نماد سایت انجمن نجات

سرنوشت تلخ مژگان مهدوی درمناسبات سیاه مجاهدین خلق

مژگان مهدوی

مژگان مهدوی

اخیرا رسانه فریبکار مجاهدین خلق خبر فوت مژگان مهدوی به ادعای سران گروه از اعضای مرکزی شورای رهبری را اعلام کرد. با توجه به اینکه از سال 1371 او را به خوبی می شناختم لذا هر آنچه در ذیل می خوانید بنا به اظهارات و گفته های خود مژگان مهدوی است و به رسم امانت داری حتی لغتی اضافه یا کم نشده است .

در خبرهای منتشر شده توسط دستگاه تبلیغاتی گروه مجاهدین خلق مدعی شدند مژگان مهدوی متولد 1340 از سال 1358 با این گروه آشنا و فعالیت خود را آغاز کرده است. بنده در مقر پی – پی (قلعه پشتیبانی) در منطقه خانقین در سال 1371 درعملیات مروارید به واسطه تقی صالح با مژگان مهدوی آشنا شدم. تقی صالح فشنگ گذار تانک تی 55 بود و راننده اش مژگان مهدوی بود. تفاوت کیفی در ساختار، شکل، طرز لباس پوشیدن، کلام و حتی نوع بر خوردش با تمامی زن های عضو گروه بر همگان مشهود بود .

بر خلاف سایر زنان حاضر در مقر که از صحبت کردن با اسرای پیوستی به دستور رجوی اجتناب می کردند، وی به راحتی با آنها ارتباط عاطفی و انسانی برقرار می کرد و در مواردی با آنها درد دل می کرد. بنده شخصا پای درد دل های مژگان مهدوی نشسته بودم. او با صراحت و بدون پرده بر خلاف ادعای سران مجاهدین تاکید داشت که به واسطه شوهرش سعید که در مقر لجستیک و تعمیرات موتوری تانک و زرهی فعالیت می کرد با مجاهدین آشنا شده است. بارها توسط زنان رده بالای تشکیلات به دلیل نوع پوشش، عدم رعایت حجاب، کشیدن سیگار و به طور خاص به دلیل ایجاد رابطه صمیمی با بچه های اردوگاهی مورد بازخواست قرار گرفته بود .
یک روز صبح در مقرر پی – پی که هوا بشدت گرد و غبار بود، روی تانک در حال بازدید موتور بود که با حالت اعتراض آمیز به من گفت عجب زندگی دارید شما اینجا ! منو باش آمریکا و آب هوای آنجا را گذاشتم آمدم در بیابان های خاک آلود عراق! به راحتی می شد فهمید که در ذهنش پر از آشوب، سئوال و اماهای زیادی است ولی توان بر زبان آوردن نداشت . پس از پایان عملیات مراورید رجوی که به شدت از ایجاد روابط صمیمی و عاطفی برخی زنان با مردان وحشت کرده بود، در ادامه ایجاد فشار و سرکوب، سلسله نشست های انقلاب کذایی مریم را از سر گرفت و با صراحت و تندی خطاب به همه اعلام کرد طلاق زن و شوهر، زندگی ، بچه و هر آنچه که بوی زندگانی دهد الزامی و اجباری است و درصورت سر پیچی با افراد خاطی برخورد خواهد شد .

یادم هست در محوطه سالن اجتماعات مقر اشرف که در یکی از نشست ها برای تنفس بیرون آمده بودیم مژگان مهدوی را دیدم و از او در خصوص طلاق اجباری پرسیدم. به طور معنا داری لبخند سردی زد و با قیافه عبوس و تو هم رفته سری به نشانه شکایت تکان داد و رفت . پس از پایان نشست های به اصطلاح انقلاب در تحولی عجیب به دستور رجوی مقر زنان از مردان جدا سازی شد و به این دلیل مدتها او را ندیدم. ماه ها گذشت تا اینکه یک روز پنجشنبه که اکثرا برای کار جمعی اجباری می رفتیم نزدیک پارک مقر اشرف مژگان مهدوی را که در کنار سایر زنان عضو در حال جارو زدن خیابان صد اشرف، دیدم. به هر قیمتی بود از فرصت استفاده کردم و نزدیک او شدم و پرسیدم چه خبر؟ گفت سریع از من دور شو. همه را تحت نظر دارند اگه با تو حرف بزنم زیر تیغ می روم و در ادامه فقط این را گفت که مرا فرمانده دسته زنان کردند تا تغییر کنم و پس از خنده ای از روی جبر سریع از محل دور شد.

سال ها گذشت تا اینکه در یک نشست جمعی در مقر باقر زاده مژگان و برخی از زنان با سرنوشتی مشابه او روی سن سالن اجتماعات رفتند و به دستور مریم رجوی اعضای شورای رهبری اعلام شدند. به صورت اتفاقی یک روز او را که حالا تبدیل به فرمانده مقر در قرارگاه حبیب نزدیک شهر بصره شده بود در مقر مرزی فائزه در کوت دیدم و با لحنی کنایه آمیز به او گفتم از رانندگی تانک به کجا رسیدی؟! مجددا با همان شکل و با همان لبخند مرموز ابرو بالا انداخت و بی آنکه کلامی بگوید از من دور شد. یاد آن حرفش در مقر اشرف افتادم که گفت مرا فرمانده دسته کردند تا تغییر کنم و جواب خود را از این برخورد و ابرو بالا انداختن گرفتم .

وقتی از تسلط علم و اراده و قدرت خداوند به افعال بندگان سخن به میان می‌آید، بحث جبر و اختیار نیز مطرح می‌شود. وقتی خداوند متعال انسان را در عین بندگی و آزادگی آفرید در مقابل ظالمانی به مانند مریم قجر و پیروان او، حق مسلم اختیار را که از بدو خلقت به خواست خداوند به بنده او تفویض گردیده است، به جبر از اعضاء سلب می کنند تا آنها را به بندگی خود بگیرند و مژگان مهدوی یکی از همان قربانی ها بود. او در شرایط سخت و سرنوشتی تلخ از اوج بندگی به اوج بردگی در مناسبات مجاهدین رسید و نهایتا جان خود را از دست داد . ننگ و نفرین خدا بر طایفه رجوی که اینگونه حتی اختیار خدا دادی را به جبر بردگی تبدیل کردند .

صمد اسکندری

خروج از نسخه موبایل