نماد سایت انجمن نجات

وقتی فاصله جغرافیایی در قاب تلویزیون مجاهدین ساخته می‌شود

یکی از شگردهای تبلیغاتی سازمان تروریستی مجاهدین خلق در تلویزیونشان، ارائه اعضای تشکیلاتی خود در قالب “کارشناس” و “تحلیلگر سیاسی” است؛ افرادی که مخاطب تلویزیون هستند تصور می‌کنند از نقاط مختلف جهان با مجری برنامه گفت‌وگو می‌کنند. اما بررسی مجموعه این برنامه‌ها، به‌ویژه درباره اعضایی که در مقر سازمان در آلبانی مستقر هستند، پرسش‌های جدی درباره واقعی بودن این فاصله جغرافیایی ایجاد می‌کند.

نمونه قابل توجه، برنامه‌های سریالی با خسرو بلوچ اربابی و رسول‌بخش بلوچی است. آرشیو خود سیمای آزادی نشان می‌دهد که خسرو بلوچ اربابی بارها در برنامه‌های این تلویزیون با عنوان “گفتگو” درباره مسائل سیاسی و اجتماعی بلوچستان حاضر شده است؛ از جمله برنامه‌هایی درباره فقر، کارگران بلوچ، اعتراضات و مسائل سیاسی روز، رسول‌بخش بلوچی نیز سال‌هاست در برنامه‌های رسانه‌های وابسته به سازمان با موضوعات سیاسی و اجتماعی ظاهر می‌شود.

خسرو بلوچ اربابی و رسولبخش بلوچی در کنار هم در یک برنامه همگانی در اشرف سه

مصاحبه اینترنتی رسولبخش بلوچی با خسروبلوچ اربابی

ترفند تلویزیونی در این برنامه‌ها ساده اما قابل تأمل است: مجری و مهمان در قاب‌هایی جداگانه نشان داده می‌شوند و فضای تصویر به شکلی تنظیم می‌شود که گویی دو نفر از دو نقطه متفاوت جهان با یکدیگر ارتباط اینترنتی دارند. در حالی که درباره اعضای مستقر در مجموعه سازمان در آلبانی، این پرسش مطرح است که آیا واقعاً چنین ارتباطی از دو نقطه جغرافیایی متفاوت برقرار شده یا آنچه به عنوان “مصاحبه اینترنتی” به مخاطب ارائه می‌شود، یک گفت‌وگوی ضبط‌شده و تدوین‌شده در همان مجموعه محدود و کنترل شده است؟

اما پرسش مهم‌تر، عنوان‌هایی است که سیمای آزادی به این افراد می‌دهد.

چگونه فردی که سابقه شناخته‌شده‌ای به عنوان استاد دانشگاه، پژوهشگر، روزنامه‌نگار یا تحلیلگر سیاسی مستقل ندارد، در رسانه سازمان ناگهان به “کارشناس مسائل سیاسی” تبدیل می‌شود؟

خسرو بلوچ اربابی امروز در برنامه‌های مختلف درباره مسائل پیچیده سیاسی، اجتماعی و اقتصادی بلوچستان اظهارنظر می‌کند و رسول‌بخش بلوچی نیز در برنامه‌های سیاسی سازمان درباره تحولات ایران تحلیل ارائه می‌دهد. برای نمونه، در یکی از گفت‌وگوهای منتشرشده، رسول‌بخش بلوچی درباره اعتراضات و مسائل سیاسی ایران با ادبیاتی کاملاً سیاسی و تشکیلاتی سخن می‌گوید.

مسئله این نیست که یک عضو سازمان حق اظهارنظر ندارد؛ مسئله این است که چرا رسانه وابسته به همان سازمان، اعضای تشکیلاتی خود را بدون ارائه سابقه تخصصی روشن، در جایگاه “کارشناس” و “تحلیلگر” می‌نشاند؟

این موضوع درباره افرادی که بنا بر روایت‌های موجود، پیش از پیوستن به سازمان زندگی عادی و غیرسیاسی داشته‌اند، سؤال جدی‌تری ایجاد می‌کند. اگر این افراد سابقه دانشگاهی، پژوهشی یا فعالیت سیاسی مستقلی نداشته‌اند، تبدیل ناگهانی آنان به چهره‌های کارشناسی را چگونه باید توضیح داد؟

از سوی دیگر، اگر سیمای آزادی مدعی است این برنامه‌ها واقعاً مصاحبه‌های اینترنتی هستند، یک سؤال ساده می‌تواند همه ابهام‌ها را برطرف کند: محل ضبط برنامه کجاست و مهمان هنگام مصاحبه دقیقاً در کدام کشور حضور دارد؟

یک رسانه حرفه‌ای نباید از شفاف‌سازی چنین مسئله ساده‌ای هراس داشته باشد. اگر مهمان در لندن، پاریس یا هر شهر دیگری است، اعلام آن دشوار نیست؛ و اگر در مجموعه سازمان در آلبانی حضور دارد، پنهان کردن این واقعیت چه ضرورتی دارد؟

مسئله در نهایت فراتر از دو نام و چند برنامه تلویزیونی است. سیمای آزادی با ساختن قاب‌های تلویزیونی، برای اعضای تشکیلاتی خود هویت رسانه‌ای جدیدی می‌سازد؛ عضوی که دیروز یک نیروی تشکیلاتی بوده، امروز “کارشناس سیاسی” معرفی می‌شود و گفت‌وگوی ضبط‌شده او نیز به شکلی عرضه می‌شود که مخاطب تصور کند با یک چهره مستقل و مستقر در نقطه‌ای دیگر از جهان روبه‌روست.

این همان نقطه‌ای است که باید از سیمای آزادی پرسید: آیا مخاطب با یک رسانه مستقل و حرفه‌ای روبه‌روست، یا با رسانه‌ای تشکیلاتی که برای باورپذیر کردن روایت خود، حتی فاصله جغرافیایی میان مجری و مهمان را نیز به بخشی از دکور تلویزیونی تبدیل می‌کند؟

پاسخ به این پرسش، نیازمند چیزی بیش از شعار است: شفافیت درباره محل ضبط برنامه‌ها، سابقه واقعی مهمانان و معیارهایی که بر اساس آن اعضای سازمان به عنوان “کارشناس” و “تحلیلگر” به مخاطب معرفی می‌شوند.

سالاری

خروج از نسخه موبایل