وقتی تصویرسازی جای واقعیت را میگیرد – مجاهدین خلق طی چند دهه گذشته همواره کوشیدهاند آمال و آرزوهای سیاسی خود را به جای واقعیت به افکار عمومی، بهویژه افکار عمومی بینالمللی و دولتهای غربی، قالب کنند. سازمانی که مدعی است نیرویی تعیینکننده، برخوردار از حمایت گسترده مردم ایران و حتی «تنها آلترناتیو» جمهوری اسلامی است، برای تثبیت این تصویر از ابزارهای مختلف تبلیغاتی بهره گرفته است؛ از ایجاد هویتهای غیرواقعی و حضور مصنوعی در فضای مجازی گرفته تا تولید و بازنشر سازمانیافته محتوا با هدف بزرگنمایی میزان نفوذ و پایگاه اجتماعی خود.
گزارش اخیر شرکت آنتروپیک درباره سوءاستفاده از هوش مصنوعی، از همین منظر اهمیت ویژهای پیدا میکند؛ زیرا بار دیگر موضوع جعل هویت، فعالیت هماهنگ در فضای مجازی و تلاش برای ایجاد ارتباط و تأثیرگذاری بر مخاطبان ایرانی را به میان آورده است.
واقعیت این است که حتی پس از دههها تبلیغات گسترده، هزینههای هنگفت رسانهای و تلاش مستمر برای معرفی خود بهعنوان نیرویی برخوردار از پایگاه اجتماعی در ایران، رهبران مجاهدین نتوانستهاند این تصویر تبلیغاتی را با واقعیت اجتماعی منطبق کنند.
بنابراین نهتنها نشانهای از تحقق این ادعاها در جامعه ایران پدیدار نشده، بلکه هرچه زمان گذشته، فاصله میان تصویری که سازمان از خود ارائه میدهد و واقعیت موجود آشکارتر شده است. بعبارتی تبلیغات گسترده نمیتواند جایگزین پایگاه اجتماعی واقعی شده و گذشته تاریک مجاهدین را پنهان کند.
وضعیت اعضای مجاهدین در اردوگاه مانز آلبانی نیز در همین چارچوب اهمیت دارد. این اردوگاه برای منتقدان سازمان به نوعی «دم خروس» تبدیل شده است؛ زیرا ادعاهای مجاهدین درباره آزادی، دموکراسی، حقوق فردی و جایگاه زنان، ناگزیر باید با واقعیت زندگی اعضای سازمان و میزان ارتباط و آزادی آنان در برابر دنیای بیرون سنجیده شود. همانگونه که وضعیت اعضای سازمان در اردوگاههای عراق طی سالها یکی از معیارهای سنجش ادعاهای آن بود، امروز نیز وضعیت آنان در آلبانی نمیتواند از ارزیابی این ادعاها جدا باشد.
از این منظر، گزارش آنتروپیک صرفاً گزارشی درباره یک فناوری جدید نیست؛ بلکه بار دیگر این پرسش قدیمی را مطرح میکند که چرا سازمانی که مدعی چنین نفوذ گستردهای است، برای نشان دادن این نفوذ به روشهایی متوسل میشود که خود میتوانند تصویری مصنوعی از واقعیت ایجاد کنند؟
گزارش آنتروپیک چه میگوید؟
شرکت آنتروپیک در گزارش سپتامبر ۲۰۲۶ خود از شناسایی و مختل کردن یک عملیات نفوذ توزیعشده مرتبط با سازمان مجاهدین خلق (MEK) و شورای ملی مقاومت ایران (NCRI) خبر داده است. بر اساس گزارش، افراد مرتبط با این شبکه از یک عامل هوش مصنوعی مشترک برای تولید محتوا، مدیریت تعاملات و بهویژه جعل هویت افراد واقعی و برقراری ارتباط با مخاطبان ایرانی استفاده میکردند.
آنتروپیک در توضیح این عملیات میگوید هوش مصنوعی برای تولید پیامها و پاسخهای طبیعی، تقلید از سبک نگارش افراد واقعی، حفظ رشته گفتوگوها و مدیریت تعداد زیادی تعامل همزمان مورد استفاده قرار گرفته است. هدف نیز صرفاً انتشار یک پیام سیاسی نبوده، بلکه اعتمادسازی کاذب، ارتباطگیری و تلاش برای جذب نیرو و جمعآوری اطلاعات در داخل ایران عنوان شده است.
آنتروپیک پس از شناسایی این فعالیتها، حسابها و زیرساختهای مرتبط را مسدود و سازوکارهای حفاظتی خود را برای شناسایی الگوهای مشابه جعل هویت و عملیات نفوذ تقویت کرده است.
پاسخ مجاهدین؛ رد اتهام یا تغییر صورت مسئله؟
واکنش مجاهدین در وهله نخست این است که آنتروپیک را به «دروغسازی» و «شیطانسازی» متهم میکند و میگوید این شرکت پیش از انتشار گزارش هیچ پرسشی از سازمان یا شورای ملی مقاومت نکرده است.
اما نکته قابل توجه این است که پاسخ مجاهدین به جای تمرکز بر جزئیات فنی و شواهد مورد اشاره آنتروپیک، بخش مهمی از استدلال خود را بر این موضوع بنا میکند که سازمان از چنین فعالیتهایی اطلاع نداشته و اگر اعضا یا هواداران منفرد مرتکب تخلفی شده باشند، مسئولیت آن بر عهده خود آنهاست. در عین حال سازمان اعلام میکند که در صورت احراز حق شاکی، آماده جبران خسارت و پرداخت غرامت است.
این موضع پرسش مهمی ایجاد میکند؛ اگر هیچ تخلفی صورت نگرفته و گزارش اساساً «دروغ محض» است، صحبت از پرداخت غرامت دقیقاً ناظر به چه چیزی است؟ چرا که در کنار رد قاطع اتهامات، دستکم نیازمند توضیح روشنتری است.
مجاهدین همچنین تقریباً تمام موارد مطرحشده درباره جعل هویت، شبیهسازی صدا، آواتارهای فارسی، جعل عمیق و پنهان کردن وابستگی سازمانی را «کذب محض» خوانده و از مدعیان خواستهاند نمونههای آن را ارائه کنند.
اما مشکل پاسخ اینجاست که رد کلی اتهام با پاسخ دادن به شواهد مشخص یکسان نیست. اگر گزارش آنتروپیک نادرست است، انتظار طبیعی این است که سازمان دقیقاً توضیح دهد کدام بخش گزارش، درباره کدام حساب، کدام فعالیت و کدام فرد نادرست است و چرا.
از سوی دیگر، حتی اگر فرض کنیم برخی اقدامات توسط هواداران یا افراد منفرد انجام شده و دستور مستقیمی از رهبری سازمان در کار نبوده است، باز هم یک سؤال اساسی باقی میماند: رابطه این افراد با شبکه رسانهای و سازمانی مجاهدین چه بوده و چگونه باید ادعاهای مربوط به فعالیت هماهنگ آنها را توضیح داد؟
مسئله اصلی؛ ساختن «نفوذ مصنوعی»
اهمیت واقعی این پرونده شاید فراتر از خود هوش مصنوعی باشد. فناوری اکنون امکان آن را فراهم کرده است که یک فرد یا گروه بتواند در مقیاس وسیعتر از گذشته، هویت، مخاطب و حتی تصورِ حمایت اجتماعی را دستکاری کند.
اما اینجا باید میان «دیده شدن» و «پایگاه اجتماعی داشتن» تفاوت گذاشت. صدها حساب، هزاران پیام یا حضور گسترده در شبکههای اجتماعی الزاماً به معنای برخورداری از حمایت واقعی مردم نیست. حتی اگر یک جریان بتواند فضای مجازی را برای مدتی به نفع خود مهندسی کند، این امر نمیتواند جایگزین ارتباط واقعی با جامعه و برخورداری از حمایت واقعی مردم شود.
و این دقیقاً همان نقطهای است که پروژه چندین دههای مجاهدین برای ارائه تصویری متفاوت از واقعیت با مشکل روبهرو میشود. میتوان تصویر ساخت، اما نمیتوان واقعیت ساخت. میتوان برای یک سازمان در فضای مجازی مخاطب مصنوعی ایجاد کرد، اما نمیتوان با هوش مصنوعی برای آن پایگاه اجتماعی واقعی به وجود آورد.
از این رو، اگر گزارش آنتروپیک را در کنار سابقه طولانی فعالیتهای تبلیغاتی و رسانهای مجاهدین قرار دهیم، مسئله اصلی دیگر صرفاً این نیست که چه کسی از چه ابزار هوش مصنوعی استفاده کرده است. مسئله این است که آیا یک جریان سیاسی میتواند با استفاده از فناوری و روشهای تبلیغاتی، تصویری از خود بسازد که در عالم واقع فاقد آن است و سپس از دولتهای غربی بخواهد همان تصویر را بهعنوان واقعیت سیاسی ایران بپذیرند؟
پاسخ به این پرسش را نه در تبلیغات مجاهدین، بلکه در واقعیت جامعه ایران، میزان حمایت واقعی مردم از این سازمان و عملکرد و مناسبات درونی آن باید جستوجو کرد.
در نهایت، هرچه تلاش برای پوشاندن این شکاف میان «ادعا» و «واقعیت» پیچیدهتر و پرهزینهتر شود، افشای آن نیز اجتنابناپذیرتر خواهد شد. استفاده از ابزارهای جدید ممکن است شکل این تصویرسازی را تغییر دهد، اما نمیتواند نتیجه آن را تغییر دهد. بنابراین اینگونه اقدامات هرچقدر هم با فناوری های پیشرفته صورت گیرد بازهم آب در هاون کوبیدن است.
و حاصل آن برای رهبران مجاهدین نه ایجاد پایگاه اجتماعی، بلکه آشکارتر شدن فاصله میان ادعاهای آنان و واقعیت های جامعه ایران خواهد بود.
سردبیر پایگاه خبری – تحلیلی راه نو

