نماد سایت انجمن نجات

مناسبات درونی مجاهدین چه تأثیری بر طول عمر اعضا دارد؟

قبرستان مجاهدین خلق درکشور آلبانی ( فوتی های جدید کرونایی )

قبرستان مجاهدین خلق درکشور آلبانی ( فوتی های جدید کرونایی )

در هفته‌های اخیر چند تن از اعضای قدیمی سازمان مجاهدین خلق جان باخته‌اند. وقتی شروع کردم به مرور اطلاعیه‌ها و یادبودهایی که خود سازمان درباره اعضای فوت‌شده منتشر کرده، متوجه شدم که موضوع فقط به چند مورد پراکنده محدود نمی‌شود.

در بررسی اولیه، از ابتدای سال ۲۰۲۴ تاکنون دست‌کم ۲۰ مورد مرگ در میان اعضای مجاهدین پیدا کردم: ۶ نفر در سال ۲۰۲۴، ۶ نفر در سال ۲۰۲۵ و تا این مقطع از سال ۲۰۲۶ دست‌کم ۸ نفر.

بخش بزرگی از این افراد به نسلی تعلق دارند که در دهه‌های ۱۳۵۰ و ۱۳۶۰ به سازمان پیوستند. سن میانه افراد فوت‌شده در این بررسی حدود ۶۹ تا ۷۰ سال است.

طبیعتاً بالا رفتن سن اعضای نسل اول سازمان یکی از عوامل مهم است. اما به نظر من نمی‌توان بحث را همین‌جا تمام کرد.

برای مقایسه، امید به زندگی در کشوری مانند سوئد امروز بیش از ۸۲ سال برای مردان و بیش از ۸۵ سال برای زنان است. فردی که در سوئد به ۶۵ سالگی رسیده نیز به‌طور متوسط هنوز حدود ۲۰ تا ۲۲ سال دیگر امید به زندگی دارد. البته از این آمار محدود نمی‌توان نتیجه گرفت که “امید به زندگی اعضای مجاهدین ۷۰ سال است”. برای چنین نتیجه‌ای باید تعداد کل اعضا، ساختار سنی آنها و اطلاعات بسیار بیشتری در اختیار داشت.
اما وقتی تعداد قابل توجهی از اعضای قدیمی سازمان در دهه ۶۰ یا اوایل دهه ۷۰ زندگی خود از دنیا می‌روند، به نظرم یک پرسش جدی مطرح می‌شود: چند دهه زندگی در مناسبات درونی مجاهدین چه تأثیری بر سلامت جسمی و روانی این افراد گذاشته است؟

گزارش RAND درباره قرارگاه اشرف در عراق، از روزهای کاری ۱۶ تا ۱۷ ساعته و تنها چند ساعت خواب شبانه سخن گفته است. منابع مستقل همچنین طی سال‌ها درباره طلاق‌های اجباری، تجرد اجباری، محدودیت در روابط عاطفی، فشار روانی شدید، نبود حریم خصوصی و محدودیت ارتباط اعضا با خانواده و بستگان گزارش داده‌اند؛ به‌ویژه زمانی که خانواده یا بستگان از هواداران سازمان نبوده‌اند.
انسان فقط به غذا و سرپناه نیاز ندارد. خواب کافی، محبت، رابطه عاطفی، خانواده، دوستی، رابطه جنسی، حریم خصوصی، استقلال فردی و حق تصمیم‌گیری درباره زندگی شخصی، جزو نیازهای اساسی جسمی و روانی انسان هستند.

محروم کردن طولانی‌مدت انسان از این نیازها را نمی‌توان صرفاً با واژه‌هایی مانند “مبارزه”، “فدا” یا “تعهد انقلابی” توضیح داد.

امروز همچنین می‌دانیم که کمبود مزمن خواب، فشار روانی طولانی‌مدت و انزوای اجتماعی می‌توانند با پیامدهای جدی برای سلامت جسم و روان همراه باشند؛ از بیماری‌های قلبی‌ و عروقی گرفته تا افسردگی و افزایش خطر مرگ زودرس.

البته هیچ‌کدام از این موارد به ما اجازه نمی‌دهد ادعا کنیم که مناسبات سازمان مستقیماً باعث مرگ فرد مشخصی شده است. برای چنین ادعایی شواهد پزشکی لازم است و هر فرد نیز سابقه بیماری و شرایط خاص خود را دارد.

اما وقتی نسلی که چهار یا پنج دهه از عمر خود را در چنین ساختاری گذرانده اکنون در حال پیر شدن است، پرسیدن این سؤال کاملاً مشروع است:

این انسان‌ها در طول این سال‌ها چه بهایی پرداخته‌اند؟
نه فقط از نظر سیاسی، بلکه از نظر جسمی، روانی و انسانی.

و شاید مهم‌تر از همه:
چقدر از عمر آنها واقعاً متعلق به خودشان بوده است.

امیر یغمایی

خروج از نسخه موبایل