ریشهدارترین شکاف در تاریخ مخالفان جمهوری اسلامی ایران، دعوای دیرینه میان سازمان مجاهدین خلق و جریانهای سلطنتطلب است. این ضد و خوردهای سیاسی که اکثرا با خشونت کلامی و حتی فیزیکی همراه بوده است، ابعاد ایدئولوژیک، تاریخی و استراتژیک دارد. دهههاست که مجاهدین خلق و سلطنت طلبان با اتهامات متقابل، مرزبندیهای تند و رقابت بر سر رهبری آینده ایران چهره خود را به رفتارهای غیردمکراتیکی آراستهاند که ماهیت آنها را برای ملت ایران روشن کرده است. اعتبار هر دو گروه برای ملت ایران از میان رفته است.
اخیراً اظهارات آریا کنگرلو، چهره پادشاهیخواه، در تلویزیون صدای آمریکا مبنی بر اینکه مجاهدین خلق پس از دههها مبارزه با جمهوری اسلامی اکنون به گروهی منفور تبدیل شدهاست، با واکنش بسیار تند، خشمگینانه و بیانیههای شدیداللحن از سوی این سازمان مواجه شد. کنگرلو گفت:”مجاهدین که فکر میکردند به تنهایی جمهوری اسلامی را میتوانند زمین بزنند امروز جزء منفورترین گروههای سیاسی شدهاند”!
مجاهدین خلق، در واکنش به اظهارات کنگرلو، سخنان او را همراستا با مواضع حکومت ایران و بقایای ساواک یا رژیم سلطنتی سابق ارزیابی کردند و با این توجیه که اینگونه سخنان علیه مجاهدین از زبان مقامات حکومت ایران نیز شنیده شده است، بر طبل حقانیت و اصالت مبارزاتی خود کوبیدند.
این تنش اگرچه این نکته کلیدی را آشکار میسازد که در میان مخالفان ایران تکثر و گسست فراوان وجود دارد، اما مانع از پذیرش واقعیت جمله کنگرلو نمیشود. تشکیلات مجاهدین خلق در طول پنج دهه، علیرغم وعدههای بسیار برای سرنگون کردن جمهوری اسلامی و ادعاهای بسیار برای حمایت از دمکراسی در ایران، منفور ملت ایران است. کارنامه عملی مجاهدین خلق در همه این سالها هیچ گاه در راستای منافع ملت ایران نبوده است و نفرتی که پس از وقایع دی ماه و تهاجم نظامی آمریکا و اسراییل علیه رضا پهلوی در دل مردم ایران ایجاد شد، سالها پیش از آن با همدستی مسعود رجوی با صدام حسین و اقدامات تروریستی گروهک علیه شهروندان ایرانی در دل و جان مردم نشسته بود.
مزدا پارسی

