نماد سایت انجمن نجات

نکاتی درباره زندگی و سوابق مهناز میمنت

مهناز میمنت

مهناز میمنت

در آغاز شصت و دومین سال تأسیس سازمان مجاهدین خلق ایران؛ مهناز میمنت به عنوان مسئول اول جدید این تشکیلات “انتخاب” شد. در سوابق این زن که رسانه های مجاهدین منتشر کرده اند آمده است که او از سال ۱۳۶۸ عضو هیأت اجرایی، از ۱۳۷۲ عضو شورای رهبری، از ۱۳۹۳ عضو شورای مرکزی و از ۱۴۰۰ همردیف مسئول اول بوده است. بنابراین به نظر میرسد که میمنت مدارج ترقی تدریجی در هرم تشکیلاتی رجوی را به خوبی پیموده است. در متن زیر به سوابق امنیتی او و خانواده اش در مسیر خدمت به تشکیلات تروریستی مجاهدین خلق پرداخته شده است:

مهناز میمنت متولد ۱۳۳۸ است، از اعضای بلند پایه سازمان که نامش از جمله تأییدکنندگان ازدواج مسعود رجوی با مریم قجرعضدانلو است و امضای وی در کنار برخی دیگر از اعضای ارشد، ۲۰ خرداد ۱۳۶۴ پای عقدنامه آن‌ها درج شد.

از جمله مسئولیت‌های وی، ریاست “دفتر” رجوی بوده است که در این سمت، وی ملاقات‌های مسعود و مریم رجوی را طراحی، برنامه‌ریزی و زمان بندی می‌کرد.

در عملیات فروغ جاویدان که حمله نظامی سازمان علیه خاک ایران بود و منتهی به شکست سنگین سازمان شد، وی یکی از فرماندهان میدان بود و به همین جهت، در دهه نود مدال “جاودانه فروغ‌ها” را دریافت کرد و بارها در تأیید این اقدام سازمان علیه مردم ایران اقدام به سخنرانی کرده است. او از جمله مسئولین مستقیم شهادت مظلومانه زنان و کودکان بسیاری است که زندگی شهروندی داشتند و پس از پذیرش قطع نامه ۵۹۸ از سوی ایران، مشغول زندگی روزانه خود بودند اما با یورش ناجوانمردانه سازمان، در لحظات آغازین این حمله به شهادت رسیدند.

همسر مهناز میمنت

همسر مهناز میمنت پرونده درخشان‌تری دارد! همسر وی، محمد معصومی پیش از پیروزی انقلاب به سازمان مجاهدین پیوست و در سال ۱۳۵۳ توسط ساواک دستگیر شد و در زندان به کمون مسعود رجوی پیوست. پس از پیروزی انقلاب در بخش ارتش و عملیات ویژه مشغول شد. پیش از انقلاب در زندان تحت مسئولیت جواد قدیری قرار داشت و به همین جهت از عناصر مهم نهاد اطلاعات سازمان شد. مدتی در منزل مسکونی کشمیری در آریاشهر مستقر شد و در نشست های تشکیلاتی آن که یکی از مهم ترین مراکز اطلاعاتی بود شرکت داشت. او و مهدی افتخاری، جعفر تهرانی و رضا شافی مسئولیت تماس با عناصری را که امکان نفوذ آنان در نهادهای مختلف جمهوری اسلامی بود، به عهده داشتند. در جریان فرار مسعود رجوی و بنی‌صدر از ایران مسئولیت هماهنگی افسران و همافران را به عهده داشت.

نام مستعار محمد معصومی در این مقطع مجید علوی بود و یکی از دو رابط اصلی سازمان با کشمیری بوده است. خواهر کشمیری ارتباط مستمر او و برادرش را این‌گونه توصیف می‌کند که شخصی به نام مجید، در هفته بلکه ده بار به مسعود تلفن می‌زد و بچه های مسعود به او می‌گفتند عمو مجید!

پس از آن که از کشور خارج شد، نام وی در چارت منتشر شده در سال ۱۳۶۴، پس از آنچه انقلاب ایدئولوژیک خوانده شد، در فهرست اعضای اجرایی سازمان قرار گرفت.

نام مستعار معصومی در دوره حضور در کنار ارتش صدام، “فرمانده مسلم” بود و یکی از فرماندهان تیپ‌های سازمان نظامی مجاهدین بود و در مردادماه ۱۳۶۷، پس از پذیرش قطعنامه از سوی ایران که صدام امکان ادامه جنگ را نداشت، او از جمله فرماندهان حمله به خاک کشور بود و در روز سوم عملیات مرصاد کشته شد. به گفته برخی اعضای سازمان، از تیپی که محمد معصومی فرماندهی آن را به عهده داشت، از ۱۱۰ نفر تنها ۲۹ نفر زنده برگشتند.

خانواده میمنت

مهناز میمنت فرزند عبدالله میمنت است؛ قاضی دادگستری در دوران پهلوی که طبق ادعای وی، پس از انقلاب اسلامی از قضاوت استعفا داد و پروانه وکالت گرفت. مادرش اختر مولوی در سن ۵۷ سالگی یکی از حاضران در حمله سازمان به ایران  بود و در عملیات فروغ جاویدان، در کرمانشاه به هلاکت رسید. وی همراه با مهناز در سال ۱۳۶۱ از ایران خارج شده‌، ابتدا به فرانسه رفته‌ بودند و سپس به کادر یاریگر صدام در عراق پیوستند. طبق آنچه میمنت در دادگاه حمید نوری گفته است، پدر آنان در ایران ماند و با رعایت پوشش‌های لازم، از داخل کشور به آنان اطلاعاتی می‌رساند تا در اختیار سازمان قرار دهند.

مسعود میمنت که سابقه یکبار دستگیری به دلیل همکاری با سازمان را داشت، در مدت کوتاهی آزاد می‌شود اما در ۱۰ مرداد ۱۳۶۱ در هنگام انجام یک عملیات تروریستی علیه یکی از مسئولین، در یک درگیری مسلحانه با اصابت گلوله مجروح و بازداشت شد. وی پس از محاکمه اعدام شد.

برادر دیگرش، محمود میمنت، متولد ۱۳۳۹ بود و پس از پیروزی انقلاب از همان سال ۱۳۵۷ به واسطه ارتباطات خویشاوندی جذب سازمان شد. وی که از اعضای شناخته شده سازمان بود، در سال ۱۳۶۱ بازداشت شد اما در سال ۱۳۶۵ با رأفت اسلامی آزاد گشت. کمتر از دو ماه بعد، هنگامی که قصد خروج از کشور به سوی عراق و پیوستن به منافقین را داشت، شناسایی و بازداشت شد.

پدرش که خبر سلامتی وی در عراق را دریافت نمی‌کند، متوجه بازداشت وی شده و برای آزادی وی به تکاپو می‌افتد. محاکمه وی دو سال به طول می‌انجامد و در نهایت برایش حکم اعدام صادر و اجرا می‌شود. در این فاصله طبق گفته مهناز میمنت، پدرش هر دو هفته یک بار با برادرش ملاقات می‌کرد. محمود میمنت همچنان اطلاعاتی به پدر رسانده و در تماس‌هایی که داشتند، نام برخی اعضای دستگاه قضایی ایران را برای اقدامات آن سازمان از طریق دخترش که حاضر در سازمان بود، به دست آنها می‌رساند. مهناز میمنت به صراحت از این همراهی برادرش با کمک پدرش تا آخرین لحظات با سازمان تروریستی مجاهدین خلق سخن گفته و می‌گوید: “من در توافق با پدرم و برادر کوچک‌ترم خیلی کم تماس می‌گرفتم و تماس‌های ما غیرمستقیم بود؛ یعنی مستقیم به تلفن خانه زنگ نمی‌زدم.”

 تداوم خط جاسوسی

ارتباط مهناز میمنت با پدر و دیگر برادرش، منوچهر در ایران ادامه داشت و این تبادل اطلاعات برای سازمان مجاهدین خلق، در سال ۱۳۸۸ بار دیگر تقویت شد. در این خصوص نیز در مهناز میمنت صراحتا می‌گوید که «سال ۱۳۸۸ … پدرم را حضوری در فرانسه همراه برادر کوچک‌ترم دیدم … آنها با یک تور تفریحی آمده بودند و من موفق شدم یک روز آنها را ببینم. او همان روایت قبلی را تکمیل کرد…». این ارتباط و ارائه اطلاعات به یک سازمان تروریستی متخاصم، منجر به محاکمه وی و صدور حکم زندان برای وی در سال ۱۳۸۹ شد. به گزارش رسانه‌های معاند منوچهر ۲۶ مهر از زندان آزاد شد اما در این دادگاه سعی بر آن شد که سرنوشت وی نامعلوم جلوه داده شود.

بسیاری از آنچه در این متن در خصوص اقدامات خاندان میمنت در بستر همکاری با سازمان تروریستی مجاهدین خلق رخ داد؛ مفادی است که مهناز میمنت در دادگاه برای محکوم کردن حمید نوری، مطرح کرد.  این در حالی است که او اکنون در مقام مسئول اولی سازمانی با سوابق تروریستی بیشمار، مسئولیتی بسیار خطیرتر درباره تمام جنایاتی که سازمان در 61 سال گذشته مرتکب شده است، بر دوش دارد.

مزدا پارسی

با تلخیص مطلبی برگرفته از موسسه مطالعات وپژوهشهای سیاسی

 

خروج از نسخه موبایل