نماد سایت انجمن نجات

فرایند انتخاباتی در مجاهدین خلق، فاقد معیارهای دمکراسی مدرن

در سازمان مجاهدین خلق هیچ گاه انتخابات آزادانه ای برگزار نشده است

در سازمان مجاهدین خلق هیچ گاه انتخابات آزادانه ای برگزار نشده است

بررسی ساختار قدرت و شیوه‌های تصمیم‌گیری در تشکیلات مجاهدین خلق ایران همواره موضوعی بحث‌برانگیز در تاریخ معاصر ایران و جنبش‌های سیاسی اپوزیسیون بوده است. در حالی که رسانه‌های وابسته به این تشکیلات و اطلاعیه‌های رسمی آن بر برگزاری فرآیندهای انتخاباتی درون‌تشکیلاتی مانند برگزاری “سه شور پیاپی” و رأی‌گیری مخفی در چندین کشور جهان و نام بردن از چند به اصطلاح نامزد دیگر برای این مقام، تأکید دارند، منتقدان با تکیه بر پژوهش‌های علوم سیاسی و جامعه‌شناسی، بر این باورند که فرآیندهای انتخباتی مورد ادعای مجاهدین، با استانداردهای شناخته‌شده و رسمی دموکراسی پارلمانی یا انتخاباتی فاصله زیادی دارد.

برای درک بهتر ماهیت این نوع انتخاب‌ها در ساختارهای شبه‌نظامی و ایدئولوژیک، بررسی متون آکادمیک و کتاب‌های مرجع در حوزه جامعه‌شناسی سازمان‌های بسته و فرقه‌گرا بسیار راهگشا است. کتاب‌های مهمی در این زمینه مانند آثار اریک هوفر در کتاب “مؤمن راستین” (The True Believer) و پژوهش‌های جامعه‌شناختی درباره رهبری‌های ایدئولوژیک تمامیت‌خواه نشان می‌دهند که در سازمان‌هایی با دکترین متمرکز و عقیدتی، انتخابات درون‌گروهی معمولاً کارکردی تأییدی و مشروعیت‌بخش به تصمیمات از پیش گرفته شده توسط رهبری عقیدتی دارند تا یک رقابت آزاد سیاسی. در چنین تشکیلاتی، مفاهیمی چون “انقلاب ایدئولوژیک” و “رهبری عقیدتی” مانع از شکل‌گیری پلورالیسم سیاسی یا چرخش واقعی و رقابتی قدرت به سبک دموکراسی‌های اصیل می‌شوند.

از سوی دیگر، منتقدان و ناظران سیاسی به این نکته اشاره می‌کنند که انتصاب مریم رجوی به عنوان رئیس‌جمهور برگزیده شورای ملی مقاومت از سوی مسعود رجوی، و همچنین شیوه تعیین اعضای شوراهای رهبری و مرکزی، همگی نشان‌دهنده سیستمی است که در آن اقتدار از بالا به پایین (هرم تشکیلاتی که در راس آن مسعود رجوی است) جریان دارد. در این چارچوب، عناوینی مانند “مسئول اول” بیشتر نمایانگر توزیع وظایف اجرایی در بالاترین سطوح مدیریتی تشکیلات است تا تجلی یک اراده آزاد انتخاباتی از سوی بدنه مستقل از رهبری. بررسی تطبیقی این ساختارها با نظریات ماکس وبر درباره اقتدار سنتی و کاریزماتیک در کتاب “اقتصاد و جامعه” (Economy and Society) نیز تبیین می‌کند که چگونه در ساختارهای دیکتاتوری با کاریزمای فردی که راس هرم است، مشروعیت نه از طریق صندوق‌های رأی استاندارد، بلکه از طریق اتصال به کانون اصلی رهبری یعنی مسعود در درجه نخست و سپس مریم رجوی تعریف و بازتولید می‌شود.

در نهایت، در حالی که سازمان مجاهدین خلق تلاش میکند فرآیند انتخاب مهناز میمنت به عنوان مسئول اول جدید در آستانه شصت‌ودومین سال تأسیس این سازمان را نشانه‌ای از پویایی دموکراتیک درون‌تشکیلاتی خود معرفی کند، تحلیلگران سیاسی و منتقدان، این مکانیسم‌ها را درون‌گروهی، فرمایشی و فاقد معیارهای دموکراسی مدرن ارزیابی می‌کنند چراکه در آن هژمونی رهبری عقیدتی و کانون اصلی قدرت دست‌نخورده باقی می‌ماند.

مزدا پارسی

خروج از نسخه موبایل