نماد سایت انجمن نجات

تحلیل رفتار رسانه‌ای و بحران مشروعیت مجاهدین خلق

ساختمان قوه قضاییه

ساختمان قوه قضاییه

بار دیگر رسانه‌های تبلیغاتی مجاهدین خلق سناریویی تازه را برای بازگشت به صدر اخبار رسانه‌های فارسی‌زبان ساخته اند؛ سناریویی که شباهت‌های بسیار با الگوهای تبلیغاتی پیشین این تشکیلات دارد. این اقدامات بیانگر این نکته مهم است که تشکیلات رجوی با بحران جدی اعتبار اجتماعی روبه‌رو است.

سال گذشته، زمانی که اعتراضات دی ماه در جریان بود، مجاهدین خلق با طرح ادعای حمله به بیت رهبری تلاش کردند توجه رسانه‌ها را به خود جلب کنند. اکنون نیز پس از حواشی تجمعات نیویورک، پاریس و شکست تبلیغاتی ماراتن ۱۰ اکتبر، تشکیلات بار دیگر با ادعای حمله به ستاد مرکزی قوه قضائیه جمهوری اسلامی وارد میدان شده است.

انتشار اخبار دروغ از سوی رسانه‌های مجاهدین در شرایطی رخ می‌دهد که این تشکیلات با پرسشی اساسی از سوی افکار عمومی مواجه‌اند: “بدنه اجتماعی واقعی این سازمان کجاست؟” سازمانی که سال‌هاست خود را آلترناتیو اصلی جمهوری اسلامی معرفی می‌کند و ادعا می‌کند که “کانون‎های شورشی” و “هسته‌های مقاومت” فعال در ایران دارد، هر روز با این چالش مواجه است که ثابت کند از حمایت واقعی مردم ایران برخوردار است؛ حمایتی که با تبلیغات رسانه‌ای، برگزاری تجمعات پرهزینه، حضور سیاستمداران بازنشسته خارجی و انتشار بیانیه‌های پرطمطراق قابل اثبات نیست.

پدیده انتشار اخبار و ادعاهای مربوط به “عملیات‌های نظامی” یا “حملات درون‌شهری به نهادهای حکومتی” بدون ارائه هیچ‌گونه سند تصویری، مدرک مستند یا تاییدیه مستقل، یکی از الگوهای تکرارشونده در تاریخ سازمان مجاهدین خلق است. در ادبیات سیاسی و رسانه‌ای از این پدیده با عنوان جنگ روانی، پروپاگاندای رسانه‌ای یا انحراف دهنده افکار عمومی یاد می‌شود. بر اساس پژوهش‌های تاریخی و علوم سیاسی درباره گروه‌های شبه‌نظامی و فرقه‌ای، این‌گونه اقدامات سناریوهای ازپیش‌تعیین‌شده‌ای هستند که اهداف مشخصی را دنبال می‌کنند.

برای درک چرایی انتشار اخبار عملیات‌های ساختگی از سوی مجاهدین خلق، می‌توان دلایل زیر را مدنظر قرار داد:

بقا در فضای رسانه‌ای و مقابله با بحران هویت و مشروعیت:

هنگامی که یک سازمان سیاسی یا شبه‌نظامی با ریزش شدید نیرو، جدایی کادرهای قدیمی، شکست‌های پی‌درپی سیاسی (مانند ناکامی‌های تجمع‌های پاریس و نیویورک یا چالش‌های استقرار در آلبانی) و از فقدان پایگاه اجتماعی در طول سالیان مواجه می‌شود، برای زنده نگه داشتن نام خود در سپهر رسانه‌ای دست به تولید “رویدادهای ساختگی” می‌زند. در غیاب حمایت مردمی در داخل کشور، تولید “عملکرد” برای مصرف درون سازمانی و حفظ نیروها و گزارش‌دهی به حامیان مالی و سیاسی خارجی، به یک ضرورت حیاتی برای بقای تشکیلاتی تبدیل می‌شود.

حفظ انسجام درونی و روحیه دادن به بدنه تشکیلاتی:

در ساختارهای با ماهیت فرقه‌ای، بدنه هوادار و اعضای باقی‌مانده که تحت کنترل شدید اطلاعاتی و فکری قرار دارند، به طور مداوم نیازمند اثبات پویایی و کارآمدی سازمان هستند. ادعای انجام عملیات در امنیتی‌ترین نقاط پایتخت (مانند محدوده نهادهای عالی حاکمیتی چون بیت رهبری و ستاد مرکزی قوه قضاییه) تلاشی است برای القای این مفهوم به نیروهای درون تشکیلات که سازمان همچنان قدرتمند، فعال و دارای توان رزمی است تا از ریزش بیشتر نیروها جلوگیری شود.

جنگ روانی، پروپاگاندا و ایجاد سروصدای رسانه‌ای:

هدف اصلی این‌گونه سناریوها نه پیروزی نظامی –که با توجه به واقعیات میدانی غیرممکن است– بلکه تسخیر موقت ترندهای شبکه‌های اجتماعی و کشاندن بحث رسانه‌ها به سمت توانایی‌های ادعایی این گروه است. ایجاد هیاهو پیرامون موضوعاتی چون “حمله به مراکز حساس” ابزاری برای تحت‌الشعاع قرار دادن اعتراضات مردمی اصیل یا انحراف توجه از شکست‌های سیاسی مجاهدین خلق است.
سازمان مسعود رجوی با انتشار اخبار دروغین درباره عملیات‌های ساختگی تلاش می‌کند تا بر بحران شدید مشروعیت، انزوای سیاسی و ریزش نیروهای خود سرپوش بگذارد. این‌گونه سناریوهای رسانه‌ای، فراتر از یک تاکتیک نظامی، تلاشی نمایشی برای حفظ انسجام درونی تشکیلات و بقا در سپهر رسانه‌ای محسوب می‌شوند.

مزدا پارسی

خروج از نسخه موبایل