مقدمه
شهریور برای بسیاری از ایرانیان یادآور روزهای پرحادثهای است که با آغاز جنگ ایران و عراق گره خورده است؛ اما در تقویم سیاسی و اجتماعی ایران، شهریور ۱۳۶۰ نام دیگری هم دارد: ماه انفجار، ترور و خشونت سازمانیافته.
سازمان مجاهدین خلق که چند ماه پیش از آن رسماً وارد فاز مبارزه مسلحانه شده بود، در شهریور همان سال مجموعهای از عملیات تروریستی را اجرا کرد؛ عملیاتهایی که برخی مقامهای سیاسی و قضایی و برخی نیز افراد حاضر در اماکن عمومی را هدف قرار دادند.
۸ شهریور؛ دو انفجار و یک خلأ بزرگ
صبح هشتم شهریور ۱۳۶۰، انفجار در دفتر نخستوزیری تهران به مرگ محمدعلی رجایی، رئیسجمهور و محمدجواد باهنر، نخستوزیر انجامید.
ماجرا تنها یک بمبگذاری ساده نبود. پرونده این حادثه با نام مسعود کشمیری، دبیر وقت شورای عالی امنیت ملی، گره خورد؛ فردی که در تحقیقات بعدی بهعنوان عامل نفوذی مجاهدین خلق معرفی شد.
به این ترتیب، یکی از حساسترین ساختمانهای اجرایی کشور، نه در میدان جنگ، بلکه در قلب پایتخت هدف انفجار قرار گرفت.
۱۴ شهریور؛ انفجار در دادستانی
شش روز بعد، نوبت به ساختمان دادستانی کل انقلاب رسید.
در چهاردهم شهریور، انفجاری در این ساختمان رخ داد و آیتالله علی قدوسی، دادستان کل انقلاب، بر اثر جراحات وارده جان باخت.
فاصله کوتاه میان این حادثه و انفجار دفتر نخستوزیری، نشان میداد که عملیات مسلحانه آن روزها با سرعت و سازمانیافتگی قابل توجهی دنبال میشد.
۲۰ شهریور؛ ترور در نماز جمعه تبریز
بیستم شهریور، حادثهای دیگر رخ داد؛ این بار در نماز جمعه تبریز.
آیتالله سیداسدالله مدنی، امام جمعه تبریز، پس از پایان خطبهها و هنگام اقامه نماز هدف حمله قرار گرفت و جان باخت.
در گزارشهای منتشرشده، عامل این ترور از اعضای سازمان مجاهدین خلق معرفی شده است.
وقتی یک عملیات مسلحانه به محل حضور مردم و نماز جمعه کشیده میشود، دیگر نمیتوان آن را صرفاً یک درگیری میان گروههای سیاسی دانست؛ زیرا مردم عادی نیز در معرض پیامدهای خشونت قرار میگیرند.
۲۹ شهریور؛ ادامه عملیات مسلحانه
روزهای پایانی شهریور نیز خالی از خشونت نبود.
در بیستونهم شهریور ۱۳۶۰، نمایشگاه جنگ در تهران هدف حمله مسلحانه قرار گرفت. بنا بر گزارشهای منتشرشده، در این حمله سه نفر از نیروهای حفاظت نمایشگاه کشته شدند و مهاجمان از اعضای مجاهدین خلق معرفی شدهاند.
این حادثه در شرایطی رخ داد که کشور همزمان با جنگ ایران و عراق درگیر بحرانی گسترده بود و عملیات مسلحانه در داخل، فشار مضاعفی بر جامعه وارد میکرد.
چند تاریخ؛ یک تصویر
اگر این حوادث را کنار یکدیگر بگذاریم، با مجموعهای از اتفاقات پراکنده روبهرو نیستیم:
۸ شهریور؛ دفتر نخستوزیری
۱۴ شهریور؛ دادستانی کل انقلاب
۲۰ شهریور؛ نماز جمعه تبریز
۲۹ شهریور؛ نمایشگاه جنگ تهران
قربانیان و محل وقوع حوادث متفاوت بودند، اما وجه مشترک آنها استفاده از خشونت و عملیات مسلحانه در فضای سیاسی ایرانِ سال ۱۳۶۰ بود.
این وقایع را نمیتوان از تصمیم سازمان مجاهدین خلق برای ورود به فاز مسلحانه جدا کرد؛ تصمیمی که آثار آن تنها متوجه مسئولان سیاسی نبود و خانوادهها و شهروندان عادی را نیز درگیر کرد.
تاریخ برای خانوادهها هنوز تمام نشده است
سالها از شهریور ۱۳۶۰ گذشته است. بسیاری از کسانی که آن روزها را دیدهاند، امروز در میان ما نیستند؛ اما برای خانواده قربانیان، یک تاریخ هیچگاه صرفاً یک عدد در تقویم نیست.
بازخوانی این وقایع نه برای زنده نگه داشتن کینه، بلکه برای شناخت گذشته و جلوگیری از تحریف تاریخ ضروری است.
نسل امروز حق دارد بداند در آن سالها چه اتفاقی افتاد، چه کسانی قربانی شدند و تصمیمهای سیاسی چگونه میتوانند جامعه را به سمت خشونت سوق دهند.
شهریور ۱۳۶۰ را میتوان از زوایای مختلف بررسی کرد؛ اما این ماه یکی از مقاطع مهم در کارنامه خشونت مسلحانه مجاهدین خلق در دهه ۶۰ بود.
شناخت این گذشته، بهویژه برای خانوادههایی که سالهاست با پیامدهای اقدامات این سازمان دستوپنجه نرم میکنند، بخشی از حق دانستن است.
منابع و مستندات
گزارشهای تاریخی و مستند منتشرشده درباره حوادث ۸، ۱۴، ۲۰ و ۲۹ شهریور ۱۳۶۰، از جمله گزارشهای رسانهای و اسناد منتشرشده درباره عملیات مسلحانه سازمان مجاهدین خلق.
عباس جعفری ـ جداشده از سازمان مجاهدین خلق

