائل است. افراد متاهل می بایست به صورت عملی همسران خود را طلاق داده و افراد مجرد نیز باید در ذهن خود فرد مورد نظر را طلاق بدهند.

به این ترتیب رجوی انقلاب طلاق (انقلاب ایدئولوژیک) را راه انداخت که ابزاری برای عدم پاسخگویی خودش در قبال شکست کمرشکن در مرصاد و به کشتن دادن انبوه اعضا (به ادعای خود رجوی بیش از 1200 تن از مجاهدین خلق در مرصاد کشته شدند) و به گل نشستن استراتژی اش بود. انقلاب طلاق همچنین اهرمی شد که رجوی با آن می خواست تشکیلات را کنترل و مانع از جدایی اعضای مسئله دار و از هم پاشیدن تشکیلات بشود.

به موضوع طلاق در تشکیلات مجاهدین خلق “بند الف” گفته می شود. رجوی با مطرح کردن این بند، ماهها تمامی تشکیلات را سر کار گذاشت. همه درگیر نشست ها، دیدن ویدئوهای نشست های دیگران و نوشتن گزارش وضعیت بودند. به همین دلیل از موضوع اصلی یعنی معرفی عامل اصلی شکست مرصاد و پوچ بودن استراتژی به اصطلاح جنگ آزادیبخش که بر جنگ سوار شده بود و در حقیقت زائده جنگ عراق و ایران بود دور شدند که همان خواسته اصلی رجوی بود.

اما بعد از گذشت زمان اعضا و بخصوص مردان متاهلی که همسران شان را طلاق داده بودند احساس می کردند دچار مشکل شده اند. رجوی با فریبکاری و وقاحت بند دیگری به نام “بند ب” را معرفی کرد. موضوع بند ب این بود که هر فرد باید کسی که طلاق داده است را در حریم رهبر (یعنی رجوی) ببیند تا مشکلات دیگر سراغ او نیایند. او در این مرحله با وقاحت به مردان می گفت: “برای این که دوباره برگشت نکنید باید پیش خود تصور کنید که من با همسر سابق تان مشغول معاصی هستم”! او برای ایجاد تنفر بین افراد با همسران شان، خطاب به مردان می گفت که “باید همسر سابق تان را «عفریته» بخوانید.” یا می گفت “بازگشت به همسر طلاق داده مانند خوردن استفراغ خشک شده است”. سپس در ادامه می گفت “برای رها شدن از مشکلات باید آن همسر را در حریم من ببینید”!

با این فریبکاری ها مدتی دیگر اعضا را سر کار گذاشت. اما این ترفند هم تاریخ مصرفی داشت و بعد از آن بار دیگر مشکلات به سراغ اعضا آمد. اینبار رجوی در نشستی دیگر یک بند جدید به نام “بند جیم” را معرفی نمود. رجوی در این بند می گفت که مردان چون همسران شان را در حریم رهبر (رجوی) دیدند توانستند از آن فرد دل بکنند اما برای خودشان یک راه جدید باز کردند، یعنی فکر کردن به زنانی غیر از همسر سابق و ارتزاق جیم (جیم اصطلاح بود که برای مسائل جنسی بکار گرفته می شد) از این تفکرات را مجاز شمردند و به همین دلیل واگشت خوردید. رجوی در ادامه گفت که راه حل مشکل این است که همه زنان عالم را در حریم رهبر (رجوی) ببینید و اگر تناقضی به ذهنتان زد گزارش آن را بنویسید.

تاثیرات مُسکنی که رجوی به اسم بند جیم و نوشتن تناقضات جنسی به نیروهای سازمان داده بود مقطعی بود و بعد از مدت کوتاهی مشکلات و تناقضات حتی بدتر از قبل به سراغ نیروها می آمد. رها نشدن از این تناقضات برای کسانی که هنوز به رجوی باور داشتند باعث ایجاد یک درگیری درونی می شد و یک احساس دوگانه بودن در این افراد ایجاد می نمود. در آن زمان اعضایی که علیرغم تناقضات و مشکلاتی که داشتند هنوز تا حدی رجوی را باور داشته و او را رهبر عقیدتی خود می دانستند، و به همین دلیل گفته او مبنی بر اینکه با بند جیم می شود از شر تناقضات جنسی رها شد را پذیرفته بودند. به همین دلیل این دسته اعضا وقتی در عمل می دیدند که چنین نمی شود خودشان را متهم می کردند که نتوانستند به آنچه رهبرشان می گوید درست عمل کنند و در درون خود احساس شرمندگی داشتند و دچار درگیری درونی می شدند. در واقع اعضا بیش از آن که با حصارهای فیزیکی اسیر رجوی باشند با حصارهای ذهنی که او ساخته بود اسیرش بودند. اما رجوی که خود این بازی ها را راه انداخته و بهتر از هر کس دیگری از بی اثر بودن آنچه تحت عنوان بندهای انقلاب تجویز می کرد اطمینان داشت، از قبل برای این شرایط برنامه ریزی کرده بود.

ادامه دارد…

ایرج صالحی

خروج از نسخه موبایل