نماد سایت انجمن نجات

فریبکاری و خودخواهی، سرلوحه مکتب رجوی

چند روز قبل دستگاه تبلیغاتی دروغ پرداز تشکیلات مجاهدین خلق ادعا نمود “یک یگان” مجاهدین در کرج رژه رفته است!!! و فیلمی هم پخش کردند.

اما واقعیت چیز دیگری بود که چند روز بعد مشخص شد. رسانه های ایران اعلام کردند که “اعضای رژه خودرویی منسوب به گروهک منافقین بازداشت شدند”. در متن خبر از قول رئیس کل دادگستری البرز آمده بود که بر اساس اظهارات متهمان مشخص شد که آنها اطلاعی از ماهیت مجاهدین خلق نداشتند بلکه فکر می کردند در حال اجرای یک کارناوال به مناسبت تولد 61 سالگی یک فرد تهرانی هستند و بابت اجرای آن پول دریافت نمودند.

نوشته هایی که که این افراد با خود حمل می کردند نیز حاوی متن سیاسی نبود و موید همین موضوع است که آنها تصور می کردند در حال انجام یک کارناوال می باشند.

آرم مجاهدین که فقط در یک صحنه در آن فیلم وجود دارد نیز در فیلم اصلی که از این افراد به دست آمده وجود نداشت و دستگاه تبلیغاتی دروغ پرداز مجاهدین خلق با ادیت فیلم اصلی، آرم را روی تصویری دیگر قرار داد.
همچنین در فیلم اصلی افراد شرکت کننده صورت های خود و پلا ک خودروها را نـپوشانده بودند که مشخص می کند این افراد تصور می کردند در حال اجرای یک کارناوال هستند.

خلاصه آن که نه خبری از “یگان شورشی” بود و نه خبری از “هوادارن مجاهدین” بلکه داستان یک سبک کار پلید توسط مجاهدین خلق است که چون می دانند منفور مردم ایران هستند، جرات نمی کنند هویت خودشان را مشخص نموده و با عناوین و اسامی جعلی خود را معرفی می کنند و بدنبال کسانی می گردند تا با دادن پول کاری برای آنها انجام بدهند و سپس با ادیت فیلم آن افراد، یک موضوع تبلیغاتی برای خودشان بسازند.

نکته بسیار مهم این حقیقت است که رجوی ها حاضرند حتی به قیمت دستگیر شدن، کشته شدن، یا از بین رفتن شرایط زندگی و شغلی مردم، آنها را فریفته تا با قربانی کردن آنها بهره خود را ببرند.

رجوی ها در چند دهه اخیر برای ادامه حیات ننگین شان بارها و بارها دیگران را در خطر انداخته و به کشتن داده اند تا از رنج و خون آنها سوء استفاده های خود را بنمایند. در ادامه به چند نمونه از این موارد اشاره می کنم:

– کاری که رجوی با نیروهای سازمان در دهه شصت کرد. او بدون اطلاع به هواداران جنگ مسلحانه را رسما شروع کرد. اقدامات تروریستی و بمب گذاری و کشتار مردم و مسئولین کشور در آن زمان موجب واکنش دولت و مردم علیه مجاهدین خلق شد که در نتیجه تعداد زیادی از نیروهای مجاهدین خلق دستگیر و برخی از آنها اعدام شدند. رجوی در حالی که خود بزدلانه از ایران گریخت، اعضا را در معرض زندان و اعدام تنها گذاشت تا از خون و رنج آنها، ماندن خود در غرب را تثبیت کند.

– کاری که با زندانیان کرد تا آنها را به کشتن بدهد و سپس از خون آنها بهره برداری کند و به یک ابزار تبلیغاتی و سیاسی بدل نماید. رجوی بارها و بارها در جلسات درونی مجاهدین به اعضای مجاهدین که در ایران زندانی بودند اما اعدام نشده بودند تاخته بود که چرا اعدام نشدند؟ او می گفت هر کس اعدام نشده خائن است!!! در حالی که خودش زنده از زندان بیرون آمده بود.

– کاری که رجوی ها با بیماران در زمانی که مجاهدین بعد از سرنگونی صدام در عراق بودند می کرد. یعنی یک بهانه ای جور می کردند تا بیماران به بیمارستان نرفته یا به پزشک معرفی شده از طرف دولت عراق مراجعه نکنند. اقدامی که در برخی موارد به مرگ بیمار انجامید. علت این بود که اولا رجوی ها می ترسیدند اعضا با خارج شدن از کنترل تشکیلاتی و رفتن به بیمارستان، اقدام به فرار بکنند. ثانیا دولت عراق را متهم به عدم رسیدگی به بیمارن نموده و در خیال ابلهانه و جنایتکارانه خودشان این موضوع را به یک فشار سیاسی علیه دولت عراق تبدیل نمایند تا بتوانند تشکیلاتشان را در عراق نگه دارند چون می دانستند اگر از عراق خارج شوند تعداد زیادی جدا خواهند شد که همین اتفاق هم بعد از رفتن به آلبانی افتاد.

– تیم های عملیاتی را از عراق بدون این که اطلاعات درستی از مسیر، هدف و شرایط بدهند، با دادن اطلاعات ناقص یا غیر واقعی از عراق به ایران می فرستادند که در نتیجه بسیاری از آنها کشته یا مجروح می شدند. در حالی که اگر اطلاعات درستی می داشتند کشته و مجروح نمی شدند. سپس رجوی ها سوء استفاده تبلیغاتی خودشان را از کشته و مجروح شدن آنها می کردند.

– همین کار را با زندانیان می کنند و از قول آنها به دروغ و یا حتی به درستی نامه و پیام در سایت های خود درج می کنند. در حالی که می دانند این کار برای آن افراد ممکن است گران تمام شود.

– نمونه دیگر کاری است که رجوی ها با اعضای مجاهدین نمودند. ایجاد درگیری با ارتش عراق همچون درگیری های 19 فروردین که به نوشته بسیاری از اعضای رهایی یافته قابل اجتناب بود. رجوی ها اعضا را مانند گوشت دم توپ به جلو می فرستادند و رجوی شعار “بیا بیا” سر می داد در حالی که خودش در سنگری مستحکم در زیر زمین به دور از خطر زندگی می کرد و مریم رجوی هم در فرانسه جا خوش کرده بود.

– همین کار را در عملیات فروغ جاویدان کردند و موجب کشته شدن، نقض عضو کردن و مجروح شدن هزارن نفر از اعضا شدند تا این حقیقت که به اصطلاح ارتش آزادیبخش زائده جنگ است را بپوشانند.

در همه این موارد دو چیز از سوی رجوی ها برجسته است. یکی دروغ و فریب و دومی جان بدر بردن خودشان از هر نوع خطر است. چرا که سرلوح مکتب رجوی ها فریبکاری و حفظ جان خودشان به قیمت به کشتن دادن دیگران است.

ایرج صالحی

خروج از نسخه موبایل