نماد سایت انجمن نجات

در تابستان ۶۰ چه گذشت؟

مجاهدین تروریست

سازمان مجاهدین خلق در هماهنگی با این تصور که نظام جمهوری اسلامی به دلیل شرایط حاکم بر جبهه‌ها و نیز بحران سیاسی به وجود آمده که به عزل رئیس‌جمهوری انجامیده بود در موضع ضعف است، تابستان ۱۳۶۰ را به فصلی خونبار برای مردم ایران تبدیل کرد.

تابستان ۱۳۶۰ یکی از مهم‌ترین مقاطع تاریخ ایران است. ایران که پیش‌ازاین درگیر بحران گروه‌های تجزیه‌طلب و هجوم خارجی بود، مواجه با تروریسم وسیع و یک جنگ داخلی نیز شد. جنگی که با هدف براندازی نظام برخاسته از انقلاب طراحی‌شده بود و نه‌فقط مسئولان و مقامات کشور که مردم عادی کوچه و بازار نیز هدف ترور کور قرار می‌گرفتند. این بحران جدید به حدی شدید بود که می‌توانست نه‌فقط نظام جمهوری اسلامی را به سمت سرنگونی ببرد، بلکه موجودیت کشوری به نام ایران را نیز به خطر بیندازد. چراکه با وجود اشغال بخش‌هایی از سرزمین ایران توسط دشمن خارجی، هرگونه تضعیف قدرت مرکزی به تثبیت اشغال می‌انجامید و نیز متجاوز را برای پیشروی بیشتر ترغیب می‌کرد. و اگر رهبری امام و حمایت و ایستادگی مردم نبود طراحان این پروژه به اهداف خود می‌رسیدند. در ادامه به مهم‌ترین وقایع این فصل خواهیم پرداخت.

خونبارش

سازمان مجاهدین خلق به رهبری مسعود رجوی در هماهنگی با سرویس‌های اطلاعاتی کشورهای دیگر ازجمله سازمان اطلاعاتی عراق و فرانسه با این تصور که نظام جمهوری اسلامی به دلیل شرایط حاکم بر جبهه‌ها و نیز بحران سیاسی به وجود آمده که به عزل رئیس‌جمهوری انجامیده بود در موضع ضعف است، تابستان ۱۳۶۰ را به فصلی خونبار برای مردم ایران تبدیل کرد. سازمان که از ابتدای پیروزی انقلاب کسب قدرت تام در ایران را در سر می‌پروراند، افراد خود را که به نهادها و سازمان‌های مختلف نفوذ داده بود در کنار تیم‌های ترور خود ـ که از مدت‌ها پیش در خانه‌های تیمی سازماندهی‌شده بودند ـ فعال کرد تا به‌رغم شکست در روز ۳۰ خرداد ضربه نهایی را به حکومت ایران وارد کند. سازمان مجاهدین خلق همچنین با توجه به تجربه ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ که مردم عادی زودتر از مأموران امنیتی به مقابله با نیروهای سازمان برخاستند با عنوان زدن “سرانگشتان رژیم” خط ترور کور مردم عادی کوچه و بازار را نیز به تیم‌های ترور خود ابلاغ کرد. در زیر به گوشه از اقدامات و جنایات این گروه اشاره می‌شود.

انفجار در مسجد ابوذر:

محمدجواد قدیری که نفوذی سازمان در کمیته انقلاب مستقر در اداره دوم ستاد ارتش بود، با تعبیه بمبی در ضبط‌ صوت روی تریبون سخنرانی مسجد، در ۶ تیر ۱۳۶۰ اقدام به ترور آیت‌الله خامنه‌ای امام‌جمعه تهران و نماینده امام در شورای عالی دفاع کرد که منجر به زخمی شدن ایشان شد. پس‌ازاین اتفاق امام خمینی آقای هاشمی رفسنجانی را به‌عنوان امام‌جمعه موقت تهران منصوب کردند.

انفجار در حزب جمهوری اسلامی:

در روز ۷ تیر ۱۳۶۰ در جلسه مشترک نمایندگان و مسئولان اجرایی حزب که با حضور آیت‌الله بهشتی رئیس دیوان عالی کشور و دبیر کل حزب جمهوری اسلامی در دفتر این حزب برگزار شد، بمبی منفجر گشت که موجب شهادت دکتر بهشتی و حدود ۷۲ تن از حاضران که در بین آنان ۲۷ نماینده مجلس ۴ وزیر و تعدادی از معاونین وزرا بودند، شد حدود ۳۰ تن نیز زخمی شدند. عامل انفجار محمدرضا کلاهی نفوذی سازمان در حزب بود که قبل از انفجار بمب به بهانه خرید بستنی از محل خارج‌شده بود. قرار بود در این جلسه آقای هاشمی رئیس مجلس نیز حاضر باشد که به خاطر بررسی وضعیت آیت‌الله خامنه‌ای به بیمارستان رفته بود. پس از شهادت آیت‌الله دکتر بهشتی، آیت‌الله موسوی اردبیلی که دادستان کل کشور بود، در تاریخ ۸ تیر ۱۳۶۰ از سوی امام خمینی به‌عنوان رئیس دیوان عالی کشور منصوب شد. همچنین در همین روز آیت‌الله ربانی املشی از سوی امام جایگزین آیت‌الله موسوی اردبیلی در مقام دادستان کل کشور شد.

انفجار در نخست‌وزیری:

در روز ۸ شهریور مسعود کشمیری نفوذی سازمان در نخست‌وزیری به‌عنوان دبیر شورای امنیت کشور در جلسه این شورا که با حضور محمدعلی رجایی رئیس‌جمهور و محمدجواد باهنر نخست‌وزیر تشکیل‌شده بود، شرکت کرد و کیف حاوی بمب را در زیر میز و در زیر پای آقایان رجایی و باهنر قرار داد و سپس به بهانه‌ای از جلسه خارج شد. این بمب به‌گونه‌ای بود که پس از انفجار باعث سوزاندن بدن‌های افراد شده بود به‌گونه‌ای اجساد شهیدان رجایی و باهنر از روی دندان‌هایشان شناسایی شد. در این انفجار سرهنگ هوشنگ وحید دستجردی رئیس شهربانی کل کشور نیز پس از چند روز تحمل جراحت، به شهادت رسید. تعدادی از افراد حاضر در جلسه نیز زخمی شدند. ابتدا تصور می‌شد که مسعود کشمیری دبیر جلسه نیز کشته‌شده است، اما بعد از دو روز مشخص شد که خود وی عامل بمب‌گذاری بوده است. دفتر سازمان مجاهدین خلق در لندن ابتدا با صدور اطلاعیه‌ای مسئولیت این انفجار را بر عهده گرفت و خبرگزاری فرانسه نیز آن را مخابره کرد، اما به دلیل عواقب بین‌المللی که این امر داشت بلافاصله توسط رجوی تکذیب گردید. گفتنی است بنا بر شواهد موجود قرار بود کیف حاوی بمب در جلسه‌ای که سران قوا در حضور امام داشتند کار گذاشته شود اما به دلیل عدم اجازه محافظان بیت امام به کشمیری ـ که همراه شهید رجایی بود ـ برای بردن کیف به داخل بیت، این نقشه خنثی می‌شود و وی نیز به دلیل ترس از لو رفتن، با حالت قهر محل را ترک می‌کند. پس از شهادت رئیس‌جمهور و نخست‌وزیر، شورای موقت ریاست جمهوری در تاریخ ۹ شهریور تشکیل شد و در تاریخ ۱۰ شهریور آیت‌الله مهدوی کنی را به‌عنوان نخست‌وزیر معرفی کرد. مجلس نیز به وی در تاریخ ۱۱ شهریور رأی تمایل داد. وی نیز در همان روز اعضای کابینه را که به‌جز وزیر راه و ترابری و وزیر کشور همان کابینه دکتر باهنر بود، به مجلس معرفی کرد و مجلس در تاریخ ۱۲ شهریور به کابینه رأی اعتماد داد.

انفجار در دادستانی:

در روز ۱۴ شهریور ۱۳۶۰ بر اثر انفجار بمبی که توسط محمود فخارزاده کرمانی نفوذی سازمان در دادستانی کل انقلاب در سقف اتاق پایین اتاق دادستان تعبیه‌شده بود، آیت‌الله قدوسی به شهادت رسید. سازمان مجاهدین خلق در شماره ۲۳۶ نشریه مجاهد، مسئولیت این ترور را رسماً به عهده گرفت. پس‌ازاین حادثه، شورای عالی قضایی حجت‌الاسلام موسوی تبریزی را به سمت دادستان کل انقلاب منصوب کرد.

انفجار در نمازجمعه تبریز:

در روز ۲۰ شهریور ۱۳۶۰ مجید نیکو یکی از اعضای سازمان مجاهدین خلق پس از پایان خطبه‌های نماز جمعه تبریز به آیت‌الله مدنی امام‌جمعه تبریز نزدیک شد و درحالی‌که ایشان آماده انجام مقدمات نماز بود، و به‌رغم ممانعت محافظان، دست آیت‌الله مدنی را گرفت و به سمت خود کشید و هم‌زمان دو نارنجک جنگی همراهش را منفجر کرد. بر اثر این انفجار آیت‌الله مدنی و ۶ نفر از نمازگزاران به شهادت رسیدند و ۳۸ نفر زخمی شدند. پس‌ازاین واقعه آیت‌الله مشکینی به‌عنوان امام‌جمعه موقت تبریز از طرف امام منصوب شد.

ترورهای دیگر:

مسئولان و مقامات دیگری نیز در تابستان ۱۳۶۰ توسط عوامل سازمان مجاهدین خلق  ترور شدند و به شهادت رسیدند ازجمله: حجت‌الاسلام بهشتی نژاد جانشین امام‌جمعه اصفهان، محمد کچویی مدیر زندان اوین، سید رضا کامیاب نماینده مشهد، حسن آیت نماینده تهران، حجت‌الاسلام خدادادی نماینده امام در جهاد سازندگی انزلی، علی انصاری استاندار گیلان و معاونش علیرضا نورائی.

بمب‌گذاری و ترورهای کور:

سازمان که به تجربه دریافت بود تا مردم در حمایت از نظام فعال و در صحنه هستند ـ هرچند به اعضا خلاف این مطلب را القا می‌کرد ـ قادر نخواهد بود هدف براندازی را محقق کند با عنوان سیاست “زدن سرانگشتان رژیم” به اعضای خود خط ترور مردم عادی و نیز بمب‌گذاری در اماکن عمومی را ابلاغ کرده بود تا بدین‌وسیله مردم عادی از ترس کشته شدن صحنه را برای حضور سازمان خالی کنند. تفکری که ریشه در اندیشه‌های التقاطی سازمان داشت. در زیر به نمونه کوچکی از این اقدامات اشاره می‌شود.

پرتاب بمب آتش‌زا به داخل اتوبوس شرکت واحد در شیراز و سوختن و شهادت یک کودک دوساله ـ انفجار بمب در برابر فرمانداری شهرری ـ پرتاب ۲ بمب دست‌ساز به سمت منزل یکی از کسبه شاهرود ـ انفجار بمب در مقابل سینما شهر تماشا در میدان انقلاب تهران و شهادت ۹ نفر ـ پرتاب نارنجک به سمت دفتر جهاد سازندگی بروجرد ـ انفجار بمب در مقابل درب خروجی بیمارستان صد تختخوابی خرم‌آباد ـ انفجار بمب در میدان آزادی کرمانشاه و شهادت ۱۴ نفر ـ پرتاب بمب آتش‌زا به داخل مغازه پلاستیک فروشی و نیز یک مغازه لوازم‌یدکی در مشهد ـ پرتاب بمب آتش‌زا به داخل مغازه موکت فروشی در شیراز ـ انفجار بمب در یک مغازه شیشه‌بری در اراک ـ پرتاب بمب آتش‌زا به مغازه پلاستیک فروشی در نیشابور ـ آتش زدن مغازه قالی فروشی در شیراز، صاحب مغازه با کمک مردم نجات یافت ـ پرتاب بمب آتش‌زا به داخل مغازه موکت فروشی در ساری، ۶ مغازه دیگر نیز در آتش سوختند ـ پرتاب بمب آتش‌زا به داخل مغازه خیاطی در سمنان ـ به آتش کشیدن مغازه پارچه‌فروشی در تایباد ـ انفجار بمب در مقابل بانک ملی بروجرد ـ آتش زدن شب‌هنگام کانتینری که به‌عنوان نمایشگاه محصولات فرهنگی جهاد سازندگی ماهشهر مورداستفاده بود، به‌رغم اطلاع از خواب بودن دختر سه‌ساله مسئول نمایشگاه ـ که برای نماز از کانتینر خارج‌شده بود ـ در داخل کانتینر و شهادت دختر سه‌ساله.

شلیک به یکی از کارمندان وزارت خارجه هنگام عبور از خیابان در تهران ـ ترور یک قصاب در مغازه‌اش در همدان ـ ترور یک سبزی‌فروش در خیابان دماوند تهران ـ ترور یک دوچرخه‌ساز در مقابل مغازه‌اش در اراک ـ ترور یک میوه‌فروش در مشهد ـ شلیک به دو دوچرخه‌سوار در مقابل سینما ایران‌شهر رشت ـ تیراندازی به سمت افراد حاضر در مسجد ناصری کرمانشاه ـ ترور یک کارگر در رشت ـ ترور یک مغازه‌دار در کرج ـ ترور یک دانش‌آموز در ساری ـ ترور یک مغازه‌دار در میدان انقلاب تهران ـ تیراندازی به سمت مردم حاضر در فرمانداری قائم‌شهر ـ ترور یک روستایی در بابل به دلیل اینکه حاضر به تحویل موتورش به افراد سازمان نشده بود ـ ترور پیرمردی که برای عیادت فرزند مجروحش در بیمارستانی در مشهد از رامهرمز به این شهر آمده بود ـ ترور کارمند بانک ملی در ایستگاه اتوبوس در تهران ـ ترور یک روحانی در آمل ـ ترور یکی از روحانیون شهر بابل ـ ترور یک پارچه‌فروش و پسرش در مقابل مغازه‌شان در قوچان ـ ترور یک کفاش در تهران

تظاهرات مسلحانه:

سازمان در شهریور ۱۳۶۰ طرح “تظاهرات مسلحانه و شورشی” را به اعضا ابلاغ کرد با این تحلیل که: “عملیات بزرگ بمب‌گذاری و عملیات ایذایی و ترورها زمینه لازم را درون مردم به وجود آورده و جامعه الآن آماده قیام برعلیه رژیم و سرنگون کردن آن است… بنابراین لازم است ابتدا جوّ اختناق توسط پیشتاز شکسته شود تا مردم به صحنه بیایند.” یکی از مسئولین سازمان این مسئله را چنین تبیین کرده بود: “تظاهرات مسلحانه را در مناطق شلوغ راه می‌اندازیم تا با این کار مردم کشته بشوند و انگیزه مبارزه پیدا کنند و رو در روی نظام قرار بگیرند.” بر همین مبنا سازمان چندین تظاهرات مسلحانه را در نیمه دوم شهریور در نقاط مختلف تهران ترتیب داد که نتیجه آن‌ها کشته شدن مردم عادی حاضر در محل بود که قبل از نیروهای امنیتی اقدام به مقابله با افراد سازمان می‌کردند و نیز خسارت به مغازه‌ها و اموال عمومی. از نیروهای سازمان نیز ۷۰ نفر کشته یا دستگیر شدند و این اقدام عملاً هیچ دستاوردی نداشت.

خروج از نسخه موبایل