نماد سایت انجمن نجات

رسوایی جدید: تصاویر ماراتن هواداران مجاهدین خلق به مناسبت ده اکتبر

بررسی تصاویر و ویدیوهای منتشر شده از ماراتنی که به نام ایرانیان و با پشتیبانی تشکیلاتی سازمان مجاهدین خلق برگزار شد، ابعاد مهمی از حیث جامعه‌شناسی سیاسی و پروپاگاندا را نمایان می‌کند. مقایسه میان ادعای نمایندگی تام‌الاختیار جامعه ایرانیان با واقعیت ملموس حضور میدانی، تضاد آشکاری را به تصویر می‌کشد.

در روز ده اکتبر 2026 مصادف به 19 مهر 1405، “هواداران مقاومت ایران” در ۹ شهر جهان، مسابقات نمادین دو استقامت (ماراتن) برگزار کردند. این ماراتن در پاریس، لندن، کلن، رم، آمستردام، استکهلم، اسلو، سیدنی و لوکزامبورگ انجام شد.

در جریان این رویداد ورزشی- سیاسی، پدیده جالب توجه، شکاف عمیق میان ادعا و واقعیت آماری است. برای نمونه جمعیت ایرانیان مقیم نروژ، مانند بسیاری دیگر از کشورهای اسکاندیناوی، تشکیل شده از ده‌ها هزار شهروند است که به دلایل مختلف تحصیلی، اقتصادی یا سیاسی مهاجرت کرده‌اند. در کشوری مانند نروژ که رویدادهای ورزشی بزرگ مانند ماراتن اسلو (DNB Oslo Marathon) سالانه ده‌ها هزار شرکت‌کننده جذب می‌کند، یک همایش یا مسابقه دو به اصطلاح ماراتن سیاسی که توسط یک گروه خاص برگزار شود و شمار حاضران آن حتی به حد نصاب چند ده نفر هم نرسد، گویای فقدان پایگاه اجتماعی این تشکیلات در میان دیاسپورای ایرانی است.

نمایش ماراتن هواداران مجاهدین

از سوی دیگر، حضور افراد غیرایرانی و تکنیک‌های نمایش صوری در تصاویری که خود تشکیلات مجاهدین منتشر کرده است، پیام روشنی دارد. هنگامی که در آیین اهدای جوایز، اسامی افراد خارجی به عنوان برنده صدا زده می‌شود، فاش می‌شود که بدنه شرکت‌کننده‌ها حتی از نظر ملیت نیز یکدست ایرانی نیست. این پدیده در علوم ارتباطات سیاسی تحت عنوان “پروپاگاندای نمایشی” شناخته می‌شود؛ به این معنا که سازندگان برنامه تلاش می‌کنند با استفاده از عناصر بصری، پلاکاردها و پوشش‌های رسانه‌ای، رویدادی محدود و کم‌فروغ را به عنوان یک جنبش مردمی بازنمایی کنند، در حالی که در پشت صحنه، کمبود شدید هوادار بومی و ایرانی، آن‌ها را ناچار به استفاده از افراد غیرایرانی یا اعضای محدود خود کرده است.

این‌گونه رخدادها به خوبی نشان‌دهنده طرد عمومی این تشکیلات در میان ایرانیان خارج از کشور است. نفرت تاریخی ایرانیان از سازمان مجاهدین خلق به دلیل سوابق عملکردی این گروه در دهه‌های گذشته و همدستی های مستند با دشمنان ملت ایران، باعث شده است که حتی در جوامع غربی که زمینه برای فعالیت‌های مدنی و اعتراضات مسالمت‌آمیز کاملاً فراهم است، ایرانیان از نزدیک شدن به این جریان و برنامه‌های آن به شدت پرهیز کنند –این نافی ادعای همیشگی مجاهدین خلق است که می‌گویند ایرانیان هوادار مجاهدین در داخل ایران از بیم دستگیری و اعدام هواداری خود از سازمان را ابراز نمی‌کنند.

بنابراین، تلاش برای استفاده از قالب‌های فرهنگی مانند برگزاری همایش و میز کتاب و رخدادهای ورزشی نظیر ماراتن برای مشروعیت‌بخشی سیاسی، نه‌تنها موثر واقع نمی‌شود، بلکه به دلیل تناقض آشکار میان آمار شرکت‌کنندگان و ادعاهای کلان سیاسی، بیش از پیش انزوای این گروه را در عرصه عمومی عیان می‌سازد.

مزدا پارسی

خروج از نسخه موبایل