۱. در شش ماه گذشته، ظاهراً بزرگترین پروژه استراتژیک مجاهدین، پیدا کردن یک استراتژی جدید بوده است!
۲. صبحها جلسه برگزار میشود، ظهرها تحلیل نوشته میشود و شبها دوباره جلسهای برای بررسی نتیجه جلسه صبح تشکیل میدهند.
۳. نقشهها آنقدر زیاد شدهاند که اگر روزی کسی نقشه واقعی را پیدا کند، احتمالاً آن را هم در بایگانی نقشههای قبلی میگذارند!
۴. هر اتفاقی در جهان رخ میدهد، خیلی سریع به عنوان «نشانه پیروزی بزرگ» در رسانهها معرفی میشود.
۵. اگر اتفاقی هم مطابق انتظار پیش نرود، تحلیل تازهای آماده است: «این دقیقاً بخشی از همان استراتژی بود!»
۶. در این میان، دشمن فرضی همیشه شکست خورده و پیروزی همیشه نزدیک است؛ فقط ظاهراً این «نزدیک» شدن سالهاست ادامه دارد.
۷. یکی از مهمترین برنامهها، تولید بیانیههای متعدد است؛ بیانیههایی که گاهی از خود اتفاقات مهمتر به نظر میرسند!
۸. هر خبر منفی هم خیلی راحت تبدیل میشود به یک «فرصت طلایی» برای صدور اطلاعیه جدید.
۹. نشستهای سیاسی با عنوانهای بزرگ برگزار میشوند، اما خروجی آنها گاهی فقط چند عکس، چند شعار و چند تحلیل تکراری است.
۱۰. استراتژی رسانهای هم ساده است: اگر خبری خوب بود، آن را بزرگ کنیم و اگر بد بود، تقصیر را گردن دشمن بیندازیم!
۱۱. در فضای مجازی نیز هر توییت میتواند به یک «پیروزی تاریخی» تبدیل شود؛ البته تا وقتی توییت بعدی منتشر نشده باشد!
۱۲. گاهی چنین به نظر میرسد که فاصله میان واقعیت و تبلیغات، از فاصله زمین تا آسمان هم بیشتر شده است.
۱۳. با این حال، ماشین تبلیغاتی همچنان با قدرت کار میکند و هر روز وعدهای تازه برای «فردای پیروزی» ارائه میدهد.
۱۴. مردم اما معمولاً به جای شعار، نتیجه واقعی میخواهند و همینجا است که مشکل اصلی استراتژی نمایشی آشکار میشود.
۱۵. وقتی سالها یک وعده تکرار شود، حتی پرهیجانترین شعارها هم کمکم اثر خود را از دست میدهند.
۱۶. شاید بد نباشد یک روز به جای طراحی نقشههای جدید، خود نقشههای قدیمی را بررسی کنند و ببینند چند بار مسیرشان عوض شده است!
۱۷. چون اگر هر شکست «پیروزی تاکتیکی» و هر عقبنشینی «حرکت استراتژیک» نام بگیرد، دیگر تعریف شکست و پیروزی چه خواهد بود؟
۱۸. خلاصه اینکه استراتژی شش ماه اخیر بیشتر شبیه مسابقهای برای تولید خبر، بیانیه، جلسه و شعار بوده تا ارائه یک نتیجه ملموس.
۱۹. شاید تنها استراتژیای که واقعاً بدون وقفه ادامه داشته، همان امید به «فردای بزرگ» باشد؛ فردایی که هنوز تاریخ دقیق رسیدنش اعلام نشده است!
۲۰. و در پایان، اگر قرار باشد از این شش ماه یک درس بگیریم، شاید این باشد: با نقشههای زیاد میتوان دیوارها را پر کرد، اما برای رسیدن به مقصد، بالاخره باید یک مسیر واقعی را طی کرد.
رضا اسلامی
از نقشهکشی تا گمکردن نقشه!

رضا اسلامی
