مهرماه در تاریخ سازمان تروریستی مجاهدین خلق، یادآور بخشی از مسیری است که این سازمان طی چند سال پیمود؛ مسیری که از یک بحران عمیق ایدئولوژیک در درون تشکیلات آغاز شد و سرانجام به رویارویی مسلحانه در خیابانهای تهران و کشتهشدن شمار زیادی از جوانانی انجامید که بسیاری از آنان در سنین پایین جذب تبلیغات و تشکیلات سازمان شده بودند.
۱۰ مهر ۱۳۵۴؛ وقتی اسلام کنار گذاشته شد
۱۰ مهر ۱۳۵۴ یکی از نقاط مهم تاریخ سازمان مجاهدین خلق است. در این مقطع، جریان مارکسیستی درون سازمان با انتشار “بیانیه اعلام مواضع ایدئولوژیک”، ایدئولوژی پیشین سازمان را مورد نقد قرار داد و مارکسیسم را جایگزین مبانی اسلامی کرد. متن همان بیانیه نیز به نقد ایدئولوژی مذهبی پیشین سازمان پرداخته است.
این تغییر فقط یک جابهجایی نظری نبود. درگیریهای درونی سازمان به حذف و تصفیه مخالفان انجامید و مجید شریفواقفی، از اعضای باسابقه سازمان که با این تغییر ایدئولوژیک مخالفت داشت، در همین کشمکشها کشته شد.
از جذب جوانان تا میدان درگیری
پس از انقلاب ۱۳۵۷، سازمان مجاهدین با تبلیغات گسترده، شمار قابل توجهی از نوجوانان و جوانان را جذب کرد. تشکیل “میلیشیا” نیز زمینهای برای سازماندهی هواداران جوان فراهم کرد. در ادامه، با ورود سازمان به فاز مسلحانه، بخشی از همین نیروهای جوان به میدان درگیری کشیده شدند.
۵ مهر ۱۳۶۰ نقطه اوج این روند بود؛ روزی که تظاهرات مسلحانه سازمان در تهران شکل گرفت و درگیریهای خونینی در خیابانهای پایتخت رخ داد. منابع مختلف درباره جزئیات و شمار قربانیان روایتهای متفاوتی دارند؛ اما اصل وقوع درگیری مسلحانه در این روز در منابع تاریخی ثبت شده است.
قربانیان؛ انسانهایی که به “شهدای سازمان” تبدیل شدند؟
یکی از پرسشهای مهم درباره تاریخ سازمان تروریستی مجاهدین این است که در میان شعارهای “فدا” و “شهادت”، سرنوشت خودِ انسانها چه شد؟
جوانی که با شور و هیجان جذب تشکیلات شده بود، چگونه از یک هوادار سیاسی به نیروی درگیر در عملیات مسلحانه تبدیل شد؟ و پس از کشتهشدن او، چه کسی درباره تصمیمی که برایش رقم خورده بود پاسخگو بود؟
در ادبیات سازمان، بسیاری از کشتهشدگان با عنوان “شهید” معرفی شدند و مرگ آنان در روایت تبلیغاتی سازمان به نمادی برای ادامه مبارزه و جذب نیروهای بعدی تبدیل شد. همین مسئله، یکی از موضوعات مهم در بررسی سازوکار تبلیغاتی و تشکیلاتی سازمان است.
از خیابانهای خونین تا یک میراث پرهزینه
۵ مهر را نمیتوان جدا از حوادث ماههای پیش از آن و ورود سازمان به فاز مسلحانه بررسی کرد. در این مقطع، تقابل سیاسی جای خود را به خشونت مسلحانه داد و جامعه ایران هزینه سنگینی پرداخت.
در کنار آن، در کارنامه سازمان مجاهدین خلق نیز عملیات مسلحانه و ترور افراد و شخصیتهای مختلف ثبت شده است؛ بنابراین بررسی تاریخ این سازمان تنها با روایت “فداکاری اعضا” کامل نمیشود و باید درباره قربانیان، خانوادهها و پیامدهای تصمیمات تشکیلاتی نیز سخن گفت.
مهرماه از این منظر، تنها یک صفحه از تقویم نیست؛ روایتی است از مسیری که در آن بحران ایدئولوژیک، نفی اسلام و گرایش به مارکسیسم، جذب و سازماندهی جوانان، ورود به فاز مسلحانه و تبدیل قربانیان به نمادهای تبلیغاتی، به حلقههایی از یک زنجیره تاریخی تبدیل شدند.
بازخوانی این تاریخ برای نسل امروز اهمیت دارد؛ نسلی که باید بداند پشت شعارهای سیاسی، گاه سرنوشت واقعی انسانها و خانوادههایشان پنهان میماند.
علی محمدی – جداشده از سازمان تروریستی مجاهدین

