نماد سایت انجمن نجات

مریم رجوی چقدر وزن سیاسی دارد؟

مریم رجوی

در عصر ارتباطات، دیگر نمی‌توان با چند تصویر از سیاستمداران بازنشسته، چند سخنرانی پرطمطراق و گردهمایی‌های پرهزینه، برای یک جریان سیاسی جایگاهی فراتر از واقعیت ساخت. در دنیایی که اطلاعات با سرعت منتشر می‌شود و ادعاها امکان راستی‌آزمایی دارند، پرسش اصلی نه تعداد چهره‌هایی است که در کنار یک رهبر سیاسی عکس می‌گیرند، بلکه میزان نفوذ او بر تصمیم‌های واقعی، جایگاهش در افکار عمومی و پایگاه اجتماعی‌ای است که می‌تواند به آن تکیه کند.

مریم رجوی و سازمان مجاهدین خلق سال‌هاست می‌کوشند با برگزاری گردهمایی‌های بین‌المللی و نمایش حمایت شماری از سیاستمداران غربی، تصویری از اعتبار و نفوذ جهانی خود ارائه دهند. آیا این حضورهای پرهزینه بازتاب‌دهنده جایگاهی واقعی در معادلات سیاسی غرب است یا بیش از هر چیز، سازوکاری برای تولید تصویر قدرت و القای اعتبار بین‌المللی؟

برای پاسخ، باید از ویترین تبلیغاتی عبور کرد و به معیارهایی بازگشت که وزن واقعی یک جریان سیاسی را مشخص می‌کنند: مانند میزان شناخت عمومی، گستره حمایت اجتماعی، جایگاه آن در تصمیم‌گیری‌های رسمی و نتایج ملموس فعالیت‌های سیاسی‌اش. زیرا در سیاست، دیده‌ شدن با تأثیرگذاری یکی نیست؛ دسترسی به سیاستمداران نیز الزاماً به معنای برخورداری از حمایت مردم یا قدرت تغییر معادلات سیاسی نیست. مریم رجوی را نیز باید با همین معیارها سنجید، نه با تصویری که تشکیلاتش از جایگاه خود ترسیم می‌کند.

از هیاهوی گردهمایی‌ها تا واقعیت قدرت سیاسی:

در ارزیابی جایگاه بین‌المللی مریم رجوی، یک تمایز اساسی را نباید نادیده گرفت: سازمان مجاهدین خلق توانسته است در بخشی از محافل سیاسی غرب حضور پیدا کند و ارتباطاتی با شماری از سیاستمداران برقرار سازد؛ اما این واقعیت به‌تنهایی پاسخ‌گوی پرسش‌های مهم‌تری درباره میزان نفوذ واقعی، محبوبیت عمومی و پشتوانه اجتماعی آن نیست.

اگر قرار است ادعای برخورداری از جایگاهی تعیین‌کننده در عرصه بین‌المللی جدی گرفته شود، باید آثار آن را در تصمیم‌های رسمی دولت‌ها، مواضع پایدار نهادهای سیاسی و شواهد مستقل مربوط به افکار عمومی مشاهده کرد. و اگر از حمایت گسترده بین‌المللی سخن گفته می‌شود، باید روشن باشد که این حمایت دقیقاً از سوی چه کسانی، با چه اختیاراتی و با چه نتایج عملی صورت گرفته است.
تا زمانی که این پرسش‌ها با اسناد و داده‌های معتبر پاسخ داده نشوند، نباید حضور رسانه‌ای را با قدرت سیاسی، حمایت چند چهره شناخته‌شده را با مقبولیت عمومی و تبلیغات سازمانی را با واقعیت اجتماعی یکسان گرفت.

معیار نهایی قدرت یک جریان سیاسی، شمار سیاستمدارانی نیست که در مراسمش سخنرانی می‌کنند؛ بلکه میزان تأثیری است که بر تصمیم‌های واقعی می‌گذارد و میزان حمایتی است که شواهد مستقل از آن حکایت دارند. این همان معیاری است که باید درباره مریم رجوی و سازمان مجاهدین خلق نیز به کار گرفته شود؛ معیاری که نه با تصویرسازی تبلیغاتی تغییر می‌کند و نه با تکرار ادعاها جای خود را به واقعیت می‌دهد.

داریوش قنواتی

خروج از نسخه موبایل