چمنی، عضو پیشین سازمان مجاهدین خلق که در سازمان با نام مستعار “بابک شایان” فعالیت میکرد، در جایگاه مطلع حاضر شد و درباره نحوه پیوستن خود به سازمان، مناسبات داخلی تشکیلات، فعالیتهای موسوم به “کانونهای شورشی” و شیوه جذب و بهکارگیری افراد توضیحاتی ارائه کرد.
مهمترین محورهای اظهارات چمنی
چمنی گفت در سال ۱۳۷۹ با وعده کاریابی و دریافت حقوق بالا فریب خورد و از طریق ترکیه به کردستان عراق منتقل شد. به گفته او، پس از ورود به عراق مدتی بازداشت و سپس به یکی از مراکز تشکیلات مجاهدین خلق منتقل شد.
او درباره دوران عضویت خود گفت که سازمان از روشهای مختلف برای تأثیرگذاری و کنترل ذهن اعضا استفاده میکرد و در نشستهای داخلی، از جمله نشستهای “پرچم”، “طعمه” و “غسل هفتگی”، اعضا تحت فشار قرار میگرفتند.
چمنی عنوان داشت که با اعضای جداشده برخوردهای سختی صورت میگرفت و حتی درباره کشتن برخی از آنان صحبت میشد. او همچنین گفت برخی اعضای جداشده در نهایت کشته شدند.
او یکی از تجربیات خود را مربوط به دوران پس از ورود نیروهای آمریکایی دانست و گفت شرایط زندگی اعضا بسیار دشوار بود؛ از جمله اینکه در یک شب سرد و بارانی مجبور شده بود زیر یک تانک بخوابد و دچار سرمازدگی پا شود.
به گفته چمنی، زمانی که اعلام کرد دیگر نمیخواهد در سازمان بماند، به او گفته شد به دلیل ورود غیرقانونی به عراق، ممکن است طبق قوانین دوران صدام هشت سال در زندان ابوغریب بماند. او گفت مدتی نیز در زندان شرایط سختی را تجربه کرده است.
نکاتی درباره فعالیتهای سازمان در عراق
بخش مهمی از شهادت چمنی به فعالیتهای سازمان در عراق اختصاص داشت. او گفت پس از خلع سلاح سازمان در جریان جنگ آمریکا، تشکیلات تلاش کرد با جذب جوانان عراقی و آموزش آنان فعالیت خود را ادامه دهد.
به گفته او، همزمان “یگانهای اجتماعی” تشکیل شد که اعضای آن از طریق فیسبوک و مسنجر با افراد ارتباط میگرفتند و محتوای مورد نظر سازمان را منتشر میکردند. چمنی مدعی شد ارتباطات اعضا تحت نظارت مسئولان سازمان بود و پیامها و محتوای تولیدشده کنترل میشد.
او همچنین درباره جمعآوری امضا در عراق گفت سازمان از اعضا خواسته بود در مدت کوتاهی تعداد زیادی امضا جمع کنند. به گفته چمنی، برای تحقق این هدف از فهرستهای مربوط به افراد و گروههای دیگر، حسابهای جعلی ایمیل و روشهای غیرواقعی برای تولید و ارسال امضاها استفاده شد. او مدعی شد بخش قابل توجهی از اسامی موجود در فهرستها متعلق به افرادی بوده که از قرار گرفتن نامشان در چنین فهرستی اطلاعی نداشتند.
اظهارات چمنی درباره کانونهای شورشی
چمنی که به گفته خودش مدتی در کانونهای موسوم به “شورشی” نیز فعالیت داشته، درباره شیوه تعیین اهداف و جذب نیرو برای این فعالیتها نیز توضیح داد.
او نمونهای را در استان فارس مطرح کرد و گفت یک نوجوان ۱۳ ساله از سوی عوامل مجاهدین خلق برای دیوارنویسی جذب شده بود، بدون اینکه خانوادهاش از فعالیت او اطلاع داشته باشند. به گفته چمنی، خانواده تصور میکردند پولی که به او میدهند برای اینترنت مصرف میشود، در حالی که از آن برای تهیه وسایل مورد استفاده در دیوارنویسی استفاده میشده است.
وی همچنین مدعی شد در موارد دیگری از کودکان کار برای تهیه تصاویر تبلیغاتی استفاده میشده است؛ به گفته او، برخی از این کودکان حتی توانایی خواندن نداشتند و در ازای غذا یا مبالغ اندک، از آنها خواسته میشد نوشته یا تصاویری را مقابل دوربین بگیرند یا عباراتی را تکرار کنند.
چمنی افزود که در برخی موارد، کودکان با عناوینی مانند جشن تولد به مکانهایی برده میشدند و از آنان برای تهیه تصاویر تبلیغاتی استفاده میکردند؛ تصاویری که بعداً در رسانهها و فضای مجازی وابسته به سازمان منتشر میشد. او مدعی شد بسیاری از این افراد از نحوه استفاده بعدی از تصاویرشان اطلاع نداشتند.
ارتباط مجاهدین با داعش
یکی دیگر از بخشهای قابل توجه اظهارات چمنی، اظهارات او درباره ارتباط برخی عناصر سازمان با عناصر داعش در عراق بود. او گفت در جریان فعالیتهای اینترنتی، یکی از فرماندهان داعش در موصل با اعضای این شبکه ارتباط داشت و اطلاعاتی درباره وضعیت منطقه برای آنان ارسال میکرد.
چمنی همچنین ادعا کرد سازمان در مقطعی از فهرست اعضای داعش برای جمعآوری امضا و بلند کردن فهرست امضاکنندگان طومارهایش استفاده کرده است.
جمعبندی اظهارات چمنی
در مجموع، چمنی در دادگاه سه محور اصلی را مطرح کرد:
تجربه شخصی خود از جذب و عضویت در سازمان: او گفت با وعده کار و درآمد جذب شد، اما پس از ورود به عراق با شرایطی کاملاً متفاوت از تصور اولیه خود مواجه شد و بعدها تلاش کرد از سازمان خارج شود. تجربه ای که بسیاری اعضای پیشین مجاهدین خلق مشابه آن را ذکر کردهاند.
توصیف مناسبات داخلی سازمان: او از فشار تشکیلاتی، نشستهای ایدئولوژیک، کنترل اعضا و برخورد خشونت آمیز مسئولان مجاهدین با افراد خواهان جدایی سخن گفت.
فعالیتهای پس از استقرار سازمان در عراق و شکلگیری کانونهای شورشی: او درباره فعالیتهای اینترنتی، جذب افراد، جمعآوری امضا، ارتباطگیری با جوانان عراقی و همچنین استفاده از نوجوانان و کودکان برای برخی فعالیتهای تبلیغاتی و میدانی توضیح داد.
در پایان، چمنی با بیان اینکه از سال ۱۳۷۹ احساس میکند زندگی واقعی خود را از دست داده است، گفت هدفش در دادگاه دفاع از خود نیست، بلکه میخواهد درباره تجربه و شکایت خود از مسعود رجوی، مریم رجوی و دیگر رهبران سازمان سخن بگوید و فرصتی برای جبران گذشته و بازگشت به زندگی عادی پیدا کند.

