نماد سایت انجمن نجات

نشست دیگ یا سوهان روح و روان

نشست عملیات جاری

نشست عملیات جاری

هر از چند مدتی که وضعیت تشکیلاتی نفرات بهم می ریخت و بوی جدا شدن نفرات به مشام رهبری می رسید او به فکر چاره می افتاد و تنها راهی که به ذهنش می رسید همان کنترل افکار و نفرات موجود در تشکیلات بود.

این کنترل را فقط با گذاشتن نشست های مستمر و تکراری انجام می داد تا روح و روان افراد را تحت کنترل خود در آورد و نفر را به جایی برساند که احساس گناه و بدهکاری نسبت به رهبر سازمان کند و آن را در جمع بیان کند و فحش و ناسزا بشنود تا سران سازمان قبول کنند که او وفادار باقی مانده است .

آنقدر در چنین نشستهایی روی نفرات فشار بود که کمتر کسی توان ایستادگی داشت و به آنچه سران مجاهدین می خواستند تن ندهد.

همیشه در تشکیلات احرم فشار جمع، کارساز بود. یعنی سران سازمان هیچ گاه خود را طرف حساب نفرات مشکل دار نمی کرد بلکه از سلسله مراتب تشکیلاتی می خواست که آنها با او برخورد کرده و او را مجبور کنند که تعهد بدهد که به سازمان و رهبری آن وفادار باقی خواهد ماند و تنها راه نجات خود را اعتراف به این می دید. حتی اگر از عمق وجود آن را قبول نداشت .

اینگونه بود که هر لحظه آن نشستها مثل سوهانی بود که روح و روان را می تراشید و زخم می کرد .

اثرات آن سالیان در اذهان باقی می ماند و به راحتی فراموش نمی شود.

هر از گاهی که به یاد آن نشستها می افتم و فشاری که بر ما بود، روزی صد بار به آنها لعنت می فرستم .

عباس محمد پور

خروج از نسخه موبایل